وبلاگicon
سلیمان بن صرد خزاعی - در انتظار بهار ظهور

در انتظار بهار ظهور
عشق یعنی یک خمینی سادگی... عشق یعنی با علی دلدادگی.... عشق یعنی دست تو پرپر شده...عشق یعنی یک علی رهبر شده... عشق یعنی لافتی الا علی.... عشق یعنی رهبرم سید علی
نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ٢٧ امرداد ۱۳۸۸ توسط بچه شیعه | پيام هاي ديگران()

سرباز 93 ساله

مردم و شخصیتهاى کوفه در حقیقت آماده آن بودند که حسین (ع ) را با آغوشى باز بپذیرند و زیر پرچم او، با هر گونه بیعدالتى و تباهى مبارزه نمایند و خود را از حکومت سیاه بنى امیه نجات بخشند.
و روى همین آمادگى نامه هاى فراوان به عنوان دعوت از امام حسین (ع ) براى آن بزرگوار فرستادند.
از آنسو ابن زیاد غلام حلقه بگوش بنى امیه ، خود را براى هر نوع جنایتى که ارکان حکومت یزید را استوار سازد آماده کرده بود، وقتى که از تصمیم مردم آگاه شد، 4500 نفر از بزرگان و متنفذین شیعیان و یاران على (ع ) را که بارها در رکاب آن حضرت به نبرد پرداخته بودند و تجربه کافى در پیکار داشتند، دستگیر کرده و زندانى نمود.(138)
این راد مردان در زندان تحت شکنجه هاى سخت بودند و حتى یکروز به آنها غذا مى رساندند و یکروز نمى رساندند.
از اینرو نتوانستند امام حسین (ع ) را در کربلا یارى کنند(139) و پس از شهادت امام حسین (ع ) نیز همچنان در زندان زیر غل و زنجیر بسر مى بردند تا آن هنگام که یزید با روئى سیاه و پشتى خمیده از سنگین ترین جنایتها، به جهنم سرازیر شد و در خونابگاه و سپیان سقوط کرد(140).
خبر مرگ یزید در کوفه پخش شد، ابن زیاد آن والى خون آشام و پلید در این وقت در بصره بود، شیعیان که در خفقان بودند، زنجیرهاى استعمار را پاره کردند و بخانه ابن زیاد هجوم برده و اموال او را که اموال مظلومان و محرومان بود، غارت کردند، و سپس درهاى زندانها را شکستند و 4500 نفر مرد را آزاد ساختند.
مردانى را که خونشان در زیر شکنجه زندان بجوش آمده بود، و خبر شهادت حسین (ع ) آنها را سخت ناراحت کرده بود.
آنان پس از آزاد شدن از زندان ، با تصمیم آهنین آماده شدند که به خونخواهى رهبر آزادگان حسین (ع ) نهضت کنند.
ابن زیاد که از خشم ملت سخت وحشتزده شده بود، راه فرار را بر قرار اختیار کرد و به شام گریخت .
آنها از این جریان خیل تاءسف خوردند زیرا تصمیم آنها این بود که نخست ابن زیاد را به کیفر سخت برسانند اما معلوم شد که او در خفاى شکم شترى از میان در رفته است .
ابن زیاد، مروان حکم را همراه سیصد هزار سرباز مجهز به طرف کوفه فرستاد و او را حاکم کوفه کرد.
این مردان آزاد شده از زندان روز و شب نمى شناختند و در ریشه کن ساختن درخت پلید بنى امیه و بنى زیاد، سخت مى کوشیدند، و آنها را که در نهضت کربلا، در جبهه یزید بودند و بر ضد فرزند پیامبر (ص ) خدمت مى کردند، به سزاى عملشان مى رساندند.
پیش مرگهاى لشگر شام که صد هزار نفر بودند به سر رسیدند، آزادشدگان از زندان با بانگ الله اکبر و فریاد یا لثارات الحسین (141) به استقبال سپاه ابن زیاد شتافتند، نبرد سختى درگرفت ، همانطور که خداوند وعده داده است که اگر مسلمانان 20 نفر صابر و بردبار باشند بر 200 نفر پیروز خواهند بود(142) در این نبرد نیز شیعیان 12 هزار نفر از سپاه شام را به دوزخ فرستادند.
سیاهى شب صحنه جنگ را خاموش کرد، روز بعد نبرد سخت ترى شروع شد، شمشیرهاى براق و بران یاران امیرمؤ منان على (ع ) و دودمان پیامبر (ص ) چهل هزار نفر شامى طرفدار یزید را به خاک و خون کشاند. و بقیه نیز فرار کردند.
ولى ابن زیاد دوباره نیز آنها را برگرداند، سپاه شیعه در مرحله سوم نیز همچنان سپاه ابن زیاد را بخاک هلاکت مى انداخت ، در این هنگام که سپاه شیعه تحت رهبرى سلیمان بن صرد خزاعى (143) مى جنگیدند به سختى مجروح و خسته شده بودند، از فرمانده خود (سلیمان ) خواستند که از صحنه جنگ خارج شوند، ولى سلیمان به آنها گفت : ((قبل از شهادت آسایش نیست ، تا خدا و پیامبر را ملاقات کنیم و رضایت آنها را ببینیم )).
با اینکه هفت روز از شروع جنگ مى گذشت ، این راد مردان همچنان جنگیدند تا اینکه روز هشتم شربت شهادت نوشیدند و به جاودانگى پیوستند.
از عمر سلیمان بن صرد خزاعى رئیس این راد مردان در این موقع 93 سال مى گذشت .

مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
.:
Themes By Blog Skin :.