وبلاگicon
فرعون - در انتظار بهار ظهور

در انتظار بهار ظهور
عشق یعنی یک خمینی سادگی... عشق یعنی با علی دلدادگی.... عشق یعنی دست تو پرپر شده...عشق یعنی یک علی رهبر شده... عشق یعنی لافتی الا علی.... عشق یعنی رهبرم سید علی
نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ٢٧ امرداد ۱۳۸۸ توسط بچه شیعه | پيام هاي ديگران()

بدن فرعون ، مایه عبرت آیندگان

((منفتاح )) پسر رامسیس دوم ، فرعون زمان موسى (ع ) است ، این فرعون همان است که موسى و هارون براى دعوت و ارشادش از طرف خدا ماءمور شدند(47)این همان است که ادعاى خدائى مى کرد و همواره با موسى مبارزه مى نمود.
تا آن هنگام که دنبال موسى و بنى اسرائیل (که موسى آنانرا از چنگال فرعون خارج کرده از مصر بیرون مى برد) با سپاه بیکران خود از شهر بیرون رفت و سرانجام او و سپاهش در دریاى احمر، غرق شدند ولى خداوند بدن فرعون را براى عبرت دیگران ، به کرانه دریا افکند(48).
چنانکه در قرآن مى خوانیم : ((امروز بدن ترا به بیرون مى افکنیم تا براى آیندگان مایه عبرت باشد.))(49)
از معجزات قرآن کریم اینکه : همانگونه که فرموده ، بدن فرعون مایه عبرت آیندگان شده است .
توضیح اینکه : بدن منفتاح (فرعون موسى ) در اقصر (در سرزمین مصر) کشف شده و هم اکنون در موزه مصر موجود است .
مفسر معروف طنطاوى در تفسیر آیه مذکور (یونس - 92) در جلد ششم تفسیر خود صفحه 78 مى نویسد:
بسال 1900 میلادى با حضور عده اى از دانشمندان حفارى باستان شناس ، تابوت فرعون را گشودند، و بدنش را (که در میان مومیائى بود) از تابوت بیرون آوردند، طول قامت او از فرق سر تا پا یک متر و 62 سانت بود، و عرض بدن در قسمت شانه 40 سانت بود.
مردى بنام ((هوارد کارتر)) پس از 32 سال تفحص و تلاش در نقاط مصر، بدن فرعون را کشف کرد.
آرى شاید عبرتى از این بالاتر نباشد که فرعون یعنى آن کسى که آوازه قدرت و شوکتش به عرش فلک رسیده بود، و خود را خداى بزرگ زمین مى دانست ، بدنش هزاران سال بهمان وضع در میان مومیائى بماند، و مردم هر زمان به موزه مصر بروند، و بدن بى حرکت او را بنگرند، و درس عبرت بگیرند، از این رو که همین شخص آنچنان سرمست غرور بود که ادعاى خدائى مى کرد و مردم را به دور خود جمع نموده و فریاد مى زد: من پروردگار شما هستم (50) ولى اینک همانطور که مردم را تحت فشار استعمارش قرار داده بود، هزاران سال است بدنش در میان فشار مومیائى قرار گرفته و مایه عبرت مردم شده است .
به مصر رفتم و آثار باستان دیدم
بچشم آنچه شنیدم زداستان دیدم
بسى چنین و چنان خوانده بودم از تاریخ
چنان فتاد نصیبم که آنچنان دیدم
گواه قدرت شاهان آسمان درگاه
بسى ((هرم )) ز زمین سر به آسمان دیدم
تو کاخ دیدى و من خفتگان در دل خاک
تو نقش قدرت و من نعش ناتوان دیدم
تو تخت دیدى و من بخت واژگونبر تخت
تو صخره دیدى و من سخره زمان دیدم
تو تاج دیدى و تخت رفته بر تاراج
تو عاج دیدى و من مشت استخوان دیدم
تو عکس دیدى و من گردش جهان برعکس
تو شکل ظاهر و من صورت نهان دیدم
تو چشم دیدى و من دیده حریصان باز
هنوز در طمع عیش جاودان دیدم
تو سکه دیدى و من در رواح سکه ، سکوت
تو حلقه من به نگین نام بى نشان دیدم
میان اینهمه آثار خوب و بد به مثل
دو چیز از بدو از خوب تواءمان دیدم
یکى نشانه قدرت یکى نشانه حرص
دو بازمانده زدیوان خسروان دیدم

مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
.:
Themes By Blog Skin :.