وبلاگicon
بد بخت و خوش بخت - در انتظار بهار ظهور

در انتظار بهار ظهور
عشق یعنی یک خمینی سادگی... عشق یعنی با علی دلدادگی.... عشق یعنی دست تو پرپر شده...عشق یعنی یک علی رهبر شده... عشق یعنی لافتی الا علی.... عشق یعنی رهبرم سید علی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ٢۸ امرداد ۱۳۸۸ توسط بچه شیعه | پيام هاي ديگران()

3)) بدبخت و خوشبخت

عصر رسول اکرم اسلام (ص ) بود، در مدینه ، شخصى درخت خرمائى در خانه اش داشت ، که قسمتى از شاخه هاى آن درخت به خانه همسایه سرازیر بود.
با توجه به اینکه همسایه او شخصى عیالمند و فقیر بود.
او وقتى مى آمد تا از خرماى درخت خود بچیند، به بالاى درخت مى رفت و خوشه هاى خرما را مى چید، و در ظرفى مى گذاشت .
هنگام چیدن خرما، گاهى چند دانه خرما به خانه همسایه مى افتاد، کودکان همسایه آن خرماها را برداشته و مى خوردند.
صاحب درخت آنها را از برداشتن آن خرماها برحذر مى داشت ، و از درخت پائین مى آمد و خرماها را از کودکان فقیر همسایه مى گرفت و حتى اگر در دهانشان بود، آن را با انگشتانش بیرون مى آورد.
همسایه فقیر از این وضع ناراحت شد، به محضر رسول خدا(ص ) رفت و به عنوان شکایت ، جریان را به آن حضرت عرض کرد.
رسول اکرم (ص ) فرمود: ((صاحب درخت خرما را مى بینم ، بلکه این مشکل شما حل شود، تو برو)).
پیامبر(ص ) صاحب درخت را دید و جریان را به او گفت و سپس فرمود: ((آن نخله را که شاخه هایش به خانه همسایه فقیرت سرازیر است ، به من بده که ضامن مى شوم عوض آن را در بهشت به تو بدهند)).
صاحب درخت گفت : من نخلهاى بسیار دارم ، ولى هیچیک از آنها مانند این نخله ، پر بار نیست و حاضر به این معامله نیستم ، این را گفت و از محضر رسول خدا(ص ) مرخص شد.
در این میان شخصى (که نقل مى کنند ابوالدحداح نام داشت ) گفتگوى پیامبر(ص ) و صاحب درخت خرما را از نزدیک شنید، و پس از رفتن صاحب درخت ، به محضر پیامبر(ص ) نزدیک شد و عرض کرد: ((اگر من آن نخله را از صاحب درخت خریدارى کنم و به شما واگذار نمایم آیا نخله اى را در بهشت براى من ضامن مى شوى ؟!)).
رسول اکرم (ص ) فرمود آرى .
ابوالدحداح فرصت شناس مرد صاحب درخت رفت و او را ملاقات نموده و درباره خرید آن نخله با او صحبت کرد، و پس از چک و چانه ، آن نخله را به چهل نخله دیگر خرید، و طبق درخواست صاحب درخت ، نزد جمعى شهادت داد که من فلان درخت را از صاحبش خریدم که در مقابل چهل درخت خرما به او بدهم .
سپس مرد نیکوکار نزد رسول اکرم (ص ) آمد و جریان را به عرض رساند و گفت :((اکنون درخت مال من است و آن را به شما واگذار کردم )).
رسول اکرم (ص ) نزد همسایه فقیر رفت و آن نخله را به او بخشید و فرمود: ((از این درخت تو و خانواده و فرزندانت بهره مند شوید)).
در این هنگام خداوند سوره واللیل (نود و دومین سوره قرآن ) را نازل کرد، که آیه 5 و 6 و 7 این سوره ناظر به ستایش آن مرد نیکوکار(ابوالدّحداح ) است ، و منظور از آیه 8 و 9 و 10 و 11 این سوره ، سرزنش صاحب درخت بخیل مى باشد. به این ترتیب ، یکى مثل صاحب درخت ، تیره دل ، و بخیل و دنیاپرست ، بى سعادت و محروم از مواهب الهى و بدبخت شد.
و دیگرى مثل ابوالدحداح ، خوشبخت در دنیا و آخرت گردید، و در این آزمایشگاه دنیا برنده شد.
و ضمناً از کلاس رسولخدا (ص ) این درس را آموختیم که باید واسطه خیر شد، و در حوادث مربوط به مستضعفین بى تفاوت نبود.

مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
.:
Themes By Blog Skin :.