وبلاگicon
امام حسن در هفت سالگی - در انتظار بهار ظهور

در انتظار بهار ظهور
عشق یعنی یک خمینی سادگی... عشق یعنی با علی دلدادگی.... عشق یعنی دست تو پرپر شده...عشق یعنی یک علی رهبر شده... عشق یعنی لافتی الا علی.... عشق یعنی رهبرم سید علی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ٢۸ امرداد ۱۳۸۸ توسط بچه شیعه | پيام هاي ديگران()

امام حسن در هفت سالگی

امام حسن در دوران هفت سالگى ، به مسجد مى رفت ، و پاى منبر رسول خدا (ص ) مى نشست ، و آنچه در مورد وحى ، از آن حضرت مى شنید، به منزل ، باز مى گشت و براى مادرش فاطمه زهرا (ع ) نقل مى کرد (به این ترتیب که همچون ، یک خطیب ، روى متکائى مى نشست ، و سخنرانى مى نمود، و در ضمن سخنرانى آنچه از پیامبر (ص ) فرا گرفته بود، بیان مى کرد).
حضرت على (ع ) هرگاه وارد منزل مى شد و با فاطمه زهرا(ع )، سخن مى گفت ، در مى یافت که فاطمه (ع ) آنچه از آیات قرآن ، نازل شده ، اطلاع دارد، از او پرسید: ((با اینکه شما در منزل هستید، چگونه به آنچه که پیامبر (ص ) در مسجد بیان کرده ، آگاه هستى ؟!)).
فاطمه زهرا(ع )، جریان را به عرض رساند، که این آگاهى ، از ناحیه فرزندت حسن (ع ) به من انتقال مى یابد.
روزى على (ع ) در خانه مخفى شد، حسن (ع ) که در مسجد، وحى الهى را شنیده بود، وارد منزل شد و طبق معمول بر متکا نشست ، تا به سخنرانى بپردازد، ولى لکنت زبان پیدا کرد، حضرت زهرا (ع ) تعجب نمود!، حسن (ع ) به مادر عرض کرد: ((تعجب مکن ، چرا که شخص بزرگى ، سخن مرا را مى شنود، و استماع او مرا، از بیان مطلب ، باز داشته است )).
در این هنگام على (ع ) از مخفیگاه خارج شد و فرزندش ، حسن (ع ) را بوسید.

مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
.:
Themes By Blog Skin :.