وبلاگicon
حکومت عثمانی - در انتظار بهار ظهور

در انتظار بهار ظهور
عشق یعنی یک خمینی سادگی... عشق یعنی با علی دلدادگی.... عشق یعنی دست تو پرپر شده...عشق یعنی یک علی رهبر شده... عشق یعنی لافتی الا علی.... عشق یعنی رهبرم سید علی
نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ٢٧ امرداد ۱۳۸۸ توسط بچه شیعه | پيام هاي ديگران()

بررسى بزرگترین امپراطورى اسلامى و انگیزه هاى پیروزى وشکست آن

1 - حکومت عثمانى چگونه بوجود آمد؟

در طول تاریخ اسلام ، مسلمین بارها پیروز شدند و حکومتى بزرگ و دولتى مقتدر تشکیل دادند و بارها شکست خوردند، هر یک از این پیروزیها و شکست ها علل و اسبابى داشت که آگاهى از آنها مایه بیدارى و عبرت مسلمین و درس بزرگى براى آنها است .
در اینجا شایسته است به طور فشرده به بررسى یکى از ((عظیم ترین امپراطورى اسلامى )) در تاریخ اسلام یعنى حکومت عثمانى بپردازیم و از این رهگذر درسها و پندهائى سازنده و بیدار کننده که جدا مى توان به آن بزرگترین درس عبرت لقب داد، بیاموزیم .
در این بررسى ناگزیریم به ترتیب عناوین ذیل را تجزیه و تجلیل نمائیم :
پس از آنکه حکومت سلجوقیان با کشته شدن ((طغرل سوم )) آخرین پادشاه سلجوقى در سال 590 هجرى بپایان رسید، آثار ضعف و شکست در ارکان حکومت اسلامى پدیدار شد، از سوى دیگر مسیحیان جنگهاى صلیبى را بر ضد مسلمین براى تسلط بر اماکن مقدسه چون بیت اللحم و بیت المقدس و... بوجود آوردند.(118)
رهبرانى چند از مسلمین بوجود آمدند ولى هر یک پس از دیگرى به هدف نرسیده و عمرشان پایان یافت تا هنگامى که صلاح الدین ایوبى (119) رهبرى را بدست گرفت او با اراده آهنین و شجاعت بى نظیر در برابر مسیحیان و جنگهاى صلیبى مقاومت کرد، اما طولى نکشید که عمر او نیز به پایان رسید و از دنیا رفت .
پس از وى هرج و مرج و ضعف و انحطاط، ارکان حکومت مسلمین را فرا گرفت بخصوص در قرن هفتم هجرى هنگام حمله تاتار مغول به حکومت خوارزمشاه ، عظمت حکومت و مملکت اسلامى از دست رفت .
وضع مسلمین در این گونه شرائط بود که مردى بنام ((عثمان بن ارطغرل )) دلاورانه قیام کرد او از قبیله اى از نژاد ترک بود افراد آن قبیله با او همدست شدند و درصدد تشکیل حکومت اسلامى برآمدند و بالاخره کم کم ترکها برهبرى آل عثمان (120) که مورد اعتماد مسلمین ، بودند رهبرى مسلمانان را در دست گرفتند و طولى نکشید که قسطنطنیه شهر افسانه اى و بزرگ مسیحیان که پایتخت یونان آن روز بود، بسال 753 هجرى بفرماندهى سلطان محمد دوم پسر مراد که در این وقت 24 سال داشت فتح گردید و در پرتو این پیروزى بار دیگر در قلوب مسلمین امید به پیروزیهاى دیگر تجدید یافت و عظمت از دست رفته بدست آمد.
ترکان عثمانى پس از فتح قسطنطنیه ، بزرگترین امپراطورى اسلامى را در تاریخ بوجود آوردند و آن شهر را پایتخت عظیم امپراطورى خود ساختند.
این امپراطورى از سال 453 میلادى (که قسطنطنیه در این سال فتح شد) تا سال 918 (یعنى 465 سال ) همچنان استوار و پابرجا بود.
فتح قسطنطنیه که هشت قرن نسبت به مسلمین یاغى بود (چنانکه ذکر خواهیم کرد) کار ساده اى نبود، ولى امورى مانند حفظ ارکان مذهبى و آگاهى به تاکتیکهاى جنگى و اخذ تدابیر عاقلانه و... باعث این پیروزى گردید، و خود این فتح بهترین گواه بر تهیه وسائل لازم و تدبیر کافى آنها است .
محمد دوم مؤ سس امپراطورى عظیم عثمانى بنابه گفته ((درابر)) به علوم ریاضى آگاهى کافى داشت و آنها را با تاکتیکهاى جنگى موازنه و تطبیق مى کرد و از همه مدرن ترین وسائل جنگى عصر خود براى فتح قسطنطنیه (و تشکیل امپراطورى عثمانى ) استفاده کرد.
((بارون کارادو وکس )) در جلد اول کتاب خود ((مفکرواالاسلام )) در قسمت بیوگرافى محمد فاتح مى نویسد:
این فتح ، تصادفى و اتفاقى نبود، و تنها بر اثر ضعف دولت یونان نیز نبود، بلکه محمد، تدابیر لازم را بکار برد و نیروهاى علم و دانش را در این راه استخدام کرد، از منجنیقها و توپهاى جدید استفاده نمود، و یک مهندس ‍ باتجربه اى را به کار گماشت ، او توپ خاصى را درست کرده بود که وزن گلوله آن 300 کیلوگرم بود، که بیش از دو کیلومتر برد داشت ، و نقل و انتقال آن 700 نفر مرد لازم بود، و حدود دو ساعت براى پر کردن و آماده ساختن آن زحمت مى کشیدند.
وقتى که عازم قسطنطنیه شد 300 هزار مرد جنگجو تحت فرماندهى او بودند و علاوه بر توپهاى سنگین و وحشت آور، داراى 120 کشتى جنگى بود که به ابتکار خود از آنها براى حمله دریائى استفاده نمود. (121)
با بررسى این فرازها، نتیجه مى گیریم که علل پیروزى و فتح محمد ثانى ، تدبیر و آگاهى و علم و درایت او در به کار بردن مدرنترین وسائل و سلاحهاى روز و انضباط و نظم او در کارها بوده است .


2 - تاریخچه فتح قسطنطنیه

قسطنطنیه که با برقرارى حکومت سلاطین عثمانى به نام اسلامبول مبدل شد، شهر با سابقه و پرخاطره و عظیمى است که شش بار نام آن عوض شده و تاریخ پر ماجرا و کهن دارد.
این شهر افسانه اى از جهت داشتن مناظر طبیعى دل انگیز و آثار هنرى تاریخى ، مورد توجه خاص ملتها بوده و شهرت جهانى پیدا کرده است و یکى از خصوصیات آن این است که بر روى هفت تپه بنا شده است . یکى از زیبائیهاى این شهر ((بغاز بسفر)) است که شهر را به دو قسمت آسیائى و اروپائى تقسیم مى نماید، در دو طرف این بغاز که دریاى مرمره را به دریاى سیاه متصل مى سازد، حصار معروف اسلامبول قرار دارد که یادگارى بس ‍ درخشان از دورانهاى گذشته مى باشد. (122)
از بناهاى تاریخى این شهر، مسجد سلطان احمد، مسجد ایاصوفیا (که سابقا کلیسا بوده ) و کاخ و موزه توپ قاپو مى باشد، که بسیار باشکوه و دیدنى هستند.
مسجد سلطان احمد که اروپائیان بیشتر آن را به نام مسجد آبى مى شناسند از معروفترین مساجد اسلامبول است و تعداد 6 مناره دارد و یکى از آخرین نمونه هاى معمارى ترکیه فعلى است ، این مسجد که بنابه امر سلطان احمد اول (123) در سال 1609 تا 1616 میلادى بنا شده و امروز از معروفترین و پر رفت و آمدترین امکنه اى است که توریستها از آن دیدن مى کنند.
موزه و مسجد ایاصوفیا نیز از آثار باستانى و بناهاى تاریخى شکوهمند و دیدنى است ، مسجد ایاصوفیا همان کلیساى کهن و بزرگ تاریخ است که در سال 347 میلادى به دست کنستانتین ساخته شده است .
قسطنطنیه یکى از شهرهاى قدیمى یونان بود که ((بیزانتوم )) نام داشت ، و آنرا یونانیان قدیم در قرن هفتم قبل از میلاد بنا کرده بودند، تا آنکه در سال 330 میلادى ((کنستانتین )) امپراطور روم آن را پایتخت و مرکز امپراطورى رومانى شرقى قرار داد و این شهر از آن تاریخ ((کنستانتین )) نامیده شد، از آن پس رفته رفته ، کنستانتین به قسطنطنیه (124) مبدل گردید(125)
قسطنطنیه پایگاهى محکم و کانونى گرم و استوار براى مسیحیان و دژ و پناهگاه آنان بود.
این شهر دروازه اى داشت ، معروف به دروازه ((کرکوپورتا)) که از قرن 11 میلادى ، مسدود شده بود، زیرا نصرانیها چنین پیش بینى مى کردند که از این دروازه ، مهاجمین در حصار شهر رخنه خواهند کرد.
مسلمین از همان روزگار نخستین اسلام به منظور از میان بردن نصرانیت در کانون خود، فتح قسطنطنیه را جزو برنامه خود مى دانستند.
یکبار در اواخر سال 32 هجرى قواى اسلام از ناحیه خشکى به سوى قسطنطنیه پیش رفت و آسیاى صغیر را پیمود تا به کرانه ((بسفر)) رسید ولى بر اثر رسیدن زیانهائى نتوانست به قسطنطنیه برسد و از همانجا برگشت . (126)
و در سال 44 هجرى (664 میلادى ) کشتیهاى جنگى عرب به رهبرى بسر بن ارطاة با قسطنطنیه جنگید و در سال 52 هجرى یزید بن معاویه آن را محاصره کرد و پس از آن حداقل چهار بار، قسطنطنیه توسط سربازان اسلامى محاصره شد ولى فتح نگردید. (127)
مسلمانان چندین بار با حمله هاى مردانه تا پشت دیوار محکم قسطنطنیه رفتند اما نتوانستند از دیوار محکم و برج و باروى مستحکم آن بگذرند ولى مسلمانان آگاه ، باین نکته پى برده بودند که تا قسطنطنیه را فتح نکنند به نصرانیت تسلط کامل پیدا نخواهند کرد لذا در کمین قسطنطنیه بودند تا آنکه در سال 857 هجرى ترکان عثمانى این شهر را فتح کردند و آنرا مرکز امپراطورى عظیم خود نمودند. (128


وسعت قلمرو حکومت سلاطین عثمانى

پس از فتح قسطنطنیه ، کم کم حکومت آل عثمان توسعه پیدا کرد تا آنکه در زمان حکومت سلطان سلیمان خان (دهمین سلطان عثمانى ) به اوج اقتدار رسید، به گونه اى که در آن عصر در همه پهنه زمین امپراطورى و حکومتى ، مقتدر و وسیعتر از امپراطورى عثمانیان نبود.
کشور اسلامى عثمانى در عهد ((سلیمان خان )) از بوداپست و ساحل دانوب تا شلاله آسوان مصر و از ساحل فرات تا باب جبل طارق وسعت داشت .
مصر، الجزائر، طرابلس ، تونس ، آناطولى ، رومانى ، بلغارستان ، عربستان ، ترکیه ، سوریه ، لبنان ، فلسطین ، آلبانى ، مجارستان ، عراق ، ارمنستان ، یمن ، عدن ، سودان ، قفقاز، گرجستان ، آذربایجان و... همه در قلمرو حکومت عظیم و مقتدر دولت عثمانى قرار گرفتند. (129)
کوتاه سخن آنکه : عثمانیها از نظر نیروى دفاعى برى و بحرى آنچنان قوى و نیرومند بودند و در علوم جنگى اطلاع داشتند که در عالم نمونه کامل و رهبر اروپا گردیده بودند و بر همه کشورها از این نظر تفوق داشتند.
آنها بر سه قاره اروپا، آسیا و آفریقا و بر شرق اسلامى از ایران تا مراکش و آسیاى صغیر حکومت داشتند و بر دریاى مدیترانه ریاست مى کردند، به طورى که نماینده قیصر روم ((پطرس بزرگ )) که در حضور پاپ اعظم بود براى قیصر نوشت : ((سلطان عثمانى ، دریاى سیاه را مانند منزل اختصاصى خود مى داند و هیچگاه بیگانه اى حق دخالت در آن را ندارد.))
اروپا از این تشکیلات و اقتدار عثمانیها، احساس ناراحتى مى کرد و نقشه هائى براى تضعیف این دولت مقتدر اسلامى مى کشید، تا اینکه بر ضد عثمانى ها قیام کرد، ولى یورش آنها به نتیجه نرسید، در این مبارزه ، پاپ ، ایتالیا، اسپانیا، پرتقال و مالطه در سال 945 هجرى بر ضد عثمانیها به پا خاستند، ولى با آنهمه جمعیت نتوانستند کارى را از پیش ببرند. خلاصه توسعه قلمرو حکومت عثمانیها بجائى رسید که مساحت آن از چهار هزار میل (130) مربع تجاوز کرد، و آنچنان اروپا از حکومت عثمانى حساب مى برد که مى نویسند:
وقتى که محمد ثانى فاتح قسطنطنیه از دنیا رفت و خبر مرگ او به پاپ اعظم رسید، پاپ دستور داد که مسیحیان جشن بگیرند و تا سه روز نماز شکر بخوانند.(131)
براستى اگر مسلمین ، این موقعیت استراتژیکى جهانى و سیاسى را نگه مى داشتند، و با آگاهى و تدابیر عاقلانه و شیوه هاى اصولى و علمى استعمارگران را از خود مى راندند و هر گونه راه رخنه آنها را مسدود مى نمودند حکومت اسلامى در جهان با آن محتواى علمى و جهانى اى که داشت ، همه دنیا را مى گرفت و پرچم اسلام در همه جا به اهتزاز در مى آمد.
ولى خواهیم دانست که بى خبرى ها، غفلت ها، و عدم اطلاع به موازین عصر و غرق شدن در عیاشى و انحطاط اخلاقى ، چگونه آنها را به قهقرا برگرداند تا اینکه عظمت و اقتدار خود را از دست دادند!


4 - سقوط امپراطورى عثمانى و انگیزه هاى آن

با کمال تاءسف حکومت عثمانى و ملتش از این موقعیت بزرگى که نصیبش ‍ شده بود و مى توانست در پرتو آن جهان را از هر نظر تحت تسخیر خود قرار دهد، استفاده نکرد، و پس از مرگ سلطان سلیمان (دهمین سلطان عثمانى ) روز به روز کشور و اقتدار عثمانى رو به زوال و سقوط گذاشت ، تا آنکه با بروز جنگ جهانى دوم ، دولت عثمانى از اقتدار افتاد و اروپا با پیشرفتهاى علمى و تکنیکى خود به پیش آمد و بر جهان تسلط یافت .
براى استعمارگران هیچ عاملى خطرناکتر از اتحاد و همبستگى مسلمین و تبدیل حکومتهاى اسلامى به یک حکومت قوى جهانى نبوده از اینرو آنها از ضعف و هواپرستى و اختلاف و غفلت مسلمین استفاده کرده و امپراطورى عظیم عثمانى را به ممالک متعدد به نامهاى ، لبنان ، اردن ، عراق ، سوریه ، حجاز، یمن ، عدن ، سودان ، مصر، فلسطین و کشورهاى کوچک خلیج فارس ‍ و... تجزیه و قسمت کردند.
و با این کار در حقیقت قواى خلل ناپذیر و بى نظیر حکومت اسلامى را متلاشى و تقسیم نمودند.
داستان تاءسف انگیز امپراطورى عظیم عثمانى اسلامى از چند نظر مایه عبرت است ، که با تشریح انگیزه هاى این شکست و انحطاط مى توان بر آن دست یافت .
بطور کلى انگیزه هاى این شکست و زوال را مى توان در موضوعات ذیل خلاصه کرد:


1 - انحطاط مذهبى و اخلاقى

شکى نیست که مذهب و اخلاق نقش مؤ ثر و سازنده و بنیادى در حفظ کیان و شخصیت سیاسى و اقتصادى و اجتماعى دارد و دین اسلام روحى است که کالبد ملت را جان مى دهد و تکامل مى بخشد.
ولى با کمال تاءسف ، حکومت عثمانى بنام حکومت اسلامى بود اما بر اثر غفلت و بى اعتنائى به موازین مذهب و اخلاق مبتلا به امراضى چون حسد، دشمنى ، کینه ، و فساد اخلاق زمامداران و خیانت فرماندهان به بیت المال و ملت شد و ملت نیز در خوشگذرانى و غفلت بسر مى بردند، در نتیجه به امور جارى توجه نکردند و طبعا بسوى شکست و زوال سوق داده شدند.


2 - عدم استفاده از علوم گوناگون و غفلت از وضع زمان

بدنبال انحطاط مذهبى و اخلاقى ، آنچه را که مذهب اسلام از آنها در مورد استفاده از علوم مختلف و بکار بردن آن خواسته بود، نادیده گرفتند، آنها مخصوصا به مضمون این آیه توجه نداشتند که :
((براى سرکوبى دشمن آنچه مى توانید نیرو و اسبان بسته آماده سازید تا دشمن خدا و دشمن خود و کسان دیگر جز آنها را که نمى شناسید بترسانید.))(132)
و همچنین گفته پیامبر عظیم الشاءن اسلام (ص ) را فراموش کرده بود که : ((علم و دانش گمشده شخص با ایمان است ، در هر جا که آن را یافت (آن را باید بدست آورد) او به دانش سزاوارتر از دیگران است .))(133)
حکومت عثمانى و ملتش سزاوار بود که از علوم مختلف براى دفع دشمن استفاده کنند، اما به عکس بر اثر غفلت و خوشگذرانى خود را در حصار همان علوم محدود خود زندانى کردند و بیرون حصار را ندیدند.
چنانکه بانوى دانشمند ((ادیب خالده )) در فرازى از سخنرانى خود(134) گوید: ((آن زمان که علم فلسفه بر دنیا حکومت مى کرد، علماى اسلام در مدرسه سلیمانیه و مدرسه فاتح در این خصوص کوتاهى نکردند و در ترویج آن کوشیدند، ولى هنگامى که غرب از اسارت فلسفه بیرون مى آمد و دست به انقلاب صنعتى مى زد، علماى اسلام ، همدوش پیشرفتهاى زمان به پیش نرفتند و علوم جدید را نادیده گرفتند و چنین مى اندیشیدند که اوضاع نباید تغییر کند، و این فکر استعمارى و بى اساس تا قرن 19 میلادى ادامه یافت .)) (135)
این جمود و توقف و عدم استفاده از علوم گوناگون ، منحصر به ترکیه و مدارس آن نبود. بلکه شرق و غرب جهان اسلام به این بلاى خانمان سوز مبتلا بودند، سستى و بى توجهى و سرگرم شدن به داستان سرائى و غیره آنها را از علوم لازم جدا کرد.
مقارن این زمان ، اروپا از خواب غفلت بیدار شد و با سرعتى سرسام آور براى استخدام علوم مختلف و تسخیر قواى طبیعت به پیش رفت ، اکتشافات جدیدى به جهان عرضه کرد، قاره ها و نقاط مجهول زمین را کشف نمود.
دانشمندانى همچون کپرنیک ، گالیله ، کپلر و نیوتن (136) را در دل خود پروراند طولى نکشید مسلمین که آنان بنیانگذاران تمدن بودند، از زیر چتر تمدن علمى بیرون افتادند و در نتیجه کارشان رو به زوال و انحطاط کشید.
خواب مسلمانان تنها یک ساعت و دو ساعت و چند روز نبود، بلکه سالها و بلکه قرنها بیدار نشدند، نتیجه آن شد که اروپا در قرن 16 و 17 میلادى میدان را گرفت و انقلاب رنسانس ، و نابودى مخالفان علم را به وجود آورد و بر همه شئون ملتهاى جهان تسلط یافت .


3 - عدم اتحاد ممالک اسلامى

در قرن 13 میلادى که قرن ترقى و عظمت تاریخ اروپا است دولت عثمانى معاصر دو حکومت شرقى یکى مغول در افغانستان و دیگرى حکومت صفویه در ایران بود.
دولت مغول هیچ توجهى به نهضت علمى و ترقى صنعتى اروپا نداشت بگونه اى که گاهى تجار و پزشکان و سفراى کشورهاى اروپائى را بچشم حقارت و تمسخر مى نگریست .
دولت صفویه هم گرچه بسوى تمدن قدم برمى داشت ، ولى پیمان برادرى و اتحاد با دولت عثمانى نداشت و بلکه بعکس مکرر به دولت عثمانى حمله کرده و آتش جنگ و اختلاف در میان آنها، زبانه مى کشید.
این دو دولت بزرگ ، هیچ توجهى به شرق ادنى (مقر حکومت عثمانى ها) نداشتند.
کوتاه سخن اینکه : گویا پدران به فرزندان وصیت کرده بودند که با هم پیمان برادرى و دوستى منعقد نسازید.
آرى اینها دو مطلب را که از ارکان اساسى پیشرفت بود فراموش کردند یکى اینکه با هم طرح دوستى و برادرى نریختند و دیگر اینکه به فکر تعلیم و تربیت در مورد علوم و صنایع اروپا نیفتادند.(137)
اینها و عوامل دیگر، انگیزه هاى سقوط امپراطورى عظیم اسلامى و بطور کلى انحطاط و زوال کشورهاى اسلامى شد.
مثل اینها چون آن مسافر مسلحى است که در راه مسافرت در زمین دراز کشید و خوابید، دشمن او را غافلگیر کرد و اسلحه او را از او گرفت ، وقتى که بیدار شد، خلع سلاح شده بود و چاره اى جز تسلیم شدن را نداشت :
آرى در این شرائط بود که در جنگ جهانى دوم ، حکومت عثمانى غافلگیر شد و از هم پاشید و به چندین قسمت تجزیه گردید و در نتیجه در مارس ‍ 1925 میلادى اسلام به معناى یک قدرت آشکار سیاسى و اجتماعى و کانونى مشتعل از اندیشه ها و احساسهاى نو و نیرومند و زاینده از صحنه حوادث جهان رخت بر بست و از میدانهاى گرم کار و پیکار به گوشه سرد و آرامى مى خزید و رفته رفته راه اضمحلال و تفرق را پیش گرفت .
آرى شکست عثمانى یک شکست نظامى و سیاسى نبود، بلکه انحطاط فرهنگ اسلامى ، فرسودگى روحى و فکرى مسلمانان و تبدیل اسلام جوشان و خروشان و حرکت زا و جنبش آفرین به اسلامى افسرده و بى روح بود.
حریف دیرینه اسلام ، ((مسیحیت )) از کمین برخاست و با رنسانس و انقلاب صنعتى و شکست پاپ و آشتى کردن علم با زندگى ، تا مى توانست تلافى کرد و بر قله تسلط بر جهان تکیه زد.

مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
.:
Themes By Blog Skin :.