وبلاگicon
سزای سخنچین - در انتظار بهار ظهور

در انتظار بهار ظهور
عشق یعنی یک خمینی سادگی... عشق یعنی با علی دلدادگی.... عشق یعنی دست تو پرپر شده...عشق یعنی یک علی رهبر شده... عشق یعنی لافتی الا علی.... عشق یعنی رهبرم سید علی
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ٢٩ امرداد ۱۳۸۸ توسط بچه شیعه | پيام هاي ديگران()

سزاى سخن چین

روزى شیرى بیمار شد (با توجه به اینکه شیر در میان حیوانات ، سلطان آنها است ) همه درندگان از او عیادت کردند، غیر از روباه .
گرگ نزد شیر رفت و نسبت به روباه ، سخن چینى کرد، مثلاً گفت : اعلیحضرتا، همه به دیدن تو آمده اند، ولى روباه نیامده است .
شیر فرمان صادر کرد که هر وقت روباه آمد، مرا با خبر کنید، چیزى نگذشت که روباه آمد، شیر باخبر شد و به روباه گفت : ((چرا به دیدن من نیامدى اى فلان فلان شده )).
روباه گفت : من در جستجوى دارو براى درمان تو بودم .
شیر گفت : حال بگو بدانم ، آیا داروئى پیدا کردى ؟
روباه گفت : ((آرى ، غده اى در ساق پاى گرگ ، وجود دارد، سزاوار است که آن غده ، بیرون آورده شود و آن را بخورى و خوب شوى )).
شیر به گرگ حمله کرد و با چنگال خود، پاى گرگ را گرفت و غده را از پاى گرگ ، بیرون آورد.
روباه از آنجا گریخت ، گرگ در حالى که از پایش خون مى ریخت ، روباه را در راه دید، روباه فورى به گرگ گفت : یا صاحب الخف الاحمر اذا قعدت عند الملوک فانظر ماذا یخرج من رأ سک : ((اى صاحب کفش قرمز وقتى نزد شاهان مى نشینى ، متوجه باش از سر و دهانت ، چه بیرون مى آید؟))

مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
.:
Themes By Blog Skin :.