وبلاگicon
بنی قریضه - در انتظار بهار ظهور

در انتظار بهار ظهور
عشق یعنی یک خمینی سادگی... عشق یعنی با علی دلدادگی.... عشق یعنی دست تو پرپر شده...عشق یعنی یک علی رهبر شده... عشق یعنی لافتی الا علی.... عشق یعنی رهبرم سید علی
نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ٢٧ امرداد ۱۳۸۸ توسط بچه شیعه | پيام هاي ديگران()

کارشکنى یهود بنى قریظه و سرانجام ذلت آنها

یهود بنى قریظه ، ابتدا با اسلام و مسلمین از راه صلح و سازش وارد شدند (ولى از آنجا که صلح و صفاى آنها ظاهرى بود) وقتى که جنگ خندق پیش ‍ آمد، به دشمن پیوستند و صلح و صفایشان مبدل به عداوت و بغض و دشمنى سختى شد.
حى بن اخطب (رئیس یهودیان بنى نضیر) در این بحران ، خود را به مکه رساند، و قریش را بر ضد پیامبر اسلام (ص ) تحریک کرد و طوایف عرب را شدیدا بر ضد اسلام و مسلمین برانگیخت ، این دشمن شناخته شده اسلام شخصا به میان یهود بنى قریظه رفت و احساسات آنها را با تحریکات گوناگون و وعده ها و وعیدها، بر ضد اسلام به جوش آورد، و رئیس آنها ((کعب بن اسد)) را براى پیمان شکنى و جنگ با پیغمبر راضى کرد با این شرط که خودش نیز در جنگ شرکت کند.
سپاه احزاب که از احزاب مختلف تشکیل شده بود، به سوى مدینه براى از میان برداشتن پیامبر و مسلمین روانه شدند، بنى قریظه در این موقعیت به آنها پیوستند، طولى نکشید اطراف مدینه را محاصره نمودند.(254)
این یهودیان فرصت طلب وقتى که خود را قوى دیدند، همه عهد و پیمانهاى گذشته را فراموش کرده ، شروع به ناسزاگوئى و فحاشى نسبت به پیغمبر و مسلمین نمودند.
جنگ احزاب به نفع مسلمین ، پایان یافت ، رسول اکرم (ص ) از طرف خدا ماءمور شد که به طرف ((یهود بنى قریظه )) لشکر بکشد از اینرو على (ع ) را پرچمدار کرد و او را با جمعى روانه قلعه هاى بنى قریظه نمود،
على (ع ) و همراهان 25 روز قلعه هاى آنها را محاصره کردند ادامه محاصره ، آنها را سخت در فشار قرار داد، رئیس آنها (کعب بن اسد) به آنها پیشنهاد کرد که باید یکى از سه کار را انجام دهیم :
1- یا اسلام را بپذیریم و به پیامبر اسلام ایمان بیاوریم .
2- یا فرزندان خود را به دست خود کشته و شمشیرها را برداریم و از جان خود دست بشوئیم و از قلعه ها بیرون رویم و با لشکر اسلام جنگ کنیم تا آخرین نفر کشته شویم .
3- روز شنبه ، مسلمین مى دانند که ما جنگ نمى کنیم ، در این روز مسلمین را غافلگیر کرده و با آنها بجنگیم .
بنى قریظه ، پیشنهاد رئیسشان را رد کردند و گفتند: خوب است براى پیامبر اسلام (ص ) پیغام بفرستیم تا ابولبابة بن عبدالمنذر(255) را به سوى ما بفرستد، تا با او در این باره مشورت کنیم (ابولبابه همیشه خیرخواه آنها بود) پیامبر اسلام (ص ) در پاسخ این پیشنهاد ابولبابه را نزد آنها فرستاد، آنها وقتى که ابولبابه را دیدند، گریه و زارى کردند و با او به مشورت پرداختند، و گفتند: چه صلاح مى دانى آیا ما هر چه محمد (ص ) حکم کند بپذیریم ؟ ابولبابه به زبان گفت آرى ، ولى با دست به گلویش اشاره کرد یعنى اگر حکم پیامبر (ص ) را بپذیرید، حکم او این است که شما را خواهد کشت .(256)
سرانجام بنى قریظه اعلام کردند که فرمان رسول خدا (ص ) را درباره خود مى پذیرند آنها چون با قبیله اوس ، رابطه دوستى داشتند، قبیله اوس نزد رسول خدا (ص ) آمده از آنها شفاعت کردند، کار به اینجا رسید که هم پیامبر (ص ) و هم یهودیان بنى قریظه قبول کردند که ((سعد بن معاذ)) که از قبیله اوس بود، درباره آنها حکم کند.
رسول اکرم (ص ) سعد بن معاذ را با اینکه زخمى و مجروح بود احضار کرد، وقتى که سعد حاضر شد، آنحضرت مطلب را با او در میان گذاشت ، و فرمود: براى سعد پیش آمدى شده که در راه خدا از سرزنش هیچ سرزنش ‍ کننده اى نخواهد ترسید.
وقتى که حکمیت به ((سعد)) واگذار شد، سعد حکم کرد که همه مردان بنى قریظه کشته شوند و زنان و فرزندانشان اسیر گردند، و اموالشان گرفته شود، رسول اکرم (ص ) حکم سعد را درباره آنها اجرا کرد تا آخرین افرادشان که 600 یا 700 نفر و به قول بعضى بیشتر بودند جز عده کمى که قبلا ایمان آورده بودند کشته شدند، تنها یک نفر از مردان آنها به نام ((عمر بن سعدى )) آنهم در جریان عهدشکنى دخالت نداشت ، پا به فرار گذاشت ، و از زنان هم همه اسیر شدند جز یک زن که سنگ آسیا به سر خلاد بن سوید، کوبیده بود و او را به قتل رسانده بود که در نتیجه آن زن را بحکم قصاص کشتند و به این ترتیب یهودیان از میان رفتند، فقط یهود خیبر باقى مانده بود، که رسول اکرم (ص ) پس از نابود کردن یهود بنى قریظه ، با تشکیل سپاهى روانه خیبر شد و پس از چند روز محاصره قلعه هاى خیبر، على (ع ) پرچم را بدست گرفت و با عده اى روانه قلعه هاى خیبر شد، درب قلعه را از جا کند و مرحب را که از سرکردگان یهود بود به قتل رسانید، و قلعه ها را یکى پس از دیگرى به تصرف اسلام در آورد.
آنگاه پیامبر (ص ) بقیه یهودیانى را که در مدینه و اطراف مدینه بودند، بیرون کرد.(257)
این شدت عمل پیغمبر اسلام (ص ) نسبت به یهود براى این بود که آنها در خیانت و عهدشکنى نسبت به مسلمانان لحظه اى آرام نمى نشستند و سد بزرگى در راه اسلام بودند چنانکه این روحیه در آنها هنوز باقى است .

مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
.:
Themes By Blog Skin :.