وبلاگicon
پاسخ امام سجاد (ع) به قیصر روم - در انتظار بهار ظهور

در انتظار بهار ظهور
عشق یعنی یک خمینی سادگی... عشق یعنی با علی دلدادگی.... عشق یعنی دست تو پرپر شده...عشق یعنی یک علی رهبر شده... عشق یعنی لافتی الا علی.... عشق یعنی رهبرم سید علی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ٢۸ امرداد ۱۳۸۸ توسط بچه شیعه | پيام هاي ديگران()

قیصر روم و سخنى بزرگ !

عبدالملک بن مروان (پنجمین خلیفه اموى ) از طاغوتهاى خاندان ستمگر بنى امیه بود، و به عنوان امیر مسلمین ، چند سال ، خلافت کرد.
در تاریخ آمده : قیصر روم (شاه ابرقدرت روم در آن عصر) براى عبدالملک به این مضمون نامه اى نوشت :
((آن شترى که پدرت (مروان ) بر آن سوار شد و از مدینه فرار کرد خورده شد (یا آن را خوردم ) و اینک صدهزار و صدهزار و صدهزار نفر لشکر به سوى تو (براى سرکوبى تو) مى فرستم )) (منظور قیصر روم این بود که دیگر شترى نیست که بر آن سوار شده و مثل پدرت فرار کنى و حتماً دستگیر و مغلوب مى شوى ).
عبدالملک پس از دریافت این نامه ، براى حجاج بن یوسف ثقفى (فرماندار خونخوارش ) نامه اى نوشت و از او خواست که از امام سجاد (ع ) بخواهد که چگونگى جواب نامه قیصر روم را آن گونه که موجب وحشت او شود، بفرماید.
پس از رسیدن نامه بدست حجاج ، وى جریان را به امام سجاد (ع ) عرض ‍ کرد، امام فرمود: براى عبدالملک بنویس که در جواب شاه روم چنین بنویسد:
((براى خداوند ((لوح محفوظ)) هست که در هر روز سیصد بار، آن را ملاحظه مى کند، و هیچ لحظه اى نیست مگر اینکه خداوند در آن لحظه ، افرادى را مى میراند، و زنده مى کند، و ذلیل و خوار مى نماید، و عزت مى بخشد، و آنچه بخواهد انجام مى دهد، و من امید آن را دارم که خداوند در یکى از لحظه ها شر تو را از ما باز دارد. حجاج ، هین مطلب را براى عبدالملک نوشت ، و عبدالملک نیز پس از دریافت نامه حجاج ، همین مطلب را در جواب نامه تهدیدآمیز قیصر روم نوشت .
وقتى که نامه به قیصر رسید و آن را خواند (وحشتزده شد) و گفت : ما خرج هذا الا من کلام النبوة : ((این مطلب جز از گفتار نبوت ، نشات نگرفته است !)).
قابل ذکر است که پیامبران و امامان ، براساس قانون ((اهم و مهم )) گاهى افراد ((فاسد)) را براى دفع ((افسد)) (فاسدتر) راهنمائى مى کردند:

مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
.:
Themes By Blog Skin :.