وبلاگicon
محمد بن عبدالله بن حسن (نفس زکیه) - در انتظار بهار ظهور

در انتظار بهار ظهور
عشق یعنی یک خمینی سادگی... عشق یعنی با علی دلدادگی.... عشق یعنی دست تو پرپر شده...عشق یعنی یک علی رهبر شده... عشق یعنی لافتی الا علی.... عشق یعنی رهبرم سید علی
نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ٢٧ امرداد ۱۳۸۸ توسط بچه شیعه | پيام هاي ديگران()

نهضت محمد (نفس زکیه ) در مدینه

محمد فرزند عبدالله محض ، از مردان شجاع و غیور تاریخ اسلام است ، که بر اثر کثرت عبادت و پارسائى او را ((نفس زکیه )) (وجود پاک ) مى خواندند، او در این مدتى که مخفى بود، همواره در اندیشه نهضت بر ضد حکومت ظالمانه منصور بسر مى برد و تا آنجا که امکان داشت ، کمک مى طلبید و براى یک نهضت اساسى تدارک مى دید، تا آن زمان که بسال 145 هجرى در ماه رجب همراه 250 نفر وارد مدینه شد و صداى تکبیر را بلند کرد و علنا بر ضد منصور پرچم برافراشت ، و با همراهان درب زندان مدینه را شکستند و زندانیان بى گناه را آزاد ساختند او مردم را به دور خود جمع نمود و به منبر رفت و هدف خود و جنایت ها و ستمهاى حکومت منصور را تشریح نمود و طولى نکشید که حجاز را قبضه کرد.
منصور از راههاى گوناگون براى تسلیم شدن محمد وارد شد ولى نتیجه نگرفت ، سرانجام از راه جنگ وارد شد و عیسى بن موسى برادرزاده خود را با چهار هزار سوار و دو هزار پیاده براى مقابله با محمد، به مدینه فرستاد.
محمد با همراهان اندک خود، در برابر سپاه مجهز منصور مردانه مى جنگیدند، در این میان محمد لیست اسامى بیعت کنندگان با او را سوزاند، و سپس فریاد زد که اکنون مرگ براى من گوارا است ، و اگر آن لیست را از بین نمى بردم ، اسامى آنها به اطلاع منصور مى رسید، و عده زیادى کشته مى شدند.
محمد و همراهان همچنان با کمال شهامت مى جنگیدند، حتى چند بار ((عیسى بن موسى )) تقاضاى آتش بس کرد، ولى محمد که از حیله و نیرنگ او آگاهى داشت ، به جنگ ادامه داد، اما در این بحران دشوار، بیعت کنندگان ، اطراف محمد را خالى کردند و تنها 316 نفر با او ماندند، این مردان با شهامت گویا مرگ را به دوش مى کشیدند، آنقدر جنگیدند تا شهید شدند.(

مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
.:
Themes By Blog Skin :.