وبلاگicon
شهادت پیرمرد - در انتظار بهار ظهور

در انتظار بهار ظهور
عشق یعنی یک خمینی سادگی... عشق یعنی با علی دلدادگی.... عشق یعنی دست تو پرپر شده...عشق یعنی یک علی رهبر شده... عشق یعنی لافتی الا علی.... عشق یعنی رهبرم سید علی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ٢۸ امرداد ۱۳۸۸ توسط بچه شیعه | پيام هاي ديگران()

شهادت پیرمرد

هنگامى که در سال 61 هجرى ، بازماندگان شهداى کربلا را به صورت اسیر، وارد دمشق (مقر حکومت یزید) کردند، پیرمردى کنار زنها و بچه هاى اسیر آمد و با کمال گستاخى گفت :
((حمد و سپاس خداوندى را که شما را به هلاکت رساند و شهرها را از (اخلال ) شما آسوده نمود، و امیر مؤمنان یزید را بر شما مسلط کرد)).
امام سجاد (ع ) به آن پیرمرد فرمود: ((آیا قرآن خوانده اى ؟)).
پیرمرد - آرى .
امام - آیا این آیه را درک کرده اى که خداوند (در سوره شورى آیه 23) مى فرماید:
((قل لااسلکم علیه اجراً الا المودة فى القربى .))
:((اى پیامبر؟ بگو من براى رسالت خود، از شما مزدى جز دوستى با خویشاوندانم - نمى خواهم )).
پیرمرد - آرى این را مى شناسم .
امام - خویشاوندان پیامبر ما هستیم .
امام - اى پیرمرد! آیا در سوره اسراء (آیه 26) این آیه را خوانده اى ؟:
و آت ذاالقربى حقه : ((حقّ خویشاوندان پیامبر (ص ) را ادا کن )).
پیرمرد - آرى خوانده ام .
امام - این خویشاوندان ما هستیم .
امام - اى پیرمرد! آیا این آیه (41 سوره انفاق ) را خوانده اى ؟:
واعملوا انّما غنمتم من شى ءٍ فانّ للّه خمسه وللرسول ولذى القربى .
:((و بدانید هر چه سود ببرید، پنج یک آن مخصوص خدا است ، و مخصوص رسول و خویشاوندان رسول خدا است )).
پیرمرد - آرى خوانده ام .
امام - خویشاوندان پیامبر (ص ) ما هستیم .
امام - اى پیرمرد آیا این آیه (33 سوره احزاب ) را خوانده اى ؟!:
انّما یرید اللّه لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیراً.))
:((خداوند خواسته است که ناپاکى را از شما خاندان بردارد و شما را کاملاً پاک فرماید)).
پیرمرد - آرى خوانده ام .
امام - آن خاندانى که خداوند، پاکى آنها را خواسته ، ما هستیم .
پیرمرد خاموش شد، و آثار پشیمانى در چهره اش نمایان گشت ، و گفت : ((تو را به خدا، شما از خاندان پیامبر (ص ) هستید؟)).
امام سجاد فرمود: ((آرى سوگند به خدا، ما همان خاندان هستیم و به حق جدّمان رسول خدا (ص ) ما همان خویشان رسول خدا (ص ) هستیم .
پیرمرد، منقلب شد و سخت گریه کرد و بر اثر شدت ناراحتى ، عمامه اش را از سر گرفت و بر زمین کوبید و سپس سر به آسمان بلند نمود و عرض کرد: ((خداوندا ما را از دشمنان جنى و انسى آل محمد بیزاریم )).
سپس به حضرت امام سجاد (ع ) عرض کرد:)) آیا راه توبه است ؟)).
امام - آرى اگر توبه کنى ، خداوند آن را مى پذیرد و با ما خواهى بود.
پیرمرد - من از گفتار و کردار خود توبه کردم .
یزید از این جریان آگاه شد، دستور داد آن پیرمرد را اعدام کردند.

مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
.:
Themes By Blog Skin :.