وبلاگicon
علمی - در انتظار بهار ظهور

در انتظار بهار ظهور
عشق یعنی یک خمینی سادگی... عشق یعنی با علی دلدادگی.... عشق یعنی دست تو پرپر شده...عشق یعنی یک علی رهبر شده... عشق یعنی لافتی الا علی.... عشق یعنی رهبرم سید علی
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۱٤ اردیبهشت ۱۳٩۱ توسط بچه شیعه | پيام هاي ديگران()
معلمی حرکت به سوی نو
 
 
 
به نام خداوندی که انسان را با قلم عشق نقاشی نمود و آنگاه که ناقوس خلقت نواخته شد و آدمی رنگ حیات به خود گرفت٬ تعلیم و تهذیب را سرلوحه تکامل او قرار داد.

امری که فهم از درک و زبان از وصف تقدسش عاجز است و روح در برابر معنویت و عظمتش خاشع...

نمی دانم چه بگویم و از کجا آغاز کنم!

سالهاست هنگامیکه طبیعت غرور خود را از دست رفته می بیند٬ صدای طبلهایی که از دوردستها نغمه حرکت را در فضا طنین انداز کرده اند به گوش می رسد.

حرکت به سوی نور٬

حرکت به سوی ابدیت...

و چه نغمه ای از این دل انگیزتر و باشکوه تر٬ که درختان را بر آن داشت تا جامه خود را روی سنگفرش های مسیر پر پیچ و خمش پهن کنند و با رهروان طریقتش سرود عشق و دوستی سر دهند.

کاروان میرفت٬ و آن کس که راهبرشان بود پس از حق٬ تنها تو بودی...

آری! طبلها به شوق تو نواخته می شدند و راهها با دستهای سخاوتمندانه تو هموار می گشتند و اکنون که قله های علم و دانش یکی پس از دیگری فتح می شوند٬ پرچم پرافتخار تو بر هر یک از آنها نمایان است. پرچمی که نشان از صلابت و حلاوت سفر دارد. سفری هرچند کوتاه٬ ولی مملو از پیکارهای خاطره و مخاطره آمیز! سفری که طوفانهای سخت و سهمگینش قربانیان خود را به سوی باتلاق نفسانیات می کشاند و گاه گلهای زیبای لب پرتگاه آنها را از قافله جدا می ساخت.

ولی کاروان همچنان میرفت٬ و منجی اهل آن از طوفانها و پرتگاهها پس از حق٬ تنها تو بودی...

بار دیگر صدای طبلها طنین انداز شد...

اما این بار کوبش طبلها همچون همیشه نبود! گویا باید ادامه راه را بی همسفر عشق پیمود. با کوله باری از مشکلات و مسیری طولانی در پیش...

خواستم حال که پا بر قله ای کوچک از قلل رفیع معرفت نهاده ام٬ شکر حق بجای آرم و سپاس دیده از دل طلب کنم٬ توان آن نداشت که باز گوید!

خواستم حال که زبان به بیان احساس خود گشودم٬ آنرا کالبدی نو ببخشم٬ نتوانستم!

خواستم بر صفحه ای جاودانه اش سازم٬ قلم یاریم نکرد!

نتوانستم و نخواهم توانست٬ که لفظ هیچگاه معنی را در نخواهد نوردید...

پس درود بر تو ای شمع فروزان بشریت...

درود بر تو اسطوره سیمای ابدیت...

تمام زندگی من پس از حق٬ تنها تو بودی...
 
 
منبع: jafariweb.mihanblog.com
نوشته شده در تاريخ شنبه ۱٢ آذر ۱۳٩٠ توسط بچه شیعه | پيام هاي ديگران()

تبادل انرژی با نماز خواندن

 

‌نماز، تسبیح خداوند است که موجب نزدیکی روحی و معنوی ما با او می‌گردد. نماز خواندن، تبادل انرژی‌های منفی و معیوب با انرژی‌های مثبت و روحانی است که این تبادل در حالت‌های مختلف نمازخواندن، متفاوت بوده و به شرح زیر می‌باشد:

حالت ایستاده: تبادل انرژی با زمین‌ از طریق چاکرای کف پاها و گرفتن انرژی معنوی از چاکرای سر می‌باشد. 

حالت رکوع: تبادل انرژی بالاتنه با پایین‌تنه‌ از طریق چاکرای کف دست‌ها و چاکرای روی زانوها می‌باشد.

حالت سجده: تبادل انرژی‌های منفی با زمین از هفت منطقه‌ی چاکرای پیشانی، چاکرای زانوها، چاکرای کف دست‌ها و چاکرای روی پاها و گرفتن انرژی مثبت زمین از طریق این چاکراها می‌باشد.

انرژی زمین، احساس شادی، رضایت، امید، لذت و میل ‌ادامه‌ی حیات را ایجاد می‌کند.

در حالت سجده، چاکرای پیشانی که مرکز استدلال و منطق است، متعادل می‌گردد. افرادی که سجده‌های طولانی‌تری داشته باشند، می‌توانند این چاکرا را متعادل‌تر ساخته و به افرادی ‌منطقی‌تر و حتی روشن‌ضمیر تبدیل گردند. این چاکرا، مرکز خلاقیت‌ها، الهام‌ها، منطق و استدلال است.‌ در اسلام نیز سجده‌ی طولانی سفارش شده است.

تحقیق‌ها بر روی یکی از ورزش‌های «یوگا» که بسیار شبیه به انجام سجده است، نشان داده که سجده‌ی مداوم و مکرر به‌خصوص طولانی‌ می‌تواند:

 - موجب بالارفتن سطح منطق و استدلال گردد. (به علت فعال شدن چاکرای چشم سوم)

-‌ سبب فعال شدن چاکرای آجنا ‌(وسط پیشانی) و سبب روشن‌بینی و اشراق گردد.

- موجب افزایش سطح آگاهی و کنترل انرژی‌های روانی (به دلیل فعال کردن چاکرای چشم سوم و آجنا) گردد.

- سبب کشیدگی ماهیچه‌های پشت و آسودگی ماهیچه‌های کمر و اتصال بین مهره‌ها گردد.

- سبب رهاشدن دیسک‌های ستون فقرات و به حالت طبیعی درآمدن مهره‌ها گردد.

- سبب آرامش اعصاب سمپاتیک، تنظیم‌ غده‌ی آدرنال و به موجب آن‌ها، تسکین‌دهنده و کاهش‌دهنده‌ی خشم و عصبانیت باشد.

- به علت فشار به معده و فعال کردن چاکرای خورشیدی، دافع یبوست باشد.

- معالج بیماری «سیاتیک» باشد.

- موجب تبادل بیش‌تر انرژی‌های منفی بدن با انرژی‌های مثبت زمین از طریق چاکراهای کف دست‌ها، روی پاها، روی زانوها و روی پیشانی گردد.

حالت نشسته: در این حالت نیز تبادل انرژی با زمین از طریق چاکرای پاها و زانوها و چاکرای خاجی یا ریشه (در انتهای دنبالچه) صورت‌گرفته و انرژی روحانی از چاکرای تاجی یا سر گرفته می‌شود.

در این حالت، دست‌ها روی پاها است تا انرژی بالا‌تنه و پایین‌تنه با هم تبادل شده و گرد‌ش انرژی متعادل گردد. 

حالت قنوت: در این حالت، تبادل انرژی از طریق کف دست‌ها اتفاق می‌افتد. در حین نماز‌خواندن، با گفتن ذکر‌ها، انرژی خود‌درمان‌گر «آلفا» آزاد گشته و سپس در وضعیت‌های مختلف نماز، در کل بدن به گردش درمی‌آید. در‌ضمن، با گرفتن دست‌ها در مقابل صورت در زمان قنوت، برگشت انرژیِ درمان‌گر به کمک صورت نیز اتفاق می‌افتد.‌

- از نظر علمی ثابت شده ‌که میزان انرژی حیاتی، قبل و بعد از طلوع خورشید و قبل و بعد از غروب خورشید، به بالاترین حد خود می‌رسد و می‌بینیم که سفارش به نماز اول وقت، یعنی درست قبل از طلوع و غروب خورشید شده است‌ تا انرژی حیاتی بیش‌تری را دریافت‌ داریم.

- نماز و دعا و عبادت جمعی نیز بسیار قدرت دارد زیرا انرژی جمعی ایجاد می‌کند. به همین دلیل است که در اسلام، نماز جماعت و دعای جمعی، سفارش شده است.

در اسلام نماز وحشت سفارش شده است. امروزه نیز از نظر علمی، ثابت شده‌ که در زمان خورشید‌گرفتگی و طوفان‌های خورشیدی، بیماری‌های روانی، شدت می‌گیرند. در‌ضمن، تغییر در قرص ماه یا گردش ماه و هم‌چنین ماه‌گرفتگی نیز با بیماری‌های روحی و روانی و شدت و نقصان آن مرتبط است. میزان انرژی‌های منفی آزاد‌شده طی زلزله، طوفان و سیل نیز افزایش می‌یابد و حال امروز بهتر می‌توانیم درک کنیم که چرا سفارش به خواندن نماز وحشت‌ در زمان ماه‌گرفتگی و یا خورشید‌گرفتگی و بروز سیل، زلزله، طوفان و دیگر بلا‌های آسمانی‌ شده است، تا با انرژی نماز و عبادت که نوعی انرژی الهی است، بتوانیم بر انرژی‌های منفی ماه‌گرفتگی و خورشید گرفتگی غلبه کنیم‌.

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ٢٠ امرداد ۱۳۸٩ توسط بچه شیعه | پيام هاي ديگران()
به اندازه فاصله زانو تا زمین!

روزی دو مرد جوان نزد استادی آمدند و ازاو پرسیدند:
فاصله بین دچار یک مشکل شدن تا راه حل یافتن برای حل مشکل چقدراست؟

استاد اندکی تامل کرد و گفت:

فاصله مشکل یک فرد و راه نجات او از آن مشکل برای هر شخصی به اندازه فاصله زانوی او تا زمین است!

آن دو مرد جوان گیج و آشفته از نزد او بیرون آمدند و

در بیرون مدرسه با هم به بحث و جدل پرداختند. اولی گفت:" من مطمئنم منظور استاد معرفت این بوده است که باید به جای روی زمین نشستن از جا برخاست و شخصا برای مشکل راه حلی پیدا کرد. با یک جا نشینی و زانوی غم در آغوش گرفتن هیچ مشکلی حل نمی شود. "

دومی کمی فکر کرد و گفت:" اما اندرزهای پیران معرفت معمولا بارمعنایی عمیق تری دارند و به این راحتی قابل بیان نیستند. آنچه تو می گویی هزاران سال است که بر زبان همه جاری است و همه آن را می دانند. استاد منظور دیگری داشت."

آندو تصمیم گرفتن نزد استاد بازگردند و از خود او معنای جمله اش را بپرسند. استاد با دیدن مجدد دو جوان لبخندی زد و گفت:

وقتی یک انسان دچار مشکل می شود. باید ابتدا خود را به نقطه صفربرساند. نقطه صفر وقتی است که انسان در مقابل کائنات و خالق هستی زانو می زند و از او مدد می جوید.

بعد از این نقطه صفر است که فرد می تواند برپا خیزد و با اعتماد به همراهی کائنات دست به عمل زند. بدون این اعتماد و توکل برای هیچ مشکلی راه حل پیدا نخواهد شد. باز هم می گویم...
فاصله بین مشکلی که یک انسان دارد با راه چاره او ، فاصله بین زانوی او و زمینی است که برآن ایستاده است

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ٢٠ امرداد ۱۳۸٩ توسط بچه شیعه | پيام هاي ديگران()
عالم فروتن

گویند که زمانی در شهری دو عالم می زیستند . روزی یکی از دو عالم که بسیار پرمدعا بود ? کاسه گندمی بدست گرفت و بر جمعی وارد شد و گفت :
این کاسه گندم من هستم ! ( از نظر علم و ... ) و سپس دانه گندمی از آن برداشت و گفت :...

و این دانه گندم هم فلان عالم است !
و شروع کرد به تعریف از خود .
خبر به گوش آن عالم فرزانه رسید . فرمود به او بگوئید :
آن یک دانه گندم هم خودش است ? من هیچ نیستم...

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ٢٠ امرداد ۱۳۸٩ توسط بچه شیعه | پيام هاي ديگران()
پند سقراط

روزی سقراط ، حکیم معروف یونانی، مردی را دید که خیلی ناراحت و متاثراست. علت ناراحتیش را پرسید ،پاسخ داد:"در راه که می آمدم یکی از  آشنایان را دیدم.سلام کردم جواب نداد و با بی اعتنایی و خودخواهی گذ شت  و رفت و من از این طرز رفتار او خیلی رنجیدم." 

سقراط گفت:"چرا رنجیدی؟" مرد با تعجب گفت :"خب معلوم است، چنین رفتاری   ناراحت کننده است."

سقراط پرسید:....

"اگر در راه کسی را می دیدی که به زمین افتاده و از درد وبیماری به خود می پیچد، آیا از دست او دلخور و رنجیده می شدی؟"

مرد گفت:"مسلم است که هرگز دلخور نمی شدم.آدم که از بیمار بودن کسی دلخور نمی شود."

سقراط پرسید:"به جای دلخوری چه احساسی می یافتی و چه می کردی؟"

مرد جواب داد:"احساس دلسوزی و شفقت و سعی می کردم طبیب یا دارویی به او برسانم."

سقراط گفت:"همه ی این کارها را به خاطر آن می کردی که او را بیمار می دانستی،آیا انسان تنها جسمش بیمار می شود؟ و آیا کسی که رفتارش نادرست است،روانش بیمار نیست؟ اگر کسی فکر و روانش سالم باشد،هرگز رفتار بدی از او دیده نمی شود؟ بیماری فکر و روان نامش "غفلت" است و باید به جای دلخوری و رنجش ،نسبت به کسی که بدی می کند و غافل است،دل سوزاند و کمک کرد و به او طبیب روح و داروی جان رساند. پس از دست هیچکس دلخور مشو و کینه به دل مگیر و آرامش خود را هرگز از دست مده و بدان که هر وقت کسی بدی می کند، در آن لحظه بیمار است

نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸۸ توسط بچه شیعه | پيام هاي ديگران()
انواع دماسنج ها و طرز کار آنها

تاریخچه:
نخستین وسیله واقعی علمی را برای اندازه‌گیری درجه حرارت در سال 1592 گالیله اختراع کرد وی برای این منظور یک بطری شیشه‌ای گردن باریک انتخاب کرده بود. بطری با آب رنگین تا نیمه پر شده و وارونه در یک ظرف محتوی آب رنگینی قرار گرفته بود. با تغییر دما هوای محتوی بطری منبسط یا منقبض می‌شد و ستون آب در گردن بطری بالا یا پایین می‌رفت. وسیله گالیله مقیاسی واقعی برای سنجش دما نبود به طوری که وسیله وی بیشتر جنبه دما نما داشت. تا جنبه دماسنج در سال 1631ری تغییراتی را در دمانگار گالیله پیشنهاد کرد. پیشنهاد وی همان بطری وارونه گالیله بود که در آن فقط سرد و گرم شدن از روی انقباض و انبساط آب ثبت می‌شد.
در سال 1635 دوک فردینالند توسکانی، که به علوم علاقه‌مند بود دماسنجی ساخت که در آن از الکل (که در دمایی خیلی پایین‌تر از دمای آب یخ می‌بندد.) استفاده کرد. و سر لوله را چنان محکم بست که الکل نتواند تبخیر شود.سرانجام در سال 1640 دانشمندان آکادمی لینچی در ایتالیا نمونه‌ای از دماسنج‌های جدیدی را ساختند که در آن جیوه به کار برده و هوا را دست کم تا حدودی از قسمت بالای لوله بسته خارج کرده بودند. توجه به این نکته جالب است که در حدود نیم قرن طول کشید تا دماسنج کاملاً تکامل یافت.
به دنبال کشف دماسنج گابریل دانیل فارنهایت دانشمند هلندی در قرن هفدهم نوعی دماسنج گازی و الکلی ساخت که با دقت اندازه‌گیری بیشتری می‌تواند دمای هوا را اندازه‌گیری کند. او به سال 1714 میلادی دماسنج جیوه‌ای را طراحی و با ضریب دقت بالایی با شیوه‌ای خاص درجه‌بندی نمود. فارنهایت نتایج تحقیقات خود را در سال 1724 میلادی منتشر ساخت.
آندرس سیلیسیوس دانشمند سوئدی به سال 1723 دماسنج جیوه‌ای را به صد قسمت مساوی تقسیم‌بندی نمود. اندازه‌گیری دمای هوا به روش سانتیگراد، (سیلیسیوس) به نام پرافتخار ایشان ثبت شده است.
ژول دانشمند انگلیسی با اعتقاد به این که گرما نوعی انرژی است آزمایش‌های فراوانی در این راستا به انجام رسانید. او با اندازه‌گیری اختلاف دمای آب در بالا و پایین یک آبشار صد و ده متری روی تبدیل انرژی پتانسیل آب به گرما بررسی‌های فراوانی به انجام رسانید. پس از انجام این بررسی‌ها او به این نتیجه رسید که مقدار انرژی در جهان ثابت است فقط می‌تواند از صورتی به صورت دیگر تبدیل شود. پس اجسام می‌توانند در حالت تعادل گرمایی وجود داشته باشند. ژول در سال 1843 اظهار داشت که هرگاه مقدار معینی از انرژی مکانیکی به نظر ناپدید آید، همراه آن مقدار معینی گرما ظاهر شده است و این دلالت بر پایستگی چیزی دارد که امروزه آن را انرژی می‌نامیم. ژول می‌گوید که او خشنود است از اینکه عوامل بزرگ طبیعت به فرمان خالق فناناپذیر هستند و اینکه هرگاه (انرژی) مکانیکی صرف شود هم ارز گرمایی دقیقی از آن به دست می‌آید.
این گفته را ژول با کار خود در آزمایشگاه به دست آورده بود او اساساً مرد عمل بود و وقتی اندک برای تفکرات فلسفی درباره‌ یافته‌های خود داشت. در حالی که دیگران بر مبنای استدلالهای ذهنی به همان نتیجه رسیده بودند که مقدار کل انرژی در جهان ثابت است.
اینک پس از سالها گذر از نظریات ارزشمند دانشمندان انسان توانسته است با بکارگیری روابط و قوانین انرژی گرمایی را بیشتر شناخته و در نیروگاههای تولید برق، کارخانه‌های فولاد سازی، نیروگاههای هسته‌ای، موتور هواپیمای غول پیکر و هزاران هزاران پدیده او را مهار ساخته و بکار گیرد.

تعریف دما سنج
میزان الحراره که سرما و گرما را نشان میدهد، این لفظ فرانسوی است و در فارسی مستعمل است لیکن هنوز جزء زبان نشده است(فرهنگ نظام). ماخوذ از ترموس بمعنی گرما و مترون بمعنی اندازه یونانی و آلتی است که از روی آن میزان گرما اندازه گیری میشود و معمولا از یک لوله شیشه ای که دو طرف آن بسته و در قسمت پایین آن مخزنی پر از جیوه یا الکل تعبیه شده است تشکیل می گردد برای مدرج ساختن آن ، ترمومترهای جیوه ای را در ظرف بخار آبی که در حال جوش است (کنار دریا) قرار میدهند، جیوه بر اساس خاصیت انبساط اجسام در مقابل حرارت در لوله بالا میرود ودر نقطه ای که توقف می کند آن نقطه را با عدد 100 علامت می گذارند. سپس مخزن جیوه را در خرده یخ در حال گداز می گذارند. جیوه از لوله پائین می آید و در نقطه ای متوقف می شود که آن را، نقطه صفر میزان الحراره فرض می کنند و در حقیقت نقطه انجماد آب یا نقطه ذوب یخ است . آنگاه میان این دو رقم را با اعداد علامت گذاری نموده که هر قسمت را یک درجه نامند. و اینگونه ترمومترها که بصد درجه تقسیم شده اند ترمومتر سانتی گراد می نامند. چه غیر از این درجه بندی انواع دیگری نیز وجود داردکه از آنجمله است ترمومتر رئومور و ترمومتر فارنهایت . ترمومتر رئومور - در این گرماسنج نقطه یخ یا صفر درجه سانتی گراد برابر است ولی نقطه غلیان آب در این گرماسنج 80 درجه است چه دانشمند فرانسوی در گرماسنج خود بین نقطه انجماد آب یا ذوب یخ و نقطه غلیان آب را 80 درجه تقسیم کرده و بالنتیجه 80 درجه ترمومتر رئومور برابر با صد درجه ترمتر سانتیگرادمیباشد.

محدوده کاری دما سنج
باید توجه داشت که با ترمومترهای جیوه ای نمی توان سرماهای کمتراز 35 درجه زیر صفر را اندازه گیری کرد زیرا جیوه در 39 - درجه سانتی گراد منجمد میشود. از این روی برای اندازه گیری سرماهای شدید از ترمومترهای الکلی استفاده می کنند زیرا الکل در 120 درجه سانتی گراد مایع است و بالعکس در 78 درجه سانتی گراد بجوش می آید از این روی ترمومتر ماگزیما و منیما را بطور مرکب بکار می برند که از الکل و جیوه تشکیل می یابد این نوع میزان الحراره می تواند حداکثر درجه حرارت و حداقل آنرا در مدت معینی مثلا یک شبانه روز تعیین کند و از یک میزان الحراره الکلی دراز تشکیل شده است و برای اینکه جای زیاد نگیرد ساقه آنرا دو مرتبه خم کرده اند و در قسمت خمیده آن که بشکل «ایو»ی فرانسه می باشد جیوه ریخته شده و بدین ترتیب الکل به دو قسمت تقسیم می شود: یک قسمت در طرف راست لوله باقی می ماند که بالای آن حباب خالی از هواست کمی الکل در آن بخار می شود و طرف چپ آن منتهی به مخزن الکل است . در بالای دو طرف جیوه دوسوزن فولادی موسوم به نشانه قرا دارد.

طرز عمل
طرز عمل - وقتی هوا گرم میشود الکل مخزن وسطی منبسط می گردد و جیوه را در شاخه چپ بطرف پائین میراند و در نتیجه جیوه در شاخه دومی بالا می رود و نشانه راهمراه می برد. وقتی هوا سرد میشود الکل منقبض می شود و بجای خود برمی گردد. ولی نشانه طرف راست بکنار لوله می چسبد و پائین نمی آید. در صورتی که جیوه در طرف چپ ، نشانه را بالا می برد و اگر دو مرتبه هوا گرم شود این نشانه به کنار لوله می چسبد و این عمل در مدت معینی چندین بار ممکن است تکرار شود. هنگام بازدید ترمومتر نشانه طرف راست حداکثر درجه حرارت و نشانه طرف چپ حداقل آن را نشان میدهد در صورتی که سطح جیوه در این موقع در هر شاخه را که بگیریم درجه حرارت همان زمان را تعیین میکند. مثلا در حداعلای درجه حرارت 5/21 + و حداقل آن 5/10 - و درجه حرارت موقع بازدید 12 درجه است و برای باز گرداندن نشانه های آهنی تا سطح جیوه از یک آهن ربای نعلی شکل استفاده میشود.

انواع دما سنج

ترمومتر پزشکی

ترمومتر پزشکی ، این گرماسنج جهت اندازه گرفتن حرارت بدن بکار می رود و چون حد متوسط حرارت بدن انسان 37 درجه سانتی گراد (5/98 درجه فارنهایت ) است در ترمومترهای پزشکی بر اساس سانتیگراد بین 33 تا 42 در میشود .و برای اینکه بمجرد جدا شدن ترمومتر از بدن انسان (زیر زبان - زیر بغل داخل مقعد...) و برخورد با حرارت یا برودت محیط، جیوه داخل ترمومتر تغییر مکان پیدا نکند، خمیدگی مخصوصی در انتهای لوله ترمومتر نزدیک مخزن جیوه قرار میدهند و هر بار که بخواهند آنرا بکار برند چندین بار ترمومتر را بطرف مخزن تکان شدید میدهند تا جیوه داخل لوله از خمیدگی بگذرد و کاملا وارد مخزن گردد.
پیرومتر یا ترموالکتریک
ترمومتر دیگری در صنایع بکار میرود بنام : پیرومتر یا ترموالکتریک - اساس این ترمومتر بر این خاصیت است که اگر فصل مشترک دو سیم فلزی مختلف را حرارت دهیم جریان برق در آنها برقرار میشود و بوسیله یک «میلی آمپرمتر» دقیق میتوان ثابت کرد که هرچه درجه حرارت زیادتر شود شدت جریان حاصل نیز بیشتر خواهد شد و با اندازه گرفتن شدت جریان درجه حرارت را معلوم میسازند. باید دانست که اختراع ترمومتر را به بسیاری از دانشمندان نسبت میدهند ولی حقیقت آن است که گالیله دانشمند ایتالیایی پیش از سال 1597 م . این ابزار را اختراع کرده و سپس تکامل یافته است . (از لاروس قرن بیستم و کتاب فیزیک تالیف رهنما). و رجوع به گرماسنج و میزان الحراره شود.


دما سنج گازی
جنس ، ساختمان ، و ابعاد دماسنج در ادارات و موسسات مختلف سراسر دنیا که این دستگاه را به کار می‌برند. تفاوت دارد و به طبیعت گاز و گستره دمایی که دماسنج برای آن در نظر گرفته شده است، بستگی دارد. این دماسنج شامل حبابی از جنس شیشه ، چینی ، کوارتز ، پلاتین یا پلاتین ـ ایریدیم ( بسته به گستره دمایی که دماسنج در آن به کار می‌رود ) ، که به وسیله یک لوله موئین به فشارسنج جیوه‌ای متصل است، می باشد. این دماسنج براساس دو قانون ذکر شده در مورد گاز کامل کار می‌کند.

قوانین گازها
همان وقت که اسحاق نیوتن در کمبریج درباره نور و جاذبه می‌اندیشید، یک نفر انگلیسی دیگر به نام رابرت بویل ، در آکسفورد سرگرم مطالعه در باب خواص مکانیکی و تراکم پذیری هوا و سایر گازها بود. بویل که خبر اختراع گلوله سربی اوتوفون گریکه را شنیده بود، طرح خویش را تکمیل کرد، و دست به کار آزمایشهایی برای اندازه ‌گیری حجم هوا در فشار کم و زیاد شد.
نتیجه کارهای وی چیزی است که اکنون به قانون بویل ماریوت معروف است، و بیان می‌کند که حجم مقدار معینی از هر گاز در دمای معین با فشاری که بر آن گاز وارد می‌شود، بطور معکوس ، متناسب است با فشاری که بر آن گاز وارد می‌شود.
حدود یک قرن بعد ، ژوزف گیلوساک فرانسوی ، در ضمن مطالعه انبساط گازها ، قانون مهم دیگری پیدا کرد که بیان آن این است: فشار هر گاز محتوی در حجم معین به ازای هر یک درجه سانتیگراد افزایش دما ، به اندازه 273/1 حجم اولیه‌اش افزایش می‌یابد. همین قانون را یک فرانسوی دیگر به نام ژاک شارل ، دو سال پیش از آن کشف کرده بود. و از این رو اغلب آن را قانون شارل گیلوساک می‌نامند. این دو قانون مبنای ساخت دماسنجهای گازی قرار گرفت.


دماسنج مایعی
این نوع دماسنج یکی از رایج ترین انواع دماسنجهای مورد استفاد درصنعت و غیره می باشد. عمدتا این نوع دماسنج را بعنوان دماسنجهای جیوه ای یا الکلی می شناسیم. ساختمان این نوع دماسنجها از یک مخزن مایع و یک لوله مویین تشکیل شده که مایع درون مخزن در اثر انبساط از لوله مویین بالا رفته و دمای متناسب را نشان میدهد.
دماسنج جیوه ای را می توان برای اندازگیری دما از 37.8- تا315 سانتی گراد استفاده نمود. اما اگرفضای بالای سطح جیوه را از گاز ازت پر نمایند ، می توان تا دمای 538 درجه از آن استفاده نمود.


دماسنج انبساط سیال
این نوع دماسنج یکی از باصرفه ترین ، رایج ترین و تطبیق پذیر ترین وسایل اندازگیری دما در صنعت می باشد.اساس کار این دماسنج در شکل مقابل نشان داده شده است.همانگونه که ملاحظه می شود با افزایش دما فشار درون حباب که می تواند محتوی مایع ، گاز یا بخار باشد ، بالا رفته و توسط فشار سنج اندازه گیری می شود. طول لوله مویین می تواند تا 60 متر باشد ؛ اما این مقدار بر دقت اندازه گیری دما تاثیر گذار خواهد بود.بهترین حالت زمانی است که از لوله مویین کوتاه که به یک ترانس دیوسر فشار الکتریکی متصل شده استفاده گردد.


دماسنج الکتریکی
این نوع دماسنجها اصولا کاربردهای فراوانی در صنعت داشته و قادرند از دماهای پایین تا دماهای بسیار بالا را اندازه گیری نمایند.که عمدتا بصورت مقاومتی و ترموکوپل هستند.


- دماسنج با مقاومت الکتریکی:
دماسنج مقاومتی به صورت یک سیم بلند و ظریف است، معمولا آن را به دور یک قاب نازک می‌پیچند تا از فشار ناشی از تغییر طول سیم که در اثر انقباض آن در موقع سرد شدن پیش می‌آید، جلوگیری کند. در شرایط ویژه می‌توان سیم را به دور جسمی که منظور اندازه گیری دمای آن است پیچید یا در داخل آن قرار داد. در گستره دمای خیلی پایین ، ( دماسنجهای مقاومتی معمولا از مقاومتهای کوچک رادیویی باترکیب کربن یا بلور ژرمانیوم که ناخالصی آن آرسنیک است و جسم حاصل در درون یک کپسول مسدود شده پر از هلیوم قرار دارد، تشکیل می‌شوند. این دماسنج را می‌توان بر روی سطح جسمی که منظور اندازه گیری دمای آن است سوار کرد یا در حفرهای که برای این منظور ایجاد شده است، قرار داد. دماسنج مقاومتی پلاتین را می‌توان برای کارهای خیلی دقیق در گستره –253 تا 1200 درجه سانتیگراد به کار برد.

ترمیستور
ترمیستور یک وسیله نیمه رساناست که برخلاف فلزات ، دارای ضریب دمای مقاومت منفی است . بعلاوه مقاومت آن بصورت نمایی با دما تغییر می کند. ترمیستور یک وسطله بسیار حساس است و انتظار می رود که با درجه بندی مناسب ، دارای عملکرد ثابتی تا 0.01 سانتی گراد باشد.یکی از ویژگی های جالب آن اینستکه می توان از آن بعنوان جبران کننده دمای مدار های الکتریکی استفاده نمود.


دماسنج کریستال کوارتز
یک روش جدید و بسیار دقیق اندازه گیری دما بر مبنای حساسیت فرکانس تشدید کریستال کوارتز به تغییر دما استوار است .وقتی از زاویه برش مناسب برای کریستال استفاد شود، یک تطابق کاملا خطی میان فرکانس و دما برقرار میگردد. مدلهای تجاری این وسیله از شمارنده های الکترونیکی و دستگاه قرائت رقم نما برای اندازه گیری فرکانس استفاده می کنند.گستره دمایی کار کرد این دستگاه از منفی 40 درجه تا 230 درجه سانتیگراد ادعا شده است.

دمانگاری کریستال مایع
کریستالهای مایع خمیری ، که از استرهای کلسترول ساخته شده اند پاسخ جالبی به دما از خود نشان می دهند . در یک گستره تکرار پذیر دما ، کریستال مایع همه رنگهای طیف رنگی را از خود آشکار می سازد.این پدیده بازگشت پذیر و تکرار پذیر است . با تغییر دادن فرمول مورد نظر می توان از کریستالهای مایع از کمتر از صفر درجه تا چند صد درجه سانتی گراد استفاده نمود.

ترموکوپل
ترموکوپل وسیله دیگری است که برای اندازه‌ گیری دما مورد استفاده قرار می‌گیرد. در این نوع دماسنج از خاصیت انبساط و انقباض اجسام جامد استفاده می‌گردد. گستره یک ترموکوپل بستگی به موادی دارد که ترموکوپل. از ان ساخته شده است گستره یک ترموکوپل پلاتنیوم ـ ایرودیوم که 10 درصد پلاتینیوم دارد از صفر تا 1600 درجه است است. مزیت ترموکوپل در این است که بخاطر جرم کوچک ، خیلی سریع با سیستمی که اندازه‌ گیری دمای آن مورد نظر است، به حال تعادل گرمایی در می‌آید. لذا تغییرات دما به آسانی بر آن اثر می‌کند، ولی دقت دماسنج مقاومتی پلاتین را ندارد.

انواع دماسنج های مورد استفاده در هواشناسی
-دماسنج معمولی استاندارد(Thermometer)
این دماسنج یک لوله بسیار باریک شیشه ای مسدود است که در انتهای آن محفظه ای تعبیه و از جیوه یا الکل پر شده است. در داخل لوله دماسنج خلاء کامل وجود دارد. گرم و سرد شدن مخزن باعث گرم و سردشدن مایع درون مخزن شده و متعاقب آن باعث بالا و پایین رفتن مایع در داخل مخزن شیشه ای می شود، با مشاهده سطح مایع در داخل لوله دماسنج و قرائت عددی که روی بدنه شیشه نوشته شده است دمای هوا در آن لحظه مشخص می شود.

-دماسنج حداکثر (Maximum Thermometer)
اغلب نیاز است علاوه بر دمای معمولی هوا حداکثر دمایی که در طول یک دوره معین مثلاً یک شبانه روز اتفاق افتاده است نیز اندازه گیری و تثبیت شود به این منظور از دماسنج حداکثر استفاده می کنند. این نوع دماسنج با یک تفاوت جزیی تقریبا مشابه دماسنج های معمولی است به این صورت که لوله مویین آن در محلی که به مخزن منتهی می شود بسیار باریک شده است. هنگامی که دما زیاد می شود جیوه داخل مخزن منبسط شده و نیروی حاصل می تواند باعث راندن جیوه از داخل مجرای باریک بالای مخزن به قسمت بالای لوله گردد به این ترتیب ارتفاع جیوه در داخل مخزن بالا می رود و با کاهش دما مایع داخل مخزن منقبض می شود ولی باریک بودن لوله از برگشت مایع به داخل مخزن جلوگیری می کند و سطح مایع در داخل لوله در محلی که بالاترین دمای قبلی اتفاق افتاده است باقی می ماند بنابراین سطح فوقانی جیوه نشان دهنده حداکثر دمای اتفاق افتاده است.

-دماسنج حداقل (Minimum Thermometer)
دماسنج های حداقل برای تثبیت پایین ترین دمای اتفاق افتاده در یک دوره معین به کار می رود دماسنج های حداقل مشابه دماسنج های معمولی است با این تفاوت که مایع داخل مخزن این نوع دماسنج به جای جیوه از مایعات رقیق تر مانند الکل استفاده می شود. به علاوه در داخل لوله مویین یک سوزن شیشه ای که دو سر آن گرد می باشد رها گردیده که به عنوان شاخص از آن استفاده می شود، وقتی دمای هوا کاهش می یابد با انقباض مایع سطح بالای الکل در داخل لوله مویین با اعمال نیروی کشش سطحی شاخص سوزنی را نیز به طرف پایین مخزن حرکت می دهد با افزایش دما مجدداً الکل در داخل لوله مویین از اطراف سوزن عبور کرده و به طرف بالا صعود می کند اما سوزن در پایین ترین محلی که قبلا در اثر کشش سطحی پایین آمده بود باقی می ماند. بنابراین قسمت بالایی شاخص شیشه ای پایین ترین دمایی را که اتفاق افتاده است نشان می دهد در حالی که انتهای سطح الکل در بالای لوله دمای لحظه ای هوا را نشان میدهد.

-دماسنج حداقل – حداکثر(Max- Thermometer)
این دماسنج ترکیبی از دو دماسنج حداقل و حداکثر می باشد، این دماسنج از یک لوله شیشه ای U شکل ساخته شده است که دو انتهای آن مسدود می باشد. قسمت پایینی لوله U شکل با جیوه پر شده است. علاوه بر جیوه قسمت بالایی لوله قسمت چپ به طور کامل از الکل پر شده است اما نصف حجم لوله سمت راست که انتهای آن به صورت یک مخزن گشاد شده می باشد از الکل پر شده است و نصف دیگر آن از یک نوع گاز پر شده است. در بالاترین سطح جیوه و در داخل الکل در هر دو ستون شاخص های شیشه ای رنگی که یک سوزن در وسط آن تعبیه شده است وجود دارد در اثر گرم و سرد شدن و متعاقب آن انبساط و انقباض سطح جیوه بالا و پایین می رود. بالاترین حدی که جیوه در شاخه سمت چپ بالا رفته است دمای حداقل و بالاترین حدی که جیوه در شاخه سمت راست بالا رفته دمای حداکثر را نشان می دهد.

-دمانگار (Thermograph)
دمانگار یک وسیله کاملاً مکانیکی است و با استفاده از یک عنصر فلزی که انحنای آن با دما تغییر می کند ساخته شده است یک طرف عنصر فلزی حساس به تغییرات دما که دارای انحنا می باشد به بازوی اهرم طویل و متحرکی بسته شده است که این بازو ممکن است مستقیماً دما را از روی یک مقیاس ساده درجه بندی شده نشان دهد و یا اینکه انتهای بازو به یک قلم ثبات متصل گردد. با تغییر دمای هوا انحنای فلز تغییر می کند و این امر با توجه به نحوه تغییرات دما باعث انحراف قلم در انتهای بازوی مکانیکی به طرف بالا و پایین در روی کاغذ گراف می گردد و دماها ثبت می شوند

آذرسنج (Optical Pyrometer)
این نوع دماسنج که به آن دماسنج غیر تماسی هم گفته می شود ، بر پایه رنگ نور انتشار یافته از جسم بوده که در نهایت دمای جسم مورد نظر را براساس را اندازه گیری میکنیم این حقیقت که تمامی اجسام سیاه یک اندازه دمایی نور نشان خواهند داد ، نتیجه میگیریم که دامنه کاربردی این نوع دماسنج در دماهای بالای سرخ بوده و برای آهن تقریبا بالای 500 درجه سانتی گراد می باشد.

طرز کار:
نور ایجاد شده توسط جسم از درون یک سیستم اپتیکال (با بزرگ نمایی معین) که در درون آن یک لامپ گداخته کوچک فرار داده شده ، گذرانده می شود . (بدین ترتیب اگر کسی از درون چشمی بدرون این سیستم نگاه می کند ، نوری بسیار باریکی را ملاحظه خواهد کرد.) در برخورد این نور با فیلمان لامپ ، جریانی را از فیلمان عبور خواهد داد که تعیین کننده میزان دمای جسم است. این جریان توسط پتانسیومتری که بین منبع تغذیه (یک باطری) و لامپ قرار داده شده کنترل میگردد. برای نمایش دما از یک آم متر (ammeter ) استفاده میگردد. دامنه آم متر از 900F برای دمای 500 درجه سانتی گراد تا3000F برای دمای 1600 درجه سانتی گراد متغییر است.

آذرسنج ثبتگر و کنترلگر
در اغلب تأسیسات صنعتی، تنها نشان دادن دما توسط دستگاه کافی نیست و باید با قراردادن یک قلم متحرک به جای عقربه پتانسیل سنج دما را ثبت کرد. این دستگاه آذرسنج ثبتگر نام دارد. همچنین با استفاده از مدارهای الکتریکی در دستگاه میتوان جریان گاز به مشعلها یا جریان برق به عنصرهای گرمایی را کنترل و دمای کوره را در مقدار مورد نظر ثبت کرد. این دستگاه آذرسنج کنترل گرنام دارد. امکان طراحی وسیله ای برای ثبت و کنترل دما متشکل از یک یا چند ترموکوپل نیز هست.

آذرسنج تابشی
اصول کارکرد آذرسنج تابشی بر پایه یک منبع تابشی استاندارد به نام جسم سیاه یا تابشگر کامل قرار دارد. تابشگر کامل، جسمی فرضی است که کلیه پرتوهای تابیده به خود را جذب می کند. در دمایی یکسان، چنین جسمی سریعتر از هر جسم دیگر از خود انرژی می تابد. آذرسنج های تابشی، عموماً برای نشان دادن دمای تابشگر کامل یا دمای حقیقی درجه بندی می شوند. قانون استفان-بولتزمن که مبنای مقیاس دمای آذرسنج های تابشی است، نشان می دهد که آهنگ تابش انرژی از یک تابشگر کامل متناسب با توان چهارم دمای مطلق آن است:
که در اینجا:
آهنگ تابش انرژی = W
ثابت تناسب =K
دمای مطلق تابشگر کامل= T

آذر سنج نوری
ابزار تشریح شده در قسمت قبل که به تمام طول موجهای تابش پاسخ می دهد آذر سنج تابشی نام دارد. با اینکه اصول کارکرد آذر سنج نوری با اذر سنج تابشی یکسان است اما آذر سنج نوری با طول موج منفرد یا نوار باریکی از طول موج طیف مرئی کار میکند. آذر سنج نوری، دما را از طریق مقایسه درخشندگی نور گسیل شده توسط منبع، با نور گسیل شده از یک منبع استاندارد، اندازه می گیرد. برای سهولت مقایسه رنگها، یک فیلتر قرمز که تنها طول موج پرتو قرمز را عبور میدهد به کار می رود.
متداول ترین نوع آذرسنج نوری که در صنعت به کار می رود، نوع رشته پنهان شونده است. این آذرسنج شامل دو قسمت، یک تلسکوپ و یک جعبه کنترل است. تلسکوپ شامل یک فیلتر شیشه ای قرمز که جلوی چشمی نصب شده و یک لامپ با رشته درجه بندی شده است که عدسی های شیء تصویر از جسم مورد آزمایش را بر آن متمرکز می کند. این دستگاه دارای یک کلید برای بستن مدار الکتریکی لامپ و یک پرده جاذب برای تغییر گستره اندازه گیری دما توسط آذرسنج است.
گستره کاری آذرسنج نوری مورد بحث، از˚760 تا C˚1315 است. حد بالایی دما تا اندازه ای بستگی به خطر خراب شدن رشته و میزان خیره کنندگی ناشی از درخشش در دماهای بالاتر دارد. گستره دما ممکن است با به کارگیری پرده جاذب بین عدسی شیء و شبکه رشته به حد بالاتری افزایش یابد و به این وسیله سازگاری درخشش در دماهای پایینتر رشته ممکن می شود.بدین ترتیب با استفاده از دماهای پایینتر رشته، میتوان آذرسنج را برای دماهای بالاتر درجه بندی کرد. با به کارگیری پرده های جاذب مختلف، حد بالایی آذرسنج نوری را میتوان تا C˚5500 (C˚10000) یا بیشتر افزایش داد.
برخی مزایای آذرسنجهای نوری و تابشی عبارتند از:
1. اندازه گیری دماهای بالا؛
2. اندازه گیری دمای اجسام دور از دسترس؛
3. اندازه گیری دمای اجسام کوچک یا متحرک؛
4. هیچ یک از قسمتهای دستگاه در معرض آثار مخرب گرما نیست.

محدودیتهای آنها عبارتند از:
چون سازگاری نورسنجی بستگی به قضاوت فردی دارد، خطاهایی روی می دهد؛
به خاطر وجود دود یا گاز بین ناظر و منبع اشتباهاتی پدید می آید؛
بسته به میزان انحراف از شرایط تابشگر کامل خطا ایجاد می شود.

نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ٢٩ دی ۱۳۸۸ توسط بچه شیعه | پيام هاي ديگران()

خواجه نصیر طوسی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

ابو جعفر محمد بن محمد بن حسن طوسی (زاده توس بسال ۵۹۸ (قمری)، برابر ۵۸۰ (خورشیدی) و متوفای ۱۸ ذی‌الحجه ۶۷۲ (قمری)، برابر ۱۱ تیر ۶۵۳، در کاظمین) ملقب به خواجه نصیر طوسی یا خواجه نصیرالدین طوسی، فیلسوف، متکلم، فقیه، دانشمند، ریاضیدان و سیاست‌مدار ایرانی شیعه سده هفتم است.

زندگی‌نامه

وی یکی از سرشناس‌ترین و متنفدترین شخصیت‌های تاریخ جریان‌های فکری اسلامیست. علوم دینی و عقلی را زیر نظر پدرش، و منطق و حکمت طبیعی را نزد دایی‌اش آموخت. تحصیلاتش را در نیشابور به اتمام رساند و در آنجا به عنوان دانشمندی برجسته شهرت یافت.

وی در زمان حمله مغول به ایران در پیش ناصرالدین، محتشم قهستان، به کارهای علمی خویش مشغول شد. در همین زمان اخلاق ناصری را نوشت. پس از مدتی به نزد اسماعیلیان در دژ الموت نقل مکان کرد، اما پس از حمله هلاکوی مغول و پایان یافتن فرمانروایی اسماعیلیان(۶۳۵ ه.خ) هلاکو نصیرالدین را مشاور و وزیر خود ساخت، تا جایی که هلاکو را به تازش به بغداد و سرنگونی عباسیان یاری نمود.[۱]

خواجه نصیر الدین طوسی در ۱۸ ذی الحجه ۶۷۲ (قمری) هجری قمری وفات یافت، و در کاظمین دفن گردید.[۲]

فعالیت‌های علمی

وی سنت فلسفه مشایی را که پس از ابن سینا در ایران رو به افول گذاشته بود، بار دیگر احیا کرد. وی مجموعه آرا و دیدگاه‌های کلامی شیعه را در کتاب تجرید الاعتقاد گرد آورد.

او در مراغه رصدخانه‌ای ساخت و کتابخانه‌ای بوجود آورد که حدود چهل هزار جلد کتاب در آن بوده‌است.[۳] او با پرورش شاگردانی (همچون قطب الدین شیرازی) و گردآوری دانشمندان ایرانی عامل انتقال تمدن و دانش‌های ایران پیش از مغول به آیندگان شد.[۴]

وی یکی از توسعه دهندگان علم مثلثات است[۵] که در قرن ۱۶ میلادی کتاب‌های مثلثات او به زبان فرانسه ترجمه گردید.

آثار او

زندگی او بر پایه دو هدف اخلاقی و علمی بنا نهاده شده بود. او در بیشتر زمینه‌های دانش و فلسفه، تالیفات و رسالاتی از خود به یادگار گذاشته که بیشتر عربی هستند، اما ۲۵٪ نوشته‌های وی به زبان پارسی بوده‌اند.[۶] از معروفترین آثار او به پارسی، «اساس الاقتباس» و «اخلاق ناصری» را می‌توان یاد کرد. وی در اخلاق ناصری رستگاری راستین انسان‌ها را در «سعادت نفسانی»، «سعادت بدنی» و «سعادت مدنی» می‌داند و این نکته نشان می‌دهد که خواجه در مسائل مربوط به بهداشت جسمانی و روانی هم کارشناس بوده‌است.


آثار فراوانی از خواجه به یادگار مانده که به برخی از آنها اشاره می‌گردد:

۱. تجریدالعقاید
۲. شرح اشارت بو علی سینا
۳. قواعد العقاید
۴. اخلاق ناصری یا اخلاق طوسی
۵. آغاز و انجام
۶. تحریر مجسطی
۷. تحریر اقلیدس
۸. تجریدالمنطق
۹. اساس الاقتباس
۱۰. زیج ایلخانی
۱۱. آداب البحث
۱۲. آداب المتعلمین
۱۳. روضةالقلوب
۱۴. اثبات بقاء نفس
۱۵. تجرید الهندسه
۱۶. اثبات جوهر
۱۷. جامع الحساب
۱۸. اثبات عقل
۱۹. جام گیتی نما
۲۰. اثبات واجب الوجود
۲۱. الجبر و الاختیار
۲۲. استخراج تقویم
۲۳. خلافت نامه
۲۴. اختیارات نجوم
۲۵. رساله در کلیات طب
۲۶. ایام و لیالی
۲۷. علم المثلث
۲۸. الاعتقادات
۲۹. شرح اصول کافی
۳۰. کتاب الکل
۳۱. صور الکواکب زادگاه و ولادت

سرزمین طوس ناحیه‌ای از خراسان بزرگ است که خاستگاه دانشورانی بزرگ و تاریخ ساز بوده است. در جغرافیای قدیم ایران، طوس از شهرهای مختلفی چون «نوقان»، «طابران» و «رادکان» تشکیل شده بود و قبر مطهر حضرت علی بن موسی الرضا ـ علیه السّلام ـ در حوالی شهر «نوقان» و در روستایی به نام «سناباد» قرار داشت که پس از توسعه آن، امروزه یکی از محله‌های شهر مشهد به شمار می‌آید. گویند زمانی «شیخ وجیه الدین محمد بن حسن» که از بزرگان و دانشوران قم بوده و در روستای «جهرود» از توابع قم زندگی میکرد[1] به همراه خانواده و به شوق زیارت امام هشتم شیعیان به مشهد عازم شد و پس از زیارت، در هنگام بازگشت به علت بیماری همسرش، در یکی از محله‌های شهر طوس مسکن گزید. او پس از چندی به درخواست اهالی محل علاوه بر اقامة نماز جماعت در مسجد، به تدریس در مدرسة علمیّه مشغول شد. در صبحگاه یازدهم جمادی الاول سال 597 ق، به هنگام طلوع آفتاب، سپیده از خنده شکفته شد و درخشنده‌ترین چهره حکمت و ریاضی در قرن هفتم پا به عرصة وجود نهاد.[2] پدر با تفأل به قرآن کریم نوزاد را که سومین فرزندش بود «محمد» نامید. او بعدها کنیه‌اش «ابوجعفر» گشته، به القابی چون «نصرالدین»، «محقق طوسی»، «استاد البشر» و «خواجه» شهرت یافت. تحصیل

ایام کودکی و نوجوانی محمد در شهر طوس سپری شد. وی در این ایام پس از خواندن و نوشتن، قرائت قرآن، قواعد زبان عربی و فارسی، معانی و بیان و حدیث را نزد پدر خویش آموخت. مادرش نیز وی را در خواندن قرآن و متون فارسی کمک می‌کرد. پس از آن به توصیة پدر، نزد دایی‌اش «نورالدین علی بن محمد شیعی» که از دانشمندان نامور در ریاضیات، حکمت و منطق بود، به فراگیری آن علوم پرداخت. عطش علمی محمد در نزد دایی‌اش چندان برطرف نشد و بدین سبب با راهنمایی پدر در محضر «کمال الدین محمد حاسب» که از دانشوران نامی در ریاضیات بود، به تحصیل پرداخت اما هنوز چند ماهی نگذشته بود که استاد قصد سفر کرد و آورده‌اند که وی به پدر او چنین گفت: من آنچه می‌دانستم به او (خواجه نصیر) آموختم و اکنون سؤالهایی می‌کند که گاه پاسخش را نمی‌دانم! پس از چندی آن نوجوان سعادتمند از فیض وجود استاد بی‌بهره شده بود دایی پدرش «نصیرالدین عبدالله بن حمزه» که تبحر ویژه‌أی در علوم رجال، درایه و حدیث داشت، به طوس آمد و محمد که هر لحظه، عطش علمی‌اش افزون می‌گردید در نزد او به کسب علوم پرداخت. گرچه او موفق به فراگیری مطالب جدیدی از استاد نشد، اما هوش و استعداد وافرش شگفتی و تعجب استاد را برانگیخت به گونه‌أی که به او توصیه کرد تا به منظور استفاده‌های علمی بیشتر به نیشابور مهاجرت کند. او در شهر طوس و به دست استادش «نصیر الدین عبدالله بن حمزه» لباس مقدس عالمان دین را بر تن کرد و از آن پس به لقب «نصیرالدین» از سوی استاد افتخاری جاویدان یافت. در آخرین روزهایی که نصیرالدین جوان برای سفر به نیشابور آماده می‌شد غم از دست دادن پدر بر وجودش سایه افکند اما تقدیر چنین بود و او می‌بایست با تحمل آن اندوه جانکاه به تحصیل ادامه دهد. در حالی که یک سال از فوت پدرش می‌گذشت به نیشابور پای نهاد و به توصیه دایی پدر به مدرسه سراجیه رفت و مدت یک سال نزد سراج الدین قمری که از استادان بزرگ درس خارج فقه و اصول در آن مدرسه بود، به تحصیل پرداخت. سپس در محضر استاد فریدالدین داماد نیشابوری ـ از شاگردان امام فخر رازی ـ کتاب «اشارات ابن سینا» را فرا گرفت. پس از مباحثات علمی متعدد فرید الدین با خواجه، علاقه و استعداد فوق العادة خواجه نسبت به دانش اندوزی نمایان شد و فریدالدین او را به یکی دیگر از شاگردان فخر رازی معرفی کرد و بدین ترتیب نصیرالدین طوسی توانست کتاب «قانون ابن سینا» را نزد «قطب الدین مصری شافعی» به خوبی بیاموزد. وی علاوه بر کتابهای فوق از محضر عارف معروف آن دیار «عطار نیشابوری» (متوفی 627) نیز بهره‌مند شد. خواجه که در آن حال صاحب علوم ارزشمندی گشته و همواره به دنبال کسب علوم و فنون بیشتر بود، پس از خوشه چینی فراوان از خرمن پربار دانشمندان نیشابور به ری شتافت و با دانشور بزرگی به نام برهان الدین محمد بن محمد بن علی الحمدانی قزوینی آشنا گشت. او سپس قصد سفر به اصفهان کرد امّا در بین راه، پس از آشنایی با «میثم بن علی میثم بحرانی» به دعوت او و به منظور استفاده از درس خواجه ابوالسعادات اسعد بن عبدالقادر بن اسعد اصفهانی به شهر قم رو کرد. محقق طوسی پس از قم به اصفهان و از آنجا به عراق رفت. او علم «فقه» را از محضر «معین الدین سالم بن بدران مصری مازنی» ( از شاگردان ابن ادریس حلی و ابن زهره حلبی) فرا گرفت. و در سال 619 ق. از استاد خود اجازة نقل روایت دریافت کرد. آن گونه که نوشته‌اند خواجه مدت زمانی از «علامة حلی» فقه و علامه نیز در مقابل، درس حکمت نزد خواجه آموخته است. «کمال الدین موصلی» ساکن شهر موصل (عراق) از دیگر دانشمندانی بود که علم نجوم و ریاضی به خواجه آموخت و بدین ترتیب محقق طوسی دوران تحصیل را پشت سر نهاده، پس از سالها دوری از وطن و خانواده، قصد عزیمت به خراسان کرد.[3] خدمات ارزنده

اسماعیلیان فرقه‌ای از شیعیان بودند که اسماعیل فرزند امام صادق ـ علیه السّلام ـ را جانشین آن حضرت دانسته بر او توقف کردند. این گروه پس از مدتها در سال 483 ق. به دست حسن صباح در ایران رونقی دوباره یافتند و پس از چندی، گرایشهای شدید سیاسی پیدا کرده، فعالیتهای خود را گسترش دادند. قلعة الموت در حوالی قزوین پایتخت آنان بود و علاوه بر آن قلعه های متعدد و استواری داشتند که جایگاه امنی برای مبارزان سیاسی به شمار می‌رفت و دستیابی بر آنها بسیار سخت بود.[4] خواجه نصیرالدین پس از چند ماه سکونت در قائن، به دعوت «ناصر الدین عبدالرحیم بن ابی منصور» که حاکم قلعه قهستان بود و نیز مردی فاضل و دوستدار فلاسفه بود، به همراه همسرش به قلعه اسماعیلیان دعوت شد و مدتی آزادانه و با احترام ویژه در آنجا زندگی کرد. او در مدت اقامت خود کتاب «طهارة العراق» تألیف ابن مسکویه را به درخواست میزبانش به زبان عربی ترجمه کرد و نام آن را «اخلاق ناصری» نهاد. وی در همین ایّام «رساله معینیه» در موضوع علم هیئت، به زبان فارسی نگاشت. ناسازگاری اعتقادی خواجه با اسماعیلیان و نیز ظلم و ستم آنان نسبت به مردم وی را بر آن داشت تا برای کمک گرفتن، نامه‌ای به خلیفة عباسی در بغداد بنویسد. در این میان حاکم قلعه از ماجرای نامه باخبر شد و به دستور او خواجه نصیر بازداشت و زندانی گردید. پس از چندی خواجه به قلعة الموت منتقل شد ولی حاکم قلعه که از دانش محقق طوسی اطلاع پیدا کرده بود با او رفتاری مناسب در پیش گرفت. نصیر الدین طوسی حدود 26 سال در قلعه‌های اسماعیلیه به سر برد امّا در این دوران لحظه‌ای از تلاش علمی باز ننشست و کتابهای متعددی از جمله «شرح اشارات ابن سینا»، «تحریر اقلیدس»، «تولی و تبری» و «اخلاق ناصری» و چند کتاب و رسالة دیگر را تألیف کرد. خواجه در پایان کتاب شرح اشارات می‌نویسد: «بیشتر مطالب آن را در چنان وضع سختی نوشته‌ام که سخت ‌تر از آن ممکن نیست و بیشتر آن را در روزگار پریشانی فکر نگاشتم که هر جزئی از آن، ظرفی برای غصه و عذاب دردناک بود و پشیمانی و حسرت بزرگی همراه داشت. و زمانی بر من نگذشت که از چشمانم اشک نریزد و دلم پریشان نباشد و زمانی پیش نمی‌آمد که دردهایم افزون نگردد و غمهایم دو چندان نشود...»[5] از آنجا که وجود اسماعیلیان حاکمیت و قدرت سیاسی مغولان را به خطر می‌انداخت هلاکوخان در سال 651 ق. با اعزام لشکری به قهستان آنجا را فتح کرد. حاکم قلعه پس از مشورت با خواجه نصیر، علاوه بر تسلیم کامل قلعه، از مغولان اطاعت کرد و چندی پس از آن در سال 656 ق. تاج و تخت اسماعیلیان در ایران برچیده شد و بدین سان خواجه نصیر بزرگترین گام را در جلوگیری از جنگ و خونریزی و قتل عام مردم برداشته، از این رو نزد خان مغول احترام و موقعیت ویژه‌ای یافت.[6] هلاکوخان همچنین در فتح بغداد و کشتن آخرین خلیفة عباسی، از نظرهای خواجه طوسی بهره گرفت.[7] معتصم (آخرین خلیفه عباسی) در دوران حکومت خود علاوه بر لهو و لعب، به خونریزی مسلمانان پرداخت. عده‌ای از شیعیان بغداد به دست پسرش (ابوبکر) به خاک و خون کشیده شدند و اموالشان به غارت رفت.[8] مقام علمی و ارزش فکری نصیرالدین طوسی موجب شد تا هلاکو، او را در شمار بزرگان خود دانسته، نسبت به حفظ و حراست از جان وی کوشا باشد و او را در همة سفرها به همراه شیخ دارد؟؟ خواجه که در آن ایام دارای مقام و صاحب نفوذ شده بود از موقعیت استفاده کرد و خدمات بسیاری به فرهنگ اسلام و کشورهای مسلمان روا داشت که برخی از آنها عبارت‌اند از: 1. انجام کارهای علمی و فرهنگی و نگارش کتابهای ارزشمند. 2. جلوگیری از به آتش کشیدن کتابخانة بزرگ حسن صباح در قلعة الموت به دست مغولان. 3. نجات جان دانشمندان و علمایی همچون ابن ابی الحدید (شارح نهج البلاغه) و برادرش موفق الدوله و عطاملک جوینی که بی‌رحمانه مورد غضب و خشم مغولان قرار گرفته بودند. 4. جذب و حل شدن قوم مغول در فرهنگ و تمدن اسلامی به دست خواجه، به گونه‌ای که موجب شد مغولان به اسلام روی آورند و از سال 694 ق. اسلام دین رسمی ایران قرار بگیرد. 5. جلوگیری از تهاجم آنان به کشورهای مسلمان. 6. تأسیس رصد خانة مراغه در سال 656 ق.، با همکاری جمعی از دانشمندان. 7. احداث و تجهیز کتابخانه بزرگ رصد خانه در مراغه.[9] شاگردان

نصرالدین طوسی در شهرها و کشورهای مختلف رفت و آمد می‌کرد و همچون خورشیدی تابان نورافشانی کرده، شاگردان بسیاری را فروغ دانش می‌بخشید. برخی از آنان به این قرار است: 1. جمال الدین حسن بن یوسف مطهر حلی (علامه حلی ـ متوفی 726 ق) او از دانشوران برزگ شیعه بود که آثار گران سنگی از خود به جای نهاد. وی شرحهایی نیز بر کتابهای خواجه نگاشت. 2. کمال الدین میثم بن علی بن میثم بحرانی. او حکیم، ریاضیدان، متکلم و فقیه بود و عالمان بزرگی از محضرش استفاده کردند. وی گرچه در رشتة حکمت زانوی ادب و شاگردی در مقابل خواجه بر زمین زد، از آن سو خواجه از درس فقه وی بهره‌مند شد. این محقق بحرینی شرح مفصلی بر نهج البلاغه نوشته که به شرح نهج البلاغة ابن میثم معروف است. 3. محمود بن ‌مسعود بن مصلح‌شیرازی، معروف به «قطب‌الدین‌شیرازی» (متوفی 710 ق.) او از شاگردان ممتاز خواجه است وی در چهارده سالگی به جای پدر نشست و در بیمارستان به طبابت پرداخت. سپس به شهرهای مختلفی سفر کرد و علم هیئت و اشارات ابوعلی را از محضر پرفیض خواجه نصیر فرا گرفت. قطب الدین کتابهایی در شرح قانون ابن سینا و در تفسیر قرآن‌ نوشته است. 4. کمال الدین عبدالرزاق شیبانی بغدادی (642ـ723 ق.) او حنبلی مذهب و معروف به ابن الفُوَطی بود. این دانشمند مدت زیادی در محضر خواجه علم آموخته است. وی از تاریخ نویسان معروف قرن هفتم است و کتابهای معجم الآداب، الحوادث الجامعه و تلخیص معجم الالقاب از آثار اوست. 5. سید رکن الدین استرآبادی (متوقی 715 ق.) از شاگردان و همراهان خاص خواجه بوده و شرح‌هایی بر کتابهای استاد خویش نوشته و علاوه بر تواضع و بردباری، از احترامی افزون برخوردار بوده است. وی در تبریز به خاک سپرده شده است. برخی دیگر از شاگردان خواجه نصیر عبارتند از:

ابراهیم حموی جوینی اثیر الدین اومانی مجدالدین طوسی مجد الدین مراغی آثار ماندگار

نصیرالدین در دوران حیات ارزشمند خویش، به رغم آشوب و حوادث مخاطره انگیز و فشارهای سیاسی، اجتماعی و نظامی آن عصر، توانست حدود یکصد و نود کتاب و رسالة علمی در موضوعات متفاوت به رشتة تحریر درآورد. برخی از آثارش عبارت‌اند از: 1. تجرید العقاید، که در موضوع کلام نگاشته شده و به دلیل اهمیت فوق العادة آن مورد توجه دانشمندان قرار گرفته و شرحهای بسیاری پیرامون آن نوشته شده است. 2. شرح اشارات: این کتاب شرحی بر اشارات بوعلی سینا است. 3. فواعد العقاید، در موضوع اصول عقاید. 4. اخلاق ناصری. 5. اوصاف الاشراف. 6. تحریر اقلیدس. 7. تحریر مجسطی. 8. اساس الاقتباس. 9. زیج ایلخانی. 10. اثبات الجواهر. 11. اثبات اللوح المحفوظ. 12. اشکال الکرویه. 13. شرح اصول کافی. 14. رساله‌ای در کلیات طب. 15. تجرید الهندسه. و ده‌ها کتاب و رسالة علمی دیگر. وفات

هیجدهم ذیقعده سال 673 ق. است؛ آسمان بغداد غروب دیگری در پیش دارد. مردی که پس از عمری نورافشانی و تبلیغ وحی، توانمند و پرتلاش به یاری عقل شتافت اینک در بستر بیماری افتاده و بستگان و دوستان به گردش حلقه زده‌اند. در همین حال یکی از اطرافیان به او نزدیک شد و گفت: وصیت کن پس از مرگ در جوار قبر حضرت علی ـ علیه السّلام ـ به خاک سپرده شوی! خواجه با ادب جواب داد: مرا شرم می‌آید که در جوار این امام (امام کاظم ـ علیه السّلام ـ) بمیرم و از آستان او به جای دیگر برده شوم. پس از این گفتگو خواجه به ملاقات خدای خویش شتافت. مراسم تشییع جنازه او با حضور شماری از ارادتمندان و مشتاقانش به سوی آستان مقدس امام موسی کاظم ـ علیه السّلام ـ انجام گرفت. هنگامی که می‌خواستند قبری برای او حفر کنند به قبری از پیش ساخته برخوردند که تاریخ آماده شدن آن مصادف با تاریخ تولد خواجه بود. سرانجام پیکر مطهر این دانشمند طوسی در همان قبر، در آغوش خاک جای گرفت. فرزندان

خواجه نصیر سه پسر از خود به یادگار نهاد: صدرالدّین علی، فرزند بزرگ او که همواره در کنار پدر و همگام با او بود و در فلسفه، نجوم و ریاضی بهرة کافی داشت. دومین فرزندش اصیل الدین حسن نیز اهل دانش و فضیلت بود و در زمان حیاتش اغلب به امور سیاسی مشغول بود. فرزند کوچک خواجه فخر الدین محمد بود که ریاست امور اوقاف در کشورهای اسلامی را به عهده داشت. پی نوشتها : [1] . فوائد رضویه، شیخ عباس قمی، ص 603. [2] . وی شخصیتی غیر از شیخ الطائفه طوسی و خواجه نظام الملک است. [3] . روضات الجنات، میرزا محمد باقر خوانساری، ج 6، ص 582؛ قصص العلماء، میرزا محمد تنکابنی، ص 381؛ مجالس المومنین، قاضی نور الله شوشتری، ج 2، ص 203؛ فلاسفه شیعه، شیخ عبدالله نعمه، ص 282. [4] . همان، ص 170ـ174. [5] . شرح اشارات، خواجه نصیرالدین طوسی، ج 2، ص 146. [6] . جامع التواریخ، رشید الدین فضل الله، ج 2، ص 695؛ تاریخ مغول، ص 173 و 174 ؛ سرگذشت و عقاید فلسفی خواجه نصیرالدین طوسی، محمد مدرسی زنجانی، ص 50. [7] . سرگذشت و عقاید فلسفی خواجه نصیرالدین طوسی، ص 52. [8] . قصص العلماء، ص 38. [9] . ر. ک: فوات الوفیات، ابن شاکر، ج 3، ص 247؛ فلاسفه شیعه، ص 287؛ مفاخر اسلام، علی دوانی، ج 4، ص112.

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ٢۳ دی ۱۳۸۸ توسط بچه شیعه | پيام هاي ديگران()

هشت موضوع شگفت انگیز از زندگی آلبرت انیشتن

 

هشت موضوع شگفت انگیز از زندگی آلبرت انیشتن، که شما هیچ گاه آنان را نمی دانستید. بله،همگی ما می دانیم که انیشتن این فرمول[e=mc2] را کشف کرد. اما واقعیت آن است که چیز های کمی در مورد زندگی خصوصی اش می دانیم،خودتان را بااین هشت مورد،شگفت زده کنید!

1-اوبا سر بزرگ متولد شد


وقتی انیشتن به دنیا آمد او خیلی چاق بود و سرش خیلی بزرگ تا آنجایی که مادر وی تصور می کرد، فرزندش ناقص است،اما او بعد از چند ماه سر و بدن او به اندازه های طبیعی بازگشت.

2-حافظه اش به خوبی آنچه تصور می شود، نبود


مطمئنا انیشتن می توانسته کتابهای مملو از فرمول و قوانین را حفظ کند،اما برای به یاد آوری چیز های معمولی واقعا حافظه ضعیفی داشته  است. او یکی از بدترین اشخاص در به یاد آوردن سالروز تولد عزیزان بود و عذر و بهانه اش برای این فراموشکاری، مختص دانستن آن [تولد ]برای بچه های کوچک بود.

3-او ازداستانهای علمی-تخیلی متنفر بود


انیشتن از داستانهای تخیلی بیزار بود. زیرا که احساس می کرد ،آنها باعث تغییر درک عامه مردم ازعلم می شوند و در عوض به آنها توهم باطلی از چیز هایی که حقیقتا نمی توانند اتفاق بیفتند میدهد.

به بیان او "من هرگزدر مورد آینده فکر نمی کنم،زیراکه آن به زودی می آید. به این دلیل او احساس می کرد کسانی که بطور مثال بشقاب پرنده ها را می بینّند باید تجربه هایشان را برای خود نگه دارند.

4-او در آزمون ورودی دانشگاه اش رد شد


درسال 1895 در سن 17 سالگی،انیشتن که قطعا یکی از بزرگترین نوابغی است،که تا کنون متولد شده،در آزمون ورودی دانشگاه فدرال پلی تکنیک سوییس رد شد.

در واقع او بخش علوم وریاضیات را پشت سر گذاشت ولی در بخش های باقیمانده، مثل تاریخ و جغرافی رد شد.وقتی که بعدها از او در این رابطه سوال شد؛او گفت:آنها بی نهایت کسل کننده بودند، و او تمایلی برای پاسخ دادن به این سوالات را در خود آحساس نمی کرد.

5 علاقه ای به پوشیدن جوراب نداشت-انیشتن


انیشتن در سنین جوانی یافته بود که شصت پا باعث ایجاد سوراخ در جوراب می شود.سپس تصمیم گرفت که دیگر جوراب به پا نکند و این عادت تا زمان مرگش ادامه داشت.

علاوه بر این او هرگز برای خوشایند و عدم خوشایند دیگران لباس نمی پوشید، او عقیده داشت یا مردم اورا می شناسند و یا نمی شناسند.پس این مورد قبول واقع شدن[آن هم از روی پوشش] چه اهمیتی میتواند داشته باشد؟

 

6-او فقط یکبار رانندگی کرد


انیشتن برای رفتن به سخنرانی ها و تدریس در دانشگاه، از راننده مورد اطمینان اش کمک می گرفت. راننده وی نه تنها ماشین اورا هدایت می کرد، بلکه همیشه در طول سخنرانی ها در میان،شنوندگان حضور داشت.

انیشتن، سخنرانی مخصوص به خود را انجام می داد و بیشتر اوقات راننده اش، بطور دقیقی آنها را حفظ می کرد.

یک روز انیشتن در حالی که در راه دانشگاه بود، باصدای بلند در ماشین پرسید:چه کسی احساس خستگی می کند؟
راننده اش پیشنهاد داد که آنها جایشان را عوض کنند و او جای انیشتن سخنرانی کند،سپس انیشتن بعنوان راننده او را به خانه بازگرداند.

عدم شباهت آنها مسئله خاصی نبود.انیشتن تنها در یک دانشگاه استاد بود، و در دانشگاهی که وقتی برای سخنرانی داشت، کسی او را نمی شناخت و طبعا نمی توانست او را از راننده اصلی تمییز دهد.

او قبول کرد، اماکمی تردید در مورد اینکه اگر پس از سخنرانی سوالات سختی از راننده اش پرسیده شود، او چه پاسخی خواهد داد، در درونش داشت.

به هر حال سخنرانی به نحوی عالی انجام شد، ولی تصور انیشتن درست از آب در آمد.دانشجویان در پایان سخنرانی انیتشن جعلی شروع به مطرح کردن سوالات خود کردند.

در این حین راننده باهوش گفت "سوالات بقدری ساده هستند که حتی راننده من نیز می تواند به آنها پاسخ گوید"سپس انیشتن از میان حضار برخواست وبه راحتی به سوالات پاسخ داد،به حدی که باعث شگفتی حضار شد.

7-الهام گر او یک قطب نما بود


انیشتن در سنین نوجوانی یک قطب نمابه عنوان هدیه تولد از پدرش دریافت کرده بود.
وقتی که او طرز کار قطب نما را مشاهده می نمود، سعی می کرد طرز کار آن را درک کند. او بعد از انجام این کار بسیار شگفت زده شد.بنابر این تصمیم گرفت علت نیروهای مختلف در طبیعت را درک کند.

8-راز نهفته در نبوغ او


بعد از مرگ انیشتن در 1955 مغز او توسط توماس تولتز هاروی برای تحقیقات برداشته شد.
اما اینکار بصورت غیر قانونی انجام شد.بعدها پسر انیشتن به او اجازه تحقیقات در مورد هوش فوق العاده پدرش را داد.
هاروی تکه هایی از مغز انیشتن را برای دانشمندان مختلف در سراسر جهان فرستاد. از این مطالعات دریافت می شود که مغز انیشتن در مقایسه با میانگین متوسط انسانها،مقدار بسیار زیادی سلولهای گلیال که مسئول ساخت اطلاعات هستند داشته است.همچنین مغز انیشتن مقدار کمی چین خوردگی حقیقی موسوم به شیار سیلویوس داشته، که این مسئله امکان ارتباط آسان تر سلولهای عصبی را بایکدیگر فراهم می سازد.

علاوه بر اینها مغز او دارای تراکم و چگالی زیادی بوده است و همینطور قطعه آهیانه پایینی دارای توانایی همکاری بیشتر با بخش تجزیه و تحلیل ریاضیات است.

نوشته شده در تاريخ جمعه ٢٠ آذر ۱۳۸۸ توسط بچه شیعه | پيام هاي ديگران()

زندگی

یک نقاشی از جابر

ابو موسی، جابر بن حیان، کیمیاگر برجستهٔ شیعه، در سال صد ه.ش به قولی در شهر توس از توابع خراسان زاده‌شد. مدت کوتاهی پس از تولدش، پدر او که یک داروساز شناخته شده و پیرو مذهب شیعه بود، به دلیل نقشی که در بر اندازی حکومت اموی داشت، دستگیر شد و به قتل رسید. جابر به نوشته‌های باقی مانده از پدرش علاقه مند شد و به ادامهٔ حرفهٔ او پرداخت. او با شوق و علاقه به یادگیری علوم دیگر نیز می‌پرداخت. همین، سبب هجرت او از ایران به عراق شد. گر چه بعضی‌ها گفته‌ا‌ند که جابر در محضر امام ششم شیعیان علم‌آموزی کرده است اما تحقیقات نشان داده است که این امر غیر ممکن بوده است.[۱۴] کتاب‌ها و رسالات متعدد جابر، سال‌ها بعد از او، توجه کیمیاگران اروپایی را به خود جلب کرد. آن‌ها این کتاب‌ها را به زبان لاتین ترجمه کردند و سال‌ها از آن به عنوان منبع معتبری استفاده می‌کردند. به گفتهٔ آن‌ها، این کتاب‌ها تاثیر عمیقی بر تغییر و تصحیح دیدگاه کیمیاگران غربی گذاشته‌است. عاقبت، جابر بن حیان، در سال صد و نود و چهار ه.ش (۸۱۵ میلادی) در شهر کوفهٔ عراق چشم از جهان فروبست. به اتفاق پژوهشگران بر این باورند که صفت کوفی که در روایات بسیاری به دنبال نام جابر آمده‌است، نشانگر زادگاه او نیست، بلکه حاکی از آن است که وی مدتی در کوفه اقامت داشته‌است.


ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ جمعه ٢٠ آذر ۱۳۸۸ توسط بچه شیعه | پيام هاي ديگران()

جابر بن حیان

یک نقاشی از جابر که در قرن ۱۵ میلادی در اروپا کشیده شده

ابو موسی جابربن حیان (حدود ۷۲۱ - حدود ۸۱۵میلادی) دانشمند و کیمیاگر و فیلسوف شیعه ایرانی[۱][۲][۳][۴][۵][۶][۷][۸][۹][۱۰] [۱۱][۱۲][۱۳] بود. او را «پدر علم شیمی» نامیده‌اند و بسیاری از روش‌ها (مانند تقطیر) و انواع ابزارهای اساسی شیمی مانند قرع و عنبیق را به او نسبت می‌دهند. با این حال در مورد تاریخ دقیق تولد و مرگ و محل تولد وی اختلاف نظر وجود دارد. بسیاری او را ایرانی و برخی نیز او را عرب می‌دانند. با این همه به اتفاق پژوهشگران بر این باورند که زادگاه او شهر توس در خراسان ایران بوده‌است.


ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ٤ آذر ۱۳۸۸ توسط بچه شیعه | پيام هاي ديگران()

ملا محسن فیض کاشانی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

پرش به: ناوبری, جستجو

ملا محمد محسن فیض کاشانی (تولد: ۱۰۰۷ هجری قمری - درگذشت: ۱۰۹۰)، حکیم فیلسوف، محدث و عارف دوره صفوی و از دانشمندان شیعه است. نام او محمدمحسن بن مرتضی مشهور به ملا محسن و تخلصش فیض بوده‌است.

ملا محمد محسن شاگرد ملاصدرای شیرازی و داماد بزرگ او بوده‌است. در فقه و اصول و فلسفه و کلام و حدیث و تفسیر و شعر و ادب توانا و در تمامی این‌ها و رشته‌های دیگر آثاری از خود به یادگار گذارده‌است.


ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ۳ آذر ۱۳۸۸ توسط بچه شیعه | پيام هاي ديگران()

 

ML یک زبان برنامه نویسی تابعی است که به وسیله ی رابین میلنر و دیگران در اواخر دهه ی 1970 در دانشگاه ادین برگ گسترش یافت، قواعد نحوی آن الهام شده از ISWIM است. از لحاظ تاریخی، ML سمبل یک فوق زبان است چون تصور شده که تاکتیک های آزموده در ثابت کننده نظریه LCF را توسعه داده است (زبانی که ML فوق زبان آن بود pplambda است، یک ترکیبی از حساب نسبی مرتبه اول و حساب lambda چند ریختی نوع دار.
ML گاهی زبان تابعی غیر کامل نامیده می شود، چون امکان برنامه نویسی آمرانه را می دهد و بنابراین اثرات جانبی بر خلاف زبان های برنامه نویسی تابعی مانند Haskell در آن وجود دارد.
ویژگی های ML شامل استراتژی ارزیابی فراخوانی با مقدار، توابع کلاس اول، مدیریت حافظه اتوماتیک در حین جمع آوری زباله، چند ریختی پارامتری، نوع دهی استاتیک، استنباط نوعی،نوع داده ای جبری،تطابق الگو و مدیریت استثنا می باشد. این ترکیب ویژه از مفاهیم امکان تولید یکی از بهترین کامپایلرهای موجود را می دهد ].
امروزه زبان های مختلفی در خانواده ی ML وجود دارد؛ معروف ترین آن SML است (ML استاندارد) و Objective Caml). نظرات ML روی زبان های دیگر، به ویژه آنهایی که در دانشگاه ها طراحی شده اند تاثیر گذاشت. نمونه های آن شامل Cyclone و Nemerle است.
قدرت ML اغلب در طراحی و دستکاری زبان به کار می رود (کامپایلرها، تحلیلگرها، ثابت کننده های نظریه)، اما ML همچنین در بیوانفورماتیک، سیستم های مالی، بانک های اطلاعاتی شجره ای، برنامه ی سرویس دهنده / سرویس گیرنده ی نظیر به نظیر و ... کاربرد دارد.
نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ۳ آذر ۱۳۸۸ توسط بچه شیعه | پيام هاي ديگران()

هسکل (زبان برنامه‌نویسی)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

  هاسکل یک زبان برنامه نویسی خالص و کارامد با معانی ساده می‌باشد که بعد از منطق دانی به نام هاسکل کری نام گذاری شده است اهداف این زبان به شرح زیر می‌باشد هاسکل یک زبان برنامه نویسی پیشرفتهٔ کاملا کارامد می‌باشد یک محصول اپن سرس (منبع باز) است که حاصل بیش از بیست سال پیشرفت و تحقیق می‌باشد که اجازهٔ توسعهٔ پیاپی سالم و مختصر و صحیح نرم افزاررا می‌دهد با پشتیبانی قوی از یکپارچه سازی با سایر زبان ها، همزمانی داخلی ساختمانی و موازی کار کردن و پیدا کردن باگ ها در سورس برنامه و پروفایلر و کتابخانهٔ غنی و ساخت نرم افزار قابل انعطاف و قابل نگهداری با کیفیت بالا را ساده می‌کند. تاریخچه پس از بیرون آمدن نسخهٔ می‌راندا توسط ریسرچ سافت ور ال تی دی در سال هزارو نهصدوهشتادو پنج علاقه به زبان های اصلی کند افزایش پیدا کرد. در سال هزارو نهصد هشتادو پنج بیش از دو زبان برنامه نویسی خالص و کارامد با معانی ساده وجود داشت. بین این زبان نشستی برگزار شد که در طی آن شرکت کننده‌ها به توافق قطعی رسیدند که یک کمیته باید شکل بگیرد که وظیفهٔ آن تعریف استانداردهای بازی برای زبان ها این چنینی باشداین کار با هدف صریح یکی کردن زبان های موجود به یک زبان مشترک به کار می‌رود، به منظور ایجاد پایه‌ای تحقیقات آیندگان در طراحی زبان انجام شد اولین نسخهٔ زبان در سال هزا ونهصد ونود نتیجهٔ تلاش های کمیته در سری تعاریف زبان در اواخرهزارو نهصد ونودو هشت به حد اعلی رسید، که بر آن بود که یک نسخهٔ زبان پایدار، کوچک و قابل حمل که یک کتابخانه استاندارد برای تدریس ضمیمه آن بود و همچنین پایه‌ای برای تکامل ها در آینده باشد، را تعیین کند کمیته صریحا از به وجود آمدن تکامل های اضافی و مغایر با از راه اضافه کردن و بهم پیوستن طرح های تجربی استقبال کرد.

در ژانویهٔ نود و نه استاندارد های زبان به صورت نسخهٔ معتبر و اصلی با نام ریویزد ریپرت منتشر شد ی یک نسخهٔ اصلاح شده با نام منتشر شد به خاطر پیاده سازی استاندارد حال حاضر را به نمایش می گذارد، این زبان به نمو پیاپی خود ادامه می‌دهد در اوایل سال فرآیند تعریف کردن جانشین برای نسخهٔ استاندارد که به طور غیر رسمی نام گرفته است، شروع شده است این فرآیند اقدام به ساخت نسخهٔ فرعی کرده است تکامل ها و خصیصه ها خصیصهٔ بارز زبان هاسکل شامل تطبیق الگو،قوهٔ ادراک به صورت لیست، حائل ها، عملگر های قابل تعریف و تک گماری است زبان همچنین قابلیت پشتیبانی از تابع های بازگشت پذیر و انواع داده‌های جبری را به خوبی ارزیابی کند را دارد فکر های بی همتا شامل یکه‌ها و کلاس های الگو می‌باشد ترکیب این خصیصه‌ها می‌تواند توابعی بسازد که نوشتن آن بوسیلهٔ زبان های برنامه نویسی روندی دشوار است اما انجام آن در زبان جزئی و آسان می‌باشد چندین گونهٔ مغایر توسعه پیدا کرده، از جمله نسخهٔ موازات شده از ام ای تی وگلس گو بیشتر نسخه‌های موازی و توزیع شده نامیده می‌شدند نسخهٔ ارزیابی مبتکرانه ادن نامیده شد و چندین نسخهٔ شیئ گرا نامیده می‌شوند. خویشاوند نزدیکی به کنکورنت کلین می‌باشد که بزرگترین انحراف از در استفاده از گونه‌های یکتایی برای ورودی به جای یکه‌ها می‌باشد. کاربردها قدرت هاسکل به خوبی برای بعضی از پروژه‌ها به کار بسته شده است این زبان به طور زیاد شونده درموقعیت های ارتباطی به کار برده می‌شود. Audrey Tang's Pugs

پیاده ساز برای آیندهٔ دور زبان پرل شش که دارای مفسر و کامپایلر می‌باشد که کارامد بودن آن را بعد از چند ماه بیرون آمدن آن اثبات کرده است؛ به طور مشابه ، جی اچ سی معمولا برای خصیصهٔ برنامه نویسی پیشرفتهٔ تابعی و بهینه سازی آزمایش می‌شود دارس یک سیستم کنترل تجدید نظرهمراه چندین خصیصهٔ ابتکاری است.لینوکس زبان هاسکل را برای توسعهٔ ابزار سیستم  انتخاب کرده است.ایکس مناد که یک مدیریت پنجره برای ایکس ویندو سیستم می‌باشد، به طور کلی با هاسکل نوشته شده است.بلو اسپیس سیستم وریلوگ یک زبان برای طراحی نیمه هادی می‌باشد که تکاملی از می‌باشد به علاوه .بلو اسپیس ای ان سی ابزار در زبان انجام شده است.

مثال ها یک مثال ساده که معمولا برای اثبات دستور زبان تابعی به کار می‌رود، تابع فاکتوریل برای اعداد صحیح نا منفی می‌باشد که درهاسکل به صورت زیر نوشته می‌شود factorial :: Integer -> Integer factorial 0 = 1 factorial n | n > 0 = n * factorial (n-1)

یا در یک خط: factorial n = if n > 0 then n * factorial (n-1) else 1 این مثال بالا فاکتوریل را به عنوان تابع بازگشتی شرح می‌دهد با یک مبنای پایان بخش.این شبیه توصیفات موجود فاکتوریل ها در کتب درسی است. بیشتر کدهای هاسکل شبیه یاددهشتهای ریاضی استاندارد در نحو است.خط اول تابع فاکتوریل نوع تابع را شرح می‌دهد زمانی که اختیاری است یک نوع خوب برای شامل شدن ان مطرح است. as the function factorial (factorial) has type (::) from integer to integer (Integer -> Integer) این یک عدد صحیح به عنوان ارگومان می‌گیرد ویک عدد صحیح دیگر بازمی‌گرداند.اگر برنامه نویس نوع یادداشت را ذخیره نکرده باشد این نوع تعریف به طور اتوماتیک استنباط شده است. خط دوم اشاره به تطبیق الگو دارد یک خصوصیت مهم هاسکل. یادداشتی که پارامترهای تابع ان در پرانتز نیستند به وسیله فاصله از دوم جدا شده است.وقتی که ارگومانهای تابع صفر می‌شوند عدد صحیح به صورت یک برگردانده می‌شود.برای همهٔ موارد ذیگر خط سوم ازموده شده. یک حایل خط سوم را از اعداد منفی که فاکتوریل انها تعریف نشده حفظ می‌کند بدون حایل این تابع بدون رسیدن به مورد اصلی از طریق همهٔ اعداد منفی تکرار می‌شود.همانطور که هست تطبیق الگو کامل نیست. اگر عدد صحیح منفی به عنوان ارگومان عبور کند برنامه با یک خطای زمان اجرا شکست می‌خورد. مورد اخر می‌تواند برای این خطای وضعیت چک شود و در عوض یک خطای مناسب چاپ می‌کند. مقدمه یک تعدادی از توابع کوچک مشابه کتابخانه استاندارد است با استفاده از مقدمه‌ها می‌توانیم توابع فاکتوریل را مانند زیر شرح دهیم. fac n = product (enumFromTo 1 n) همانطور که نام نمی‌تواند به وضوح تابع شرکت کند این تابع ممکن است بیان بهتری باشد در نوع هدف خاص ارگومانهای نا معین.استفاده از عملگر تابع ترکیب اپراتور برای هدف تولید تابع. fac = product . enumFromTo 1 در مفسر محکم شمتا معمولا نیاز به تعریف تابع و استفاده از ان در همان خط جدا شده به وسیلهٔ کجا یا در یا... دارید.به این منظور که شما احتیاج به داخل کردن ان برای تست مثالهای بالا و دیدن خروجی دارید. مترجم جی اچ سی این محدودیت را ندارد و تعریف توابع می‌تواند داخل یک خط شود و بعدا فراخوانی کند. مثالهای پیچیدهٔ بیشتر یک ماشین حساب نشانه گذاری لهستانی معکوس ساده با تابع اردر بالا –تابع فلد 1-ارگومان اف در جائیکه عبارت از الگوی تطبیق استفاده می‌کند.

calc :: String -> [Float] calc = foldl f [] . words

 where 
   f (x:y:zs) "+" = y+x:zs
   f (x:y:zs) "-" = y-x:zs
   f (x:y:zs) "*" = y*x:zs
   f (x:y:zs) "/" = y/x:zs
   f xs y = read y : xs

لیست خالی به عنوان مرحله اغازین است و حرف اف یک کلمه را در یک لحظه ترجمه می‌کند.هر دو عدد تطبیق شده از بالای لیست و قرار داده شده در نتایجه یا تجزیهٔ کلمه به عنوان عدد با ممیز شناور به ابتدای لیست اضافه می‌شود. fibs = 0 : 1 : zipWith (+) fibs (tail fibs) یک لیست نا متناهی که به وسیلهٔ هم بازگشت ساخته می‌شود اخرین یا دومین مقدار لیست به محض تقاضای شروع از دو ایتم صفر و یک استفاده می‌کند.این نوع از تعریف به ارزیابی لیست بستگی دارد که یک ویژگی مهم از هسکل است. به عنوان مثال چگونگی ارزیابی رشد مقدار فیبوناچیی که شش مقدار محاسبه و نشان داده شده که مقدار بعدی به مقدار قبلی وابسته است. تابع مشابه نوشته شده بوسیلهٔ ترکیب لیست موازی ادراکی جی اچ سی.برای اطلاعات بیشتر

fibs = 0 : 1 : [ a+b | a <- fibs | b <- tail fibs ]

تابع فاکتوریل نیز می‌تواندبا یک تابع مشابه پیاده سازی شود. fac n = (foldl (.) id [\x -> x*k | k <- 1..n) 1

به طور قابل ملاحظه تابع مختصر شده‌ای که مقدار یک لیست را بر می گرداند به عبارت دیگر hamming = 1 : map (2*) hamming `merge` map (3*) hamming `merge` map (5*) hamming

    where merge (x:xs) (y:ys) 
           | x < y = x : xs `merge` (y:ys)
          | x  > y = y : (x:xs) `merge` ys
           | otherwise = x : xs `merge` ys

مانند راه حل های گوناگون سری فیبوناچی که در بالا نشان داده شد از یک هم بازگشت برای ساخت یک لیست از اعداد به محض درخواست استفاده می‌کند. شروع از پایه یعنی 1 و ساختد موارد جدید که نسبت به سایر اعضا حق تقدم دارد اغاز می‌شود. تکین ها-اتم ها- ورودی /خروجی ها هسکل به عنوان یک زبان خالص اثرات جانبی توابع را ندارد این یک رقابت برای برنامه‌های واقعی است که در میان بقیهٔ موارد احتیاج پیدا می‌کند به تاثیرات محیط برنامه نویسی هسکل این مشکل را با نوع داده‌ای اتم حل کرده است. سیستم تایپ به ترتیب دستورات امری یک تناسب بر قرار می‌کند. یک مثال نوعی ازاین سیستم شامل حالات بی ثبات همزمانی حافظهٔ ترا کنشی مدیریت استثناو انتشار خطاست ولی اتمها برای رسیدن به بسیاری اهداف مفیدند. هسکل یک ترکیب ویژه برای عبارات اتمی ارائه کرده است پس برنامه هائی که اثر جانبی دارند می‌توانند به نوعی شبیه زبانهای امری نوشته شوند برنامهٔ زیر یک نام را از ورودی دریافت می‌کند ودر خروجی یک پیغام خوشامد گوئی چاپ می‌کند. main = do putStrLn "What's your name?"

         name <- getLine
         putStr ("Hello, " ++ name ++ "!\n")

do عبارارات با این اصطلاح کار با اتمها را اسان می‌کنند این عبارت با عبارت قبلی یکسان می با شد ولی تقریبا برای نوشتناسان تر و قابل فهم تر از De-sugared که از اپراتور اتم به طور مستقیم استفاده می‌کند.

main = putStrLn "What's your name?" >>

            getLine >>= \ name -> 
             putStr ("Hello, " ++ name ++ "!\n")

برای اطلاعات بیشتر به مراجع زیر مراجعه کنید. also wikibooks:Transwiki:List of hello world programs#Haskell نقد جان ویلیام در 2002و پیتون در 2003 در مورد مشکلات به هم پیوستن ارزیابی کند که هم چنین تصدیق کرده اند انگیزهٔ نظری بر ان را. انها به علاوه اظهار داشتند به اضافه کردن بعضی از سر فصل ها که کندی باعث می‌شود که برنامه نویسان در هدفشان دچار مشکل شوند در مورد اجرای کدهایشان نیز برخورد کنند به خصوص نسبت به استفاده از حافظه. هرن لیجن زندرن در2003مشاهده کرده اند بعضی از اموزندگان هسکل به یک مانع در نوشتن برنامه‌ها برخورد کردند. این مشکل بزرگ و پیچیده در هسک شمشیر ذو لبه است.عبارت پائین مطابق هسکل 98 می‌باشد.

"The subtle syntax and sophisticated type system of Haskell are a double edged sword — highly appreciated by experienced programmers but also a source of frustration among beginners, since the generality of Haskell often leads to cryptic error messages."[16]

به کد اصلی به تعداد معیار های اصلی با استفاده از "سی" به عنوان زبان حیاتی جی اچ سی مشهورترین کامپایلر هسکل می‌باشد.هسکل به تعداد نسبتا زیادی کتابخانه‌های مفید دارد که فقط با جی اچ سی کار می‌کند. توضیحات Gofer یک لهجه یا گویش جدید اموزشی هسکل است با ویژگی به نام کلاسهای سازنده به وسیلهٔ مارک جونز توسعه داده شد. HBC یکی دیگر از کامپایلر کد اصلی هسکل می‌باشد این کامپایلر به طور فعالانه کار نمی‌کند و توسعه داده نمی‌شود ولی در بعضی موارد قابل استفاده می‌باشد. Helium یک گویش جدید برای هسکل است تمرکز روی این لهجه باعث می‌شود که اموخته‌های ما در مورد پیغام های خطا روشن تر شود.این در همان حالت یک تایپ را کم دارد واجرای ان با بسیاری از برنامه‌های هسکل نا سازگار است. Hugs, the Haskell User's Gofer System, یک مترجم بایت کد می‌باشد که باعث کامپایل و اجرای سریع خواهد شد.همچنین با کتابخانه‌های گرافیکی ساده نیز همراه است.برای افرادی که در زبان هسکل مبتدی هستند این مترجم مفید است ولی به معنای یک اجرای ساده وبچگانه نیست بلکه بسیار قابل حمل تر در اجرا درون هسکل می‌باشد. Jhc یک کامپایلر هسکل است که این کامپایلرتاکید بر سرعت و کارایی بالای برنامه‌ها دارد چنانچه تغییراتی در برنامه اعمال شود. nhc98 یک کامپایلر بایت کد هسکل است باید توجه داشت بایت کد اجرای بسیار سریعتری دارد توجه به استفادهٔ کمتر و بهینه تر از حافظه از مزایای این کامپایلر است و یک انتخاب مناسب برای کامپیوتر های قدیمی و کم مصرف است.

Yhc, the York Haskell Compiler

یک شاخه از ان اچ سی 98 می‌باشد با اهداف ساده تر شدن قابل حمل شدن تاثیر گذار تر شدن .پشتیبانی تمام و کمال برای هت.همچنین ویژگی ها یی برای جاوا نیز دارد که اجازه می‌دهد به کار برانی که در محیط نت کار می‌کنند هسکل را نیز اجرا کند. کتابخانه ها از ژانویهٔ 2007 کتابخانه‌ها و موارد کاربردی در یک بسته به نام هکیج جمع شوند یک پایگاه داده ان لاین از برنامه ی هسکل که از وسیله‌ای به نام بسته کنندهٔ کیبل استفاده می‌کند. از دسامبر 2008 910 بسته قابل استفاده برای کاربران گذاشته شده است. "Hackage" یک نقطهٔ میانی برای توزیع هسکل میبا شد به وسیلهٔ کابیل فعالیت های توسعه افرینی هسکل به صورت یک قطب در امده نصب برنامه‌های جدید هسکل به وسیلهٔ هکیج و وسایل نصب کابیل امکان پذیر است. این نصب ها بازگشتی و نیاز به وابستگی ها یی دارد که اینها با وجود ان در دسترس هستند. امروزه نصب کد هاسکل بسیار اسانتر از قبل می‌باشد.

نوشته شده در تاريخ دوشنبه ٢ آذر ۱۳۸۸ توسط بچه شیعه | پيام هاي ديگران()

Functional Languages

زبان های ساخت یافته به زبان هایی می گویند که از ساختار منظم که توسط توابع ایجاد شده اند برخوردار هستند . مثلا برای نوشتن برنامه ای که می خواهد دو عدد را باهم جمع کند تابعی به نام add بنویسیم که دو عدد را بگیرد و با هم جمع کند و این تابع را در برنامه های دیگرمان هم استفاده کنیم. برخی از زبان های ساخت یافته در زیر نوشته شده اند:

Haskell: یک زبان برنامه نویسی کاملا ساخت یافته.

 


ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ۳۱ شهریور ۱۳۸۸ توسط بچه شیعه | پيام هاي ديگران()

زندگى‏نامه ملا محمد مهدى نراقى

محمد حسین رسولى

در سال 1128 ق در نراق ـ یکى از روستاهاى اطراف کاشان ـ در یک خانواده متوسط مذهبى نوزادى متولد شد که نام او را محمد مهدى گذاشتند.

از همان اوان کودکى و نوجوانى با علاقه‏اى که به علم و تحصیل داشت و با اتکاء به استعداد خدادادى در حوزه علمیه کاشان ثبت نام نموده و از محضر فاضل اندیشمند ملا جعفر بیگدلى استفاده‏هاى فراوان برد و دوره مقدمات، سطح و مقدارى از دروس خارج فقه و اصول را در کاشان بپایان رسانید.

در حدود سال 1143 در سن 16 سالگى بناچار براى تکمیل مراتب علمى و تخصصى در علوم و فنون اسلامى به اصفهان رهسپار شد و در حوزه علمیه آن شهر از بزرگان از فقهاء و فلاسفه‏اش استفاده مى‏نماید.

از اساتید وى مى‏توان مولى اسماعیل خواجوئى (م 1173 ق) محمد بن محمد زمان کاشانى (1173 ق)، شیخ محمد هرندى (م 1186 ق)، آقا میرزا نصیر اصفهانى (م 1191ق) را نام برد.

در میان اساتید محقق نراقى، مولى اسماعیل خواجوئى از جایگاه خاصى برخوردار است و تا سال وفات وى یعنى 1173 ق، در حدود سى سال علوم اسلامى همچون فقه، اصول فقه، کلام، فلسفه، حساب، هندسه و نجوم را بر مولى مهدى آموخته است.

از دیگر استادان وى محمد بن محمد زمان کاشانى است که از بزرگان مشایخ اجازه، در سلسله طبقات نقل حدیث به شمار مى‏آید و در رجال و حدیث مولى محمد مهدى از وى استفاده وافرى برده است.

وى در اصفهان علاوه بر تحصیل و تدریس و تحقیق به تبلیغ و ارشاد مردم نیز همت گماشته و حتى با یادگیرى خط و زبان عبرى و لاتین نزد عالمان یهودى، با رهبران مذهبى اقلیتها وارد بحث و مناظره مى‏شود و از متن کتابهاى مذهبى آنان مطالبى را بر حقانیت رسالت پیامبر اسلام (ص) نقل و ترجمه مى‏کند.

وى پس از سى سال به وطن خود کاشان باز مى‏گردد و پس از مدتى که بطور دقیق روشن نیست، شهر کاشان را به سوى نجف اشرف و کربلاى معلى ترک مى‏گوید.

اگر توقف وى در کاشان حدود دو سال بوده باشد وى بین سالهاى 1175 تا 1183 در نجف اشرف از محضر بزرگانى همچون شیخ یوسف بحرانى (م 1186ق)، شیخ محمد فتونى (م 1183ق) و وحید بهبهانى (م 1205 ق)، استفاده نموده است.

او پس از سالها تلاش و تحقیق در نجف و کربلا، دوباره به وطن خود کاشان بازمى‏گردد و به برکت وجود شریف آن جناب، کاشان که در آن زمان از عالمان دینى خالى بوده، از مراکز مهم علوم اسلامى مى‏گردد و محقق نراقى ریاست و زعامت حوزه علمیه و مرجعیت تقلید آن سامان را به عهده مى‏گیرد.

از محضر وى بزرگانى همچون محمد باقر شفتى (م 1260 ق)، حاج محمد کلباسى (م 1262 ق) و فرزند فاضلش مولى احمد نراقى (1245ق) و دیگران استفاده نموده‏اند.

وى داراى سه پسر دانشمند بنامهاى مولى احمد (م 1249 ق)، ابوالقاسم (م 1256 ق)، محمد مهدى ملقب به آقا بزرگ (م 1268ق) بوده که مولى احمد بزرگترین آنان در سال 1185 ق در کاشان متولد شده و پس از پدر به ترتیب ریاست و هدایت مردم کاشان را به عهده داشته‏اند و داراى تألیفات و آثار متعددى هستند.

وى قبل از وفات وحید بهبائى در سال 1205 ق همراه فرزندش مولى احمد براى زیارت به نجف اشرف مشرف شده و وى را نیز ملاقات نموده است.

در کتاب نراق در آینه تاریخ دو فرزند دیگر بنامهاى محمد باقر و ملا ابوالحسن نیز ذکر شده‏اند که در کتب تراجم فقهاى شیعه از آنها نامى دیده نمى‏شود. (1)


ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ۳۱ شهریور ۱۳۸۸ توسط بچه شیعه | پيام هاي ديگران()

نگاهى گذرا  به زندگىملامحمدمهدى نراقى

سیّد محمدرضا حسینى

ویژه ‏نامه کنگره بزرگداشت فاضلین نراقى 3

آشنایى با مفاخر و عالمان دین و دانشمندان یک ملت, آشنایى با فرهنگ آن ملت است و دانستن رمز و راز موفقیت آنان در رشد, بالندگى, تهذیب و تکامل انسانها خصوصاً نسل جوان مفید و سازنده است از جمله این عالمان فرزانه ملامحمّد مهدى نراقى معروف به محقق نراقى است. وى یکى از مجتهدان برجسته در دو قرن دوازده و سیزده هجرى قمرى است و به لحاظ جامعیت در علوم و فنون و آراستگى به فضایل اخلاقى و صفات ملکوتى از مفاخر و نوابغ علمى عصر خویش بود.


ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ۳۱ شهریور ۱۳۸۸ توسط بچه شیعه | پيام هاي ديگران()

زندگینامه علامه مولى محمد مهدى نراقى

آیت الله حسن‏زاده آملى

ویژه ‏نامه کنگره بزرگداشت فاضلین نراقى‏ 1

طود علم و تحقیق «استاد الکل فى الکل» علامه مولى مهدى یا محمدمهدى بن ابى‏ذر بن حاج محمد نراقى (قدس سره) یکى از نوابغ دهر و جامع کلیه فنون علوم، و در هر فن مرد یک فن، و دایرةالمعارفى ناطق، و کتابخانه بزرگى زنده و متحرک بود.

بى‏شک آن جناب در تبحر و تمهر به جمیع علوم عقلى و نقلى حتى در ادبیات و ریاضیات عالیه، در عداد طراز اول از اکابر علماى اسلام، و در اتصاف به فضایل اخلاقى و ملکات ملکوتى از نوادر روزگار است.

 


ادامه مطلب...

پشتکار و نظم در امور

از ویژگى هاى استاد، پشتکار در عمل و با قوّت و قدرت به کار ادامه دادن و از مسامحه گرى و سهل انگارى پرهیختن است.

دو نصیحت و پند استاد، همیشه به یاد مى آید و در خاطره زنده مى شود:

الف: مى بایست کار را با قوّت شروع کرد و تسامح و سستى اى در آغاز کار نداشت و این نکته اى است که استاد بارها در ابتداى سال تحصیلى با آهنگ محرّک و عزم آفرین خود بیان مى داشت و این آیه را تلاوت مى کرد که (یَا یَحْیَى خُذِ الْکِتَابَ بِقُوَّة).

و گاه این بیت شعر را نیز با حرارتى خاص بر زبان جارى مى ساخت:

من نمى گویم سمندر باش یا پروانه باش *** چون به عشقِ سوختن افتاده اى، مردانه باش!

ب: و مى بایست پس از شروع نیز، با پشتکار تمام آن را ادامه داد و در این رابطه نیز اوّلاً به این آیه تمسّک مى کردند که: (وَ الَّذِینَ جَاهَدُواْ فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا) و مى فرمودند: رمز موفّقیّت و پیشرفت یک طلبه، دو چیز است: یکى جهاد و به کارگیرى نهایت تلاش و پشتکار (جاهدوا)، و دیگر خلوص نیّت (فینا)، و ثانیاً به گذشته تاریخ اشاره مى کردند و مى فرمودند: اگر تاریخ مردان بزرگ را ورق بزنیم و زندگى عالمانى که خدمت به اسلام نمودند و کار زمین افتاده اى را بلند کردند بررسى نماییم به این نتیجه مى رسیم که غالب این بزرگان این گونه نبودند که از استعداد و نبوغ فوق العاده اى برخوردار باشند بلکه اى بسا استعداد متوسّطى را دارا بودند ولى به خاطر پشتکار فوق العاده اى که داشتند خدمت فوق العاده اى را متحمّل شدند.

 


ادامه مطلب...

نبوغ و استعداد

حضرت آیة الله العظمى مکارم شیرازى در سال 1305 هجرى شمسی  در شهر شیراز در میان یک خانواده مذهبى که به فضائل نفسانى و مکارم اخلاقی معروفند دیده به جهان گشود.

جدّ اعلاى ایشان » حاج محمّدباقر« که از تجّار شیراز به شمار مى رفت، در «سراى نو» شیراز به تجارت اشتغال داشت، لباسى شبیه لباس روحانیّت مى پوشید و پیوسته در مسجد «مولاى» شیراز به جماعت حاضر مى شد و مورد تکریم و احترام و اطمینان بود. جدّ ایشان مرحوم  »حاج محمّد کریم«  فرزند حاج محمّدباقر که او نیز عمّامه اى بر سر داشت و در بازار در اثناى کار، کلاه پوستینى بر سر مى گذاشت، در «سراى گمرک» شیراز و سپس در» بازار وکیل» به تجارت مشغول بود، همواره در مسجد «مولاى» شیراز در نماز جماعت شرکت مى کرد و از مرتبطین و نزدیکان مرحوم آیة اللّه العظمى حاج شیخ محمدجعفر محلاتى رحمه الله پدر مرحوم آیة اللّه العظمى حاج شیخ بهاءالدین محلاتى و مرحوم آیة اللّه حاج سیدمحمدجعفر طاهرى رحمه الله به حساب مى آمد.

پدرشان حاج محمد علی او نیز از تجار معروف شیراز بود استاد در مورد پدرشان چنین می فرمایند:

»پدرم علاقه زیادى به آیات قرآن داشت در دورانى که در مدارس ابتدایى تحصیل مى کردم، گاهى شبها مرا به اطاق خودش فرامى خواند و به من مى گفت: ناصر! کتاب آیات منتخبه و ترجمه آن را براى من بخوان (این کتاب مجموعه آیاتى بود که توسّط بعضى از دانشمندان، انتخاب شده و در زمان رضاخان در مدارس به عنوان تعلیمات دینى تدریس مى شد) من آیات و ترجمه آن را براى او مى خواندم و او لذّت مى برد«.

نبوغ استاد از اوایل کودکى امرى مشهود بود و در هر مرحله از مراحل عمرش آشکارتر مى گشت.

 


ادامه مطلب...

 خلاّقیّت و ابتکار

 ذهن خلاّق و نوآور استاد به ضمیمه حافظه قوى و اُنس با آیات قرآنى و کلمات نهج البلاغه و روایات اهل البیت، باعث شده که استاد در غالب سؤالات و معضلات، حاضرالجواب بوده، نوآورى و ابتکار خاص داشته باشد و فولاد مشکلات علمى را در خویش ذوب کند، بارها و بارها مشاهده شده است روایتى را که به ظاهر از مضمون ساده و آشنایى برخوردار بوده و جاى تحلیل و تدقیق نداشت و یا به عکس، گره کورى در آن به نظر مى رسید و نیازمند به توجیه و تفسیر بود، به طرز بسیار جالب و بدیعى باز نموده، نکات متعدّد زیبا و ظریفى را از آن بیرون کشیده است.

گشودن نقاط کور و ترسیم زوایاى جدید و نهراسیدن از شروع و آغاز و یافتن نقطه ابتدا، شهامت و فراست موهبتى مى خواهد و این که انسان، در عین حال که تلاش هاى پیشینیان را تقدیس مى کند با دقّت و تیزبینى، قصورهاى آنان در شیوه و محتوا را دریابد و خصوصاً سنّت و سیره آنها در شیوه هاى بیان و نوشتار را حجاب اندیشه خویش نسازد، تأیید روح القدس را مى طلبد و این هر دو، در آثار مختلف استاد، محسوس است


ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۳٠ شهریور ۱۳۸۸ توسط بچه شیعه | پيام هاي ديگران()
1. ارزش نماز اول وقت

آقای مصباح می گوید: آیت الله بهجت از مرحوم آقای قاضی (ره) نقل می کردند که ایشان می فرمود:
« اگر کسی نماز واجبش را اول وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد مرا لعن کند! و یا فرمودند: به صورت من تف بیندازد. »
اول وقت سرّعظیمی است « حافظوا علی الصلوات: در انجام نمازها کوشا باشید. »
خود یک نکته ای است غیر از « أقیموا الصلوة: و نماز را بپا دارید. »
و همچنین که نماز گزار اهتمام داشته باشد و مقید باشد که نماز را اول وقت بخواند فی حدّ نفسه آثار زیادی دارد، هر چند حضور قلب هم نباشد. »
 


ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۳٠ شهریور ۱۳۸۸ توسط بچه شیعه | پيام هاي ديگران()

بسم الله الرحمن الرحیم

حضرت آیة الله العظمى آقاى حاج شیخ محمد تقى بهجت (رحمه الله) در اواخر سال 1334 ه ق در شهر فومن واقع در استان «گیلان» به دنیا آمد و هنوز شانزده ماه از عمرش نگذشته بود که مادر را از دست داد .
تحصیلات ابتدایى حوزه را در مکتب خانه فومن به پایان رساند و پس از تحصیلات ادبیات عرب در سال 1348 ه ق هنگامى که تقریبا 14 سال از عمر شریفش مى ‏گذشت، براى تکمیل دروس حوزوى عازم (عراق) شد و حدود 4 سال درکربلا معلى اقامت نمود و علاوه بر تحصیل علوم رسمى از محضر استادان بزرگ آن سامان، از جمله مرحوم حاج شیخ ابوالقاسم خویى (غیر از آیت الله العظمى خویى معروف) بهره برد و در سال 1352 ه ق براى ارائه تحصیل به «نجف اشرف» رهسپار گردید و سطح عالى علوم و حوزه را در محضر آیات عظام از جمله حاج شیخ مرتضى طالقانى (ره) به پایان رساند و پس از درک محضر آیات عظام: حاج آقاى ضیاء عراقى و میرزاى نائیینى (رحمة‏الله) در حوزه درسى آیت الله حاج شیخ محمد حسین غروى اصفهانى وارد شد.
 افزون بر این ایشان از محضر آیات عظام حاج سید ابوالحسن اصفهانى و حاج شیخ محمد کاظم شیرازى (رحمة‏الله) صاحب حاشیه بر مکاسب - و در حوزه علوم عقلى، کتاب (الاشارات والتنبیهات) و (اسفار) رانزد آیت الله سید حسین بادکوبه‏اى (ره) فراگرفت و در زمان تلمذ به تدریس سطوح عالى پرداخت و در تالیف کتاب (سفینة‏البحار) با محدث کبیر حاج شیخ عباس قمى (ره) همکارى نمود و در زمینه تهذیب نفس در زادگاهش (فومن) از کودکى محضر عالم بزرگوار (سعیدى) و درکربلا از برخى علماى دیگر بهره برد، تااینکه در نجف اشرف در سن 17 - 18 سالگى با آیت حق علامه قاضى (ره) آشنا شد و گمشده خویش را در وجود ایشان یافت و در سلک شاگردان اخلاقى - عرفانى ایشان درآمد و سرانجام در سال 1364 هق موافق با 1324 هش قلبى صیقل یافته از معنویت و سینه ‏اى مالامال ازعشق به حضرت حق و با کوله بارى از علم و کمال به سرزمین خویش هجرت نمود و در زادگاهش تشکیل خانواده داد و در حالى که آماده بازگشت به نجف اشرف بود هنگام عبور موقت در قم در زمانى که هنوز چندین ماه از مهاجرت آیت الله بروجردى (ره) به قم نگذشته بود موقتا مقیم شد و خبر رحلت اساتید بزرگ حوزه علمیه نجف را یکى پس از دیگرى مى‏شنود و  درشهر مقدس قم رحلت اقامت مى‏افکند .
 در قم از محضر آیات عظام: حجة‏الاسلام والمسلمین کوه کمره‏اى و آیت الله العظمى بروجردى به هم رسانیده و انگشت نما مى گردد. معظم پس از ورود به قم به تدریس خارج فقه و اصول پرداخت و به ترتیب شاگردانى بسیار قیمت گماشت و هنوز نیز تدریس درس خارج ایشان ادامه دارد.
محل تدریس درس خارج ایشان ابتدا در حجرات مدارس و بعد در منزل شخصى خود و اکنون در مسجد فاطمیه واقع در گذرخان تشکیل مى گردد و محل اقامه نماز جماعت و مراجعات عمومى ایشان نیز همین مسجد است.
تالیفات معظم له ، عبارتند از :
 یک دوره کامل اصول ، حاشیه بر مکاسب شیخ انصارى (ره) و تکمیل آن تا آخر مباحث مربوط به مکاسب و متاجر، دوره کامل طهارت ، دوره کامل کتاب صلاة ، دوره کامل کتاب زکات ، دوره کامل کتاب خمس و حج ، حاشیه بر کتاب ذخیرة العباد مرحوم شیخ محمد حسین غروى ، چندین مجله تقریبا یک دوره فقه فارسى، حاشیه بر مناسک شیخ انصارى (ره) و...

نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۳٠ شهریور ۱۳۸۸ توسط بچه شیعه | پيام هاي ديگران()

﴿ بسم اللّه الرّحمن الرّحیم ‏﴾

حضرت آیت اللّه العظمى آقاى حاج شیخ لطف‏اللّه صافى(مد ظله العالى)، فقیه، اسلام شناس و اندیشمند بزرگ معاصر، در سال 1337 هـ.ق، در شهر گلپایگان، قدم به صحنه هستى نهاد.

 


ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۳٠ شهریور ۱۳۸۸ توسط بچه شیعه | پيام هاي ديگران()

ولادت

معظم له در روز 9 ربیع الاول سال 1349 هـ . ق در شهر مقدس مشهد متولد گردید و پدرش به میمنت نام جدّش او را (علی) نام نهاد.
نام پدر گرامیشان مرحوم سید محمد باقر و نام جدّ ایشان که از بزرگان علم و زهد بوده سید علی میباشد. زندگینامه ایشان را مرحوم شیخ آقا بزرگ طهرانی در کتاب (طبقات أعلام الشیعه قسمت چهارم ص 1432) ذکر نموده است. گفته شده در نجف از شاگردان مولا علی نهاوندی و در سامرا از شاگردان مجدّد شیرازی و از شاگردان خاص مرحوم سید اسماعیل صدر گردید و در سال 1308 هـ . ق به شهر مقدس مشهد بازگردید و در آنجا مستقر گشت، و از مهمترین شاگردانش، فقید بزرگوار شیخ محمد رضا آل یاسین (قدس سره) میباشد.
خاندان معظم له از سادات حسینی میباشند که در عهد صفوی در اصفهان میزیستند و از طرف سلطان حسین صفوی، جدّ اعلی ایشان سید محمد را به منصب شیخ الاسلامی در سیستان منصوب نمود و ایشان به آنجا منتقل شده و با خانواده شان در آنجا سکنی گزیدند.


ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۳٠ شهریور ۱۳۸۸ توسط بچه شیعه | پيام هاي ديگران()

بسم الله الرحمن الرحیم

انما یخشی الله من عباده العلماء

زندگی نامه

مرحوم فقیه راحل میرزا جواد تبریزی(ره) در سال1305 ش مطابق با 1345 هـ . ق در شهر تبریز در محله منجم باشی، نزدیک مسجد عربلر چشم به جهان گشود. …

 


ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ٥ شهریور ۱۳۸۸ توسط بچه شیعه | پيام هاي ديگران()

احترام به شاگرد نوجوان

یکى از علماء وارسته ، داراى جلسات درس بود، شاگردان از خرد و کلان در آن جلسات شرکت مینمودند، و از آموزشهاى او بهره مند مى شدند، او در میان شاگردان ، به یکى از شاگردانش که نوجوان بود، احترام بیشتر مى کرد و او را دیگران مقدم مى داشت .
تا این که روزى یکى از شاگردان ، از آن عالم وارسته پرسید: (( چرا این نوجوان را آن همه احترام مى کنى او را بر دیگران مقدم مى دارى با این که ما سن و سال بیشترى نسبت به او داریم ؟!)).
آن عالم وارسته ، چند مرغ آوردند، آن مرغها را بین شاگردان تقسیم نمود و به هرکدام کاردى داد و گفت :(هر یک از شما مرغ خود را در جایى که کسى نبیند، ذبح کرده و بیاورد).
وقت موعود فرا رسید، و همه شاگردان ، مرغ خود را ذبح کرده و نزد استاد آوردند، امّا آن نوجوان ، مرغ رازنده آورد.
عالم به او گفت : چرا مرغ خود را ذبح نکردى ؟
او در پاسخ گفت : ((شما فرمودید در جائى ذبح کنید که کسى نبیند، من هر جا رفتم دیدم خداوند مرا مى بیند)).
عالم و شاگردانش ، به تیزنگرى و مراقبت او، پى بردند و او را تحسین کردند و دریافتند که آن عالم وارسته چرا این جون را آنهمه احترام مى کند.

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ٥ شهریور ۱۳۸۸ توسط بچه شیعه | پيام هاي ديگران()

احترام به مرجع تقلید

پس از پیروزى انقلاب اسلامى در 22 بهمن 1357 شمسى به بعد نام بعضى از شهرها که نامناسب بود، عوض گردید مثلا ((شاهى ))، در استان مازنداران به ((قائم شهر)) تبدیل شد. مردم شاهرود، پیش خود نام این شهر را به نام ((امام شهر)) عوض نمودند، روزى چند نفر از علماى شاهرود به حضور امام امّت حضرت امام خمینى (مدظلّه العالى ) رسیدند و درضمن گفتگو به عرض رساندند که نام شهر ما نیز عوض شده و بجاى شاهرود، ((امام شهر)) شده است .
امام فرمود: به احترام آیت اللّه شاهرودى (آیت اللّه العظمى مرحوم حاج سید محمود شاهرودى ) که منصوب به این شهر است ، بگذارید همین نام باشد.
در اینجا در حالى که سخن امام ، در نگارنده شور و هیجان و سوز خاصى ایجاد کرده ، رباعى زیر با تقدیم شیفتگان حق مى کنم :
ما ساخته راه حسینیم همه
برخاسته از جنگ حنینیم همه
اى ثارگر خط وره روح خدا
دلباخته پیر خمینیم همه

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ٥ شهریور ۱۳۸۸ توسط بچه شیعه | پيام هاي ديگران()

فرازهائى از نامه امام سجاد (ع ) به عالم دربارى

محمد بن مسلم معروف به ((زهرى )) از علما و پارسایان ظاهرالصلاح بود و همچون حسن بصرى ، ظاهرى خوش و باطنى تیره داشت ، به گونه اى که از علماى دربار امویان شده بود و طاغوتهاى اموى براى فریب دادن مردم از وجود او سوء استفاده مى کردند.
امام سجاد (ع ) نامه مفصلى براى او نوشت ، و در ضمن نامه او را موعظه و امر به معروف و نهى از منکر کرد و او را از پیوستن به دربار ستمگران برحذر داشت ، از فرازهاى این نامه تاریخى است : ...رفت و آمد و تماس تو با طاغوتیان ، معنایش امضاء کردن اعمال آنهاست ، و او را به روش خود دلگرم تر و جرى تر مى نماید...با این دعوتها که از تو مى کنند مى خواهند تو را مانند قطب آسیا، محور ستمگریهاى خود قرار دهند، و ستمکاریها را بر گرد وجود تو بگردانند و تو را پب اهداف شوم خود، و نردبان گمراهیهاى خویش ، و مبلغ کژیهاى خود سازند، و به همان راهى بیندازند که خود مى روند، (هشیار باش که ) مى خواهند با وجود تو (در دربار) علماى راستین را در نظر مردم ، مشکوک سازند و دلهاى عوام را به سوى خود جذب نمایند...
این عالم دین فروخته ! کارى که به دست تو مى کنند، از عهده مخصوصترین وزیران ، و نیرومندترین همکارانشان بر نمى آید، تو بر خرابکاریهاى آنان سرپوش مى نهى ، و خاص و عام را به دربارشان متوجه مى سازى ...تو با کسى (خدائى ) طرفى ، که از کارت آگاه است ، و مراقب تو است ، و غافل از تو نیست ، آماده باش که سفرى طولانى نزدیک شده ، گناهت را علاج کن که جانت سخت بیمار گشته ، مپندار که من قصد سرزنش تو را دارم ، من مى خواهم تو را متوجه سازم که خداوند مى فرماید: ((تذکر بده که پند و موعظه به حال مؤمنان سود بخشد))...
چرا از این خواب (خرگوشى ) بیدار نمى شوى ؟ آیا این است حقشناسى ؟ که خداوند به تو علم و شناخت بدهد و حجتهایش را بر تو تمام نماید ولى تو آب به آسیاى دشمن بریزى ؟!
بسیار ترس آن را دارم که تو از آن کسانى باشى که خداوند در مورد آنها مى فرماید:
اضاعوا الصلوة واتبعوا الشهوات فسوف یلقون غیا.: ((نماز را ضایع کردند، و به دنبال هوسهاى نفسانى رفتند و بزودى به (کیفر) گمراهى خود مى رسند)) (سوره مریم آیه 59).
خداوند مسئولیت قرآن را به دوش تو نهاد، و علم آن را به تو سپرد اما تو تباهش کردى ، شکر و سپاس خداوندى را که ما را به آن بلاهائى که تو دستخوش آن هستى ، گرفتار نساخت - والسلام .
عجیب اینکه ((زهرى )) این عالم دربارى در بیدادگاه بنى امیه ، مردى را مجازات کرد، آن مرد جان سپرد، زهرى از ترسش فرار کرد (و به دنیاى خود نیز نرسید).
نقل شده وقتى که او در اطاق مطالعه اش مى نشست ، کتابهایش را در اطرافش پهن مى کرد و آنچنان غرق در مطالعه مى شد که از همه جا بى خبر مى ماند، روزى همسرش عصبانى شد و به او گفت : ((سوگند به خدا این کتابها براى من ناگوارتر از سه هوو است .
آرى دانشمندس که این چنین بود، منحرف شد و بجاى اینکه در صراط مستقیم و خط امام حق ، گام بردارد، همه عمرش را تباه ساخت و در حالى که سر به سراى طاغوتیان سپرده بود جان باخت (پناه به خدا).

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ٥ شهریور ۱۳۸۸ توسط بچه شیعه | پيام هاي ديگران()

 تواضع پیر وارسته

در شهرى ، زلزله و باد سرخ آمد و مردم آن که سخت بلازده شده و گرفتار گشته بودند و در بن بست ناگوارى افتاده بودند، سرانجام تصمیم گرفتند به حضور پیرى وارسته که از پارسایان بزرگ آن شهر بود، بروند و از او بخواهند او را دعا کند و بلا برطرف گردد.
آنها نزد او رفته ، پس از اداى احترام عرض کردند اى بنده خدا تو پیر بزرگ هستى از خدا بخواه تا ما را از این گرفتاریها نجات دهد.
آن پیر وارسته ، گریه کرد و سپس گفت : ((کاش سبب هلاکت شما وجود خود من نباشد؟))
و رسول اکرم (ص ) فرمود: ((همنشین نشوید با عالم و دانشمند مگر عالم و دانشمندى که شما را از سه چیز به سه چیز دیگر دعوت مى کند 1- از تکبر به سوى تواضع و فروتنى 2- از بى تفاوتى به سوى نصیحت کردن 3- و از نادانى و بى سوادى به سوى علم و آگاهى .

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ٤ شهریور ۱۳۸۸ توسط بچه شیعه | پيام هاي ديگران()

شهادت آقا على ، و سرنگونى غائله نایب حسین کاشى

محمد على شاه قاجار (ششمین شاه قاجار که در سال 1327 از سلطنت خلع شد) مخالفت مشروطیت بود، در کاشان براى سرکوبى آزادیخواهان ، عده اى از اشرار را به ریاست ((نایب حسین کاشى )) ماءمور کرده بود، نایب حسین ، جنایات هولناکى انجام داد، و تنها در قرسه نشلج از توابع کاشان 36 نفر از دهقانان بدست مزدوران مهاجم نایب حسین کشته شدند.
حجة الاسلام آقا على نراقى امام جماعت معروف مسجد کاشان از بیدادگریهاى نایب حسین به ستوه آمد، مخفیانه نامه اى به آیت الله سید حسن مدرس نوشت و از وى دادخواهى کرد.
دستهاى مرموز این نامه را به دست عین الدوله (وزیر کشور زمان ) که طرفدار نایب حسین بود، رساند، وى نیز براى انتقام از آقا على ، نامه را به نزد نایب حسین فرستاد، و اصلا نامه بدست شهید مدرس نرسید.
نایب حسین طرح قتل آقا على را ریخت ، و سرانجام آقا على بدست نایب على (پسرنایب حسین ) مخفیانه کشته شد و جسد او را براى نایب حسین به مزرعه ((دوک )) (در شش فرسخى کاشان ) بردند و در آنجا به چاه افکندند.
مدتى بعد که از آقا على خبرى نشد، مادر او به دادخواهى پرداخت و نامه هاى متعددى به تهران فرستاد و نتیجه نگرفت و سرانجام خودش به تهران رفت و دنبال قضیه را بطور جدى گرفت ، گروهى از کاشان به کمک او شتافتندد و مطالب کم کم در روزنامه ها نوشته مى شد...
تا اینکه با روى کار آمدن ((مستوفى الممالک )) (به عنوان نخست وزیر) عین الدوله به کنار رفت ، و مستوفى فرمان جدى دستگیرى و سرکوبى نایب حسین و اشرار تحت فرماندهى او را صادر کرد، چراغعلى خان بختیارى که جوانى نیرومند بود، ماءمور سرپرستى این کار شد.
کوتاه سخن آنکه : خیلى سریع ، اشرار نایب حسین ، خلع سلاح شدند، نایب حسین به قلعه کره شاهى پناه برد و در حوالى جوشقان ، درگیرى شدیدى به وجود آمد، در این درگیرى نایب على (پسر نایب حسین که قاتل آقا على بود) به قتل رسید، سرش را جدا کرده و به تهران فرستادند.
و قلعه را نیز محاصره کردند ولى نایب حسین و ماشاءالله خان به قم گریختند و در حرم حضرت معصومه (ع ) متحصن شدند، سه سال موضوع به همین منوال گذشت و بعد با روى کار آمدن ((وثوق الدوله )) در سال 1337 قمرى ، سرکوبى راهزنان نایب حسین به طور جدى ادامه یافت و نایب حسین دستگیر شد و در روز 20 ذیحجه سال 1337 قمرى در تهران به دار آویخته شد، به این ترتیب غائله محمد على شاه دزدپرور پایان یافت و نایب حسین و پسرش و اشرار تحت فرماندهى او به مجازات شدید رسیدند، آرى اگر جلادان یک روحانى مدافع حقوق مردم یعنى حجة الاسلام آقا على نراقى را آنگونه کشتند، و جسدش را به چاه افکندند، و با مؤ منین آنگونه رفتار نمودند و آنها را کشتند و تنها در قریه نشلج 36 تن را کشتند، طولى نکشید که قاتل آقا على یعنى نایب على (پسر نایب حسین ) را سر بریدند و سرش را به تهران فرستادند و بعد پدر جنایتکارش را به تهران فرستادند و در آنجا به دار آویختند، و از سوى دیگر جنازه پاک حجة الاسلام آقا على را از چاه بیرون آورده با احترام در مقبره خاندان نراقى (واقع در مدرسه آقا بزرگ کاشان ) به خاک سپردند.
هر بد که مى کنى تو مپندار که آن بدى
ایزد فروگذار و گردون رها کند
قرض است فعلهاى بدت نزد پروردگار
تا هر زمان که خواسته باشد ادا کند

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ٤ شهریور ۱۳۸۸ توسط بچه شیعه | پيام هاي ديگران()

سید مرتضى ، از دیدگاه ابوالعلاء

سید مرتضى برادر سید رضى (رضوان اللّه تعالى علیهما) از مراجع تقلید و از بزرگان و علماى وارسته و معروف شیعه در قرن پنجم بود، بسال 436 هجرى قمرى در بغداد درگذشت ، و مطابق نقل صیح ، نخست پیکرش را در بغداد به امانت گذاردند و سپس با پیکر مقدس برادرش سید رضى (مؤ لف نهج البلاغه ) به کربلا حمل شد و در آنجا دفن گردید.
در زمان او شخصى بود بسیار هوشمند و ادیب ، و در علوم عربى نظیر نداشت ، نام او ((ابوالعلاء معرى )) بود، او با اینکه نابینا بود، از هوش و ذکاوت و حافظه و استعداد، نابغه نوابغ به شمار مى آمد.
ابوالعلاء، از فضائل علمى و معنوى سید مرتضى ، امورى شنیده بود، از اینرو به دیدار او اشتیاق داشت ، بالاخره موفق شد، روزى در مجلس سید مرتضى شرکت نمود، کم کم در میان مردم به جلو مى رفت تا به نزدیک سید مرتضى برسد، (با توجه به اینکه سید مرتضى او را نمى شناخت )، چون نابینا بود، دستش به مردى که در آنجا بود خورد، آن مرد ناراحت شد و گفت : ((این سگ کیست ؟)).
ابوالعلاء گفت : ((سگ آن کسى است که هفتاد نام براى سگ نداند)).
وقتى سید مرتضى این سخن را از او شنید، او را به نزدیک طلبید، با او به گفتگو پرداخت و او را آزمود، و دریافت که ابوالعلاء از عجائب و نوادر روزگار است .
از آن پس ابوالعلاء، در مجلس شریف مرتضى شرکت مى کرد و از شاعران آن مجلس بود، و بین او و سید مرتضى ، مذاکرات علمى و احتجاج در سطح بالا صورت مى گرفت .
وقتى که ابوالعلاء از عراق خارج شد، شخصى از او پرسید: ((سید مرتضى در چه سطحى از علم است ؟!)).
او با اشعارى پاسخ او را داد که یکى از آن شعرها این است .
لوجئته لرأیت الناس فى رجل
والدهر فى ساعة ، والارض فى دار
ترجمه :
((اگر به حضور سید مرتضى بیائى ، تمام مردم را در یک فرد و تمام روزگار و ساعات را در یک لحظه ، و تمام زمین را در یک خانه ، منحصر مى بینى )).

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ٤ شهریور ۱۳۸۸ توسط بچه شیعه | پيام هاي ديگران()

 یکى از شاگردان برجسته امام صادق (ع )

محمد بن على بن نعمان کوفى معروف به ((مؤمن الطاق )) از شاگردان برجسته امام صادق (ع ) بود، نظر به اینکه او مغازه اى در محل ((طاق المحامل )) کوفه داشت ، به ((مؤمن الطاق )) معروف گردید، ولى مخالفان آنقدر از ناحیه بحثها و استدلالهاى او، ورشکسته شده بودند که او را ((شیطان الطاق )) مى خواندند.
جالب اینکه : ابوخالد کابلى گوید: در مدینه کنار قبر پیامبر (صلى اللّه علیه و آله ) مؤمن الطاق را دیدم سینه چاک کرده بود و به سئوالات اهل مدینه پاسخ مى داد و با آنها بحث مى کرد.
من به جلو رفتم و به مؤمن الطاق گفتم : امام صادق (صلى اللّه علیه و آله ) ما را از بحث و گفتگوى مذهبى نهى کرده است ، گفت : آیا امام صادق (ع ) به تو دستور داده که این سخن را به من بگوئى ؟ گفتم نه به خدا سوگند، بلکه به من فرمود: با هیچ کس بحث نکن ، گفت : بنابراین تو برو سخنش را اطاعت کن .
ابوخالد گوید: به حضور امام صادق (ع ) رفتم و جریان را گفتم ، لبخندى زد و فرمود: ((اى ابوخالد (فرق است بین مؤمن الطاق و تو) او با مردم (مخالفان ) سخن مى گوید، و در سخن اوج مى گیرد (و این راه و آن راه مى پرد) سخن طرف مقابل را درهم مى شکند، ولى اگر تو وارد سخن گردى قدرت بر پرواز از این سو به آن سو ندارى .
به این ترتیب ، امام (ع ) این درس را آموخت که افراد مطلع و دانشمند باید با مخالفان بحث و گفتگو کنند که بتوانند بر آنها پیروز شوند، ولى افراد کم اطلاع نباید وارد بحث گردند که مایه شکست و شرمندگى خواهند شد.

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ٤ شهریور ۱۳۸۸ توسط بچه شیعه | پيام هاي ديگران()

آزاد مردى شهید مدرس

شهید آیت اللّه سید حسن مدرس (که توسط دژخیمان رضاشاه در تبعیدگاه خواف در دهم آذرماه 1317 شمسى هنگام افطار روز 27 ماه رمضان 1356 قمرى به شهادت رسید) از آزاد مردان بى بدیل تاریخ است .
از حماسه هاى زندگى او اینکه :
شب هنگام ، ((یزدان پناه )) از جانب رضاخان پهلوى ، ده هزار تومان پول (به ارزش آن زمان ) نزد مدرس آورد که : ((بگیر و ساکت باش )).
مدرس پاسخ داد: پول را زیر تشک بگذار و برو به اربابت رضاخان بگو: تا دینار آخر، خرج نابودى تو خواهد شد، اگر رضا داد که هیچ و گرنه بیا و از همانجا که پول را گذاشتى بردار و برو)).
از سخنان مدرس است : ((اگر من نسبت به بسیارى از اسرار، آزادانه اظهار عقیده مى کنم و هر حرف حقى را بى پروا مى زنم ، براى آنست که چیزى ندارم و از کسى هم نمى خواهم ، اگر شما هم بار خود را سبک کنید و توقع را کم نمائید، آزاد مى شوید، باید جان انسان از هر گونه قید و بند آزاد باشد تا مراتب انسانیت و آزادگى خود را حفظ نماید)).
هنگامیکه مدرس در قمشه ، درس مى خواند، یکى از ثروتمندان نزد او آمد و خواست : قطعه زمینى را به او بدهد.
مدرس با اینکه در نهایت فقر و تهیدستى به سر مى برد، به او گفت : مگر شما در میان فامیل خود، فقیر ندارى ؟
ثروتمند پاسخ داد، چرا، فقیر داریم .
مدرس گفت : چرا آن قطعه زمین را به آنها نمى بخشى ؟
او گفت : ((بهتر است آن زمین را به خویشان فقیر خودت ببخشى )).
و از گفتار میرزاى شیرازى در مورد مدرس است : ((این سید (مدرس ) پاکدامنى اجدادش را دارا است و در هوش و فراست ، گاهى مرا به تعجب مى افکنند، و قوه قضات او در حد کمال و نهایت درستکارى و تقوى است )).

نوشته شده در تاريخ دوشنبه ٢ شهریور ۱۳۸۸ توسط بچه شیعه | پيام هاي ديگران()

ارزش نشر خاندان نبوت

صالح هروى گوید: شنیدم از حضرت رضا (ع ) که فرمود: ((خداوند رحمت کند بنده اى را که ، امور و برنامه ما را زنده بدارد)).
عرض کردم : ((امور و برنامه شما را چگونه زنده بدارد؟!)).
فرمود: ((علوم ما را بیاموزد و سپس به دیگران آموزش دهد، زیرا وقتى مردم ارزشهاى گفتار ما را بدانند، از ما پیروى مى کنند)).
عرض کردم : ((اى فرزند رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله )! از امام صادق (ع ) براى ما نقل شده که فرمود:
من تعلم علماً لیمارى به السفهاء او یباهى به العلماء اولیقبل بوجوه الناس ‍ الیه فهو فى النار.
ترجمه :
((هر کس علمى را بیاموزد تا بوسیله آن با افراد سفیه و کم عقل ، مجادله و ستیز نماید، یا بوسیله آن بر علماء، فخر بفروشد، یا بوسیله آن بزرگان مردم را متوجه خود سازد، چنین کسى در آتش دوزخ است )).
(بنابراین طبق فرمایش جدتان امام صادق (ع ) نباید علوم را در صور فوق به دیگران آموخت ).
حضرت رضا (ع ) فرمود: ((جدم امام صادق (ع ) درست فرمود)).
ولى آیا مى دانى که سفهاء (کم عقل ها) کیانند؟
عرض کردم : نه ، نمى دانم اى فرزند رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله ).
فرمود: ((آنها قصه گوهاى از مخالفطین ما هستند)).
سپس فرمود: ((آیا مى دانى ، علماء کیانند؟!)).
عرض کردم : نه ، اى فرزند رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله ).
فرمود: ((آنها علماى آل محمد (صلى اللّه علیه و آله ) مى باشند، که خداوند پیروى از آنها و مودت و دوستى آنها را واجب نموده است )).
و بعد فرمود: ((آیا مى دانى معنى ((تا مردم را به سوى خود متوجه کنند)) یعنى چه ؟
عرض کردم ، نه ، نمى دانم .
فرمود: سوگند به خدا منظور این است که کسى بدون حق ، ادعاى امامت کند، (و مردم را به سوى خود دعوت نماید) که چنین فردى اهل جهنم است .

نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۱ شهریور ۱۳۸۸ توسط بچه شیعه | پيام هاي ديگران()

دانش دوستى ابوریحان

احمد بن محمد بن احمد خوارزمى معروف به ((ابوریحان بیرونى )) حکیم و ریاضیدان و طبیب و ستاره شناس همعصر ابوعلى سینا بود، و بین این دو دانشمند بزرگ اسلامى قرن چهار و پنج ، نامه هاى علمى فراوان رد و بدل مى شد. و بحثهاى فراوان تحقق یافت .
او در سرزمین ((بیرون )) (قلعه اى در شمال خراسان قدیم داخل حدود خوارزم ) به دنیا آمد، و چهل سال در شهرها و بلاد هند مسافرت نمود و مدتى در ((خوارزم )) (یکى از قسمتهاى شمال خراسان ) سکونت گزید و بیشتر به ریاضى و تاریخ و علم نجوم اشتغال داشت ، و کتابهائى نگاشت که از آنها کتاب ((الاثار الباقیه عن القرون الخالیه )) و کتاب ((التفهیم )) است .
او اشتیاق بسیار به تحصیل علوم داشت و همواره قلم در دستش ، و چشمش به کتاب و قلبش پر از اندیشه بود و در تمام روزهاى سال ، اشتغال به علم و دانش داشت جز دو روز یکى عید نوروز، دوم عید مهرگان (16 مهر ماه ).
حکایت شده بعضى از اصحابش به حضورش آمد، دید در بستر مرگ قرار گرفته و سخت ناراحت است ، در همین حال ابوریحان به او گفت : مسأ له ریاضى ((جدات هشتگانه )) را برایم چگونه بیان کردى ، اینک بروشنى بیان کن ، او گفت : اکنون در این حال ؟!
بیرونى گفت : ((آقا جان آیا اگر من از دنیا بروم و این مسأ له را بدانم بهتر از این نیست که در حالى بمیرم که آن مسأ له را ندانم ؟)).
عیادت کننده گوید: مسأ له را برایش بیان کردم ، و پس از چند لحظه از دنیا رفت و من که هنوز به خانه ام نرسیده بودم در راه صداى گریه از خانه او بلند شد که ابوریحان از دنیا رفت (وى بسال 430 قمرى وفات نمود).

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ٢٩ امرداد ۱۳۸۸ توسط بچه شیعه | پيام هاي ديگران()

حق کشى علمى

سیبویه و کسائى ، دو نفر از دانشمندان بزرگ قرن هشتم هجرى هستند، که در علم نحو (دستور و قواعد زبان عرب ) سرآمد علماى زمان خود بودند.
سیبویه (عمروبن عثمان ) در بیضاء نزدیک شیراز متولد شد و همانجا از دنیا
رفت ، و بنابراین ایرانى بود، ولى کسائى (على بن حمزه ) در کوفه متولد شد و درحدود سال 85 هجرى در نزدیک رى از دنیا رفت .
این دو دانشمند بزرگ ، هردو در بصره نزد استاد بزرگ ادب ، معروف به خلیل ، درس خواندند.
در تاریخ آمده : هارون الرشید (پنجمین خلیفه عباسى ) کسائى را طلبید و به او دستور داد که به دو فرزندش مأمون و امین درس بدهد و آنها را به دستور
زبان و قوائد عربى ، آشنا کند، از این رو کسائى از بصره به بغداد آمد و معلم
فرزندان هارون شد.
در همان روزها، سیبویه ، از بصره به بغداد آمده بود، امین پسر هارون ، انجمنى از دانشمندان تشکیل داد، و کسائى و سیبویه را به آن انجمن دعوت کرد، و آنها در بعضى از مسائل علمى با هم اختلاف نظر داشتند، ولى امین ، مى خواست ، معلمش (کسائى ) برنده شود.
از جمله مسأ له زنبور بود، که کسائى مثلى از زبان عرب به این گونه گفت : کنت اظن الزنبور اشد لسعا من النحلة فاذا هو ایاها: ((گمان مى کردم که نیش
زنبور از نیش مگس تیزتر است ، ولى این درست همان بود)).
سیبویه گفت : مثل را اشتباه گفتى ، چرا که آخرش چنین است : فاذا هوهى ، کسائى اصرار داشت که همان گفته او درست است ، و سرانجام با هم موافقت کردند که گفته یک عرب صحرانشین رابپذیرند، و آنچه او بگوید قبول کنند.
امین پسر هارون اصرار داشت که معلمش (کسائى ) پیروز گردد، لذا فرمان داد عربى بیابانگرد را آوردند، مسأ له را از وى پرسید، عرب ، حق را به سیبویه داد،
امین به عرب گفت : میل دارم گفته کسائى را تصدیق کنى ، عرب گفته امین را
نپذیرفت و گفت زبانم را یاراى دروغ نیست ، ولى امین با تزویر خاصى ، عرب را حاضر کرد که به نفع کسائى سخن گفت ، از آن پس سیبویه از بغداد خارج شد.
خلفاى جور، از این گونه حق کشى ها نیز داشتند، که بدترین حق کشى است .

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ٢۸ امرداد ۱۳۸۸ توسط بچه شیعه | پيام هاي ديگران()

مقام معلم

شخصى بنام عبدالرحمان ، در مدینه ، مدتى معلم و آموزگار کودکان و نوجوانان بود، یکى از فرزندان امام حسین (ع ) به نام ((جعفر)) به مکتب او مى رفت .
معلم ، آیه شریفه الحمدللّه رب العالمین را به جعفر آموخت .
امام حسین (ع ) بخاطر این آموزش معلم ، هزار دینار و هزار حله (پیراهن مرغوب ) به معلم داد، و دهان او را پر از مروارید کرد.
شخصى از امام پرسید، آیا آنهمه پاداش به معلم ، روا است ؟
امام حسین (ع ) پاسخ فرمود: ((آنچه که دادم چگونه برابرى مى کند با ارزش ‍ آنچه که او (معلم ) به پسرم این جمله را آموخت الحمدللّه رب العالمین ؟!)).
در اینجا ذکر این حدیث نیز جالب است که پیامبر(ص ) فرمود:((وقتى معلم ، آیه بسم اللّه الرحمان الرحیم به کودکى بیاموزد خداوند براى او و آن کودک و پدر و مادر کودک ، برائت از آتش را مى نویسد)).

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ٢۸ امرداد ۱۳۸۸ توسط بچه شیعه | پيام هاي ديگران()

یادى از مرحوم الهى قمشه اى

مرحوم استاد بزرگ آیت اللّه میرزا مهدى قمشه اى که داراى تأ لیفات بسیار است ، از جمله دیوانى است مشحون از قصائد و غزلیات و اشعار پر مغز در مسائل اسلامى و منقبت چهارده معصوم (ع ) که از او به یادگار ماند و از جمله ترجمه قرآن مجید که در دسترس عموم است .
نقل شده خداوند پسرى به ایشان داد، نام او را حسین گذاشت (که اکنون از فضلاى ارجمند است ).
این حسین ، بیمار شد، ایشان نذر کرد که اگر حسین ، شفا یابد، قصیده اى پیرامون امام حسین (ع ) بسراید، پسرش شفا یافت ، و او قصیده بسیار غرا و پر مغز سرود و ماجراى کربلاى حسینى را نیز در اشعار خود آورد که در دیوان مذکور تحت عنوان ((نغمه حسینى )) ثبت و چاپ شده است .
استاد حسن زاده آملى مى فرمود ((وقتى که جنازه استاد الهى قمشه اى را به قم آوردند و در میان لحد قبر گذاردند، مرحوم استاد علامه طباطبائى کنار قبرش آمد و گریه سختى کرد و فرمود: امسال دو ضایعه بزرگى رخ داد 1- رحلت مرحوم آیت اللّه شیخ محمد تقى آملى 2- رحلت آیت اللّه الهى قمشه اى )). مرحوم استاد قمشه اى در سن 70 سالگى درگذشت و قبر شریفش در وادى السلام قم در یکى از حجرات ناحیه چپ در ورودى قرار دارد.

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ٢۸ امرداد ۱۳۸۸ توسط بچه شیعه | پيام هاي ديگران()

کرامتى عجیب از شهید اول

شمس الدین محمدبن مکى ، معروف به شهید اول (ماءلف کتاب درسى لعمه ) از علماء و مراجع برجسته و معروف شیعه در قرن هشتم است ، وى در دهکده جزین (نزدیک شهرک جزین از توابع جبل عامل لبنان ) در سال 734 هجرى قمرى دیده به جهان گشود و در سن 52 سالگى بسال 786 هجرى قمرى به شهادت رسید، دشمنان کینه توز او پس از شهادت او، بدنش را سنگسار کرده و سپس سوزاندند.
حدود 169 سال از زمان شهادت او مى گذشت ، یکى از علماء وارسته و پرهیزکار به نام شیخ ناصر بویهى مى گوید: ((من در سال 955 ه . ق در عالم خواب دیدم در دهکده جزین (زادگاه شهید اول ) هستم ، به خانه شهید اول رفتم و در را زدم ، او از خانه بیرون آمد، از او خواستم کتابى که شیخ جمال الدین بن مطهر درباره اجتهاد، تأ لیف کرده برایم بیاورد، به درون خانه رفت و آن کتاب را با کتاب دیگرى - که به گمانم در زمینه روایات بود - آورد و به من داد، وقتى که از خواب بیدار شدم ، دیدم آن دو کتاب در کنار من است .
به این ترتیب مى بینیم : دانشمندى وارسته ، پس از گذشت 169 سال از شهادت شهید اول ، این کرامت عجیب را از او مى بیند.

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ٢۸ امرداد ۱۳۸۸ توسط بچه شیعه | پيام هاي ديگران()

 عبرت !

مى دانیم که در دوران رژیم محمدرضا پهلوى (شاه مدفون ) جمعى از وعاظ بزرگ ، ممنوع المنبر بودند (یعنى حق نداشتند منبر بروند) یکى از این وعاظ محترم ، حضرت حجة الاسلام والمسلمین آقاى محمدتقى فلسفى (دامت تاءییداته ) بود.
یکى از موثقین ، مطلبى در این رابطه نقل کرد، که خلاصه اش چنین است :
((یکى از علماء از طرف مرحوم آیت اللّه العظمى بهبهانى (ساکن اهواز) نزد دکتر اقبال (رئیس شرکت نفت آن روز) رفت ، و با او در مورد آزاد شدن منبر آقاى فلسفى صحبت کرد، او جواب داد (این موضوع مربوط به اجازه شخص شاهنشاه است ))، بنا بر این شد که دکتر اقبال در این ارتباط با شاه صحبت کند.
وقتى که دکتر اقبال جریان را به شاه گفته بود، شاه چنین پاسخ داد: ((فلسفى دیگر در این کشور مرد)) (یعنى دیگر تا من زنده ام فلسفى نباید منبر برود، و تصور مى کرد که آقاى فلسفى دیگر پیر شده و زودتر از او مى میرد، پس ‍ فلسفى دیگر تا آخر عمر نباید منبر برود).
ولى اینک ببینید که شاه جنایتکار چگونه - آنهم در خارج از کشور - مرد و دفن گردید، ولى حضرت آقاى فلسفى منبر مى رود و مردم از بیانات پرفیضش بهره مند مى شوند. فاعتبروا یا اولى الابصار.

مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
.:
Themes By Blog Skin :.